درمان یعنی کسی که مصرفش تریاک و هروئین بوده که وقتی ما آن را درمان می کنیم از تعادل روحی و روانی برخوردار باشد و از نظر فیزیولوژی درست شده باشد و اگر تریاکی بوده، در انبار تریاک هم بخوابد بتواند بخواب برود نه این که تا صبح تحمل بکند و زجر بکشد که این می شود درمان.... ؟
 که هر کسی مصرف کننده ای را اینطور درمان کرده آن را بیاورد و آنموقع بگوید من روش درمان را می دانم.

به نام قدرت مطلق الله 

نوشتار سی دی معنا 

بحث بین استاد و شاگرد در تاریخ: ۸۲/۷/۱۲

استاد: برای بعضی از دوستان، تازه کمی موضوع جا افتاده و برای بعضی ها با دید بسیار متعجب اما جستجوگر باقی است. با تلاش فراوان و آن الهامات لحظه ای که برایتان بصورت تفکر و تعقل پیش می آید مسئله را مطرح می نمایید و این آغاز بازنمودن کلیدهایی است که هر یک معمایی در بر دارد و این بسیار خوب است.. دوستان هم در این زمینه به تلاش ادامه می دهند. بسیار خوب است و این در کل کائنات بکار می آید و سبب بازنمودن معماهای سخت و بسته می شود.

دستور جلسه امروز تحت عنوان معما می باشد.. معما یعنی یک مسئله حل نشده و اگر یک مسئله ای حل شود، می شود علم که علم عبارت است از؛ کشف و ابداع قوانین حاکم بر ذرات (ماده) و امواج (احساس، تفکر) برای تغییر، تبدیل و ترخیص.

معما سه پارامتر دارد و اینجا یک مثلث تشکیل می شود.. قسمت اول؛ صورت مسئله. قسمت دوم؛ فاعل. قسمت سوم؛ حل مسئله.

در حل کردن معما صورت مسئله یک نقش بسیار کلیدی و مهمی دارد که اولین گام برای برداشتن هر مسئله ای می باشد که ما چه داریم و چه می خواهیم.. معما فقط این نیست که بصورت پیچیده باشد و حل نشود. معما یک ویژگی دارد که این ویژگیها در صورت مسئله داده می شود و شما باید با دریافت ویژگیهای صورت مسئله، مسئله را حل بکنید. برای مثال؛ زردم زبرم، زیر زمین به سر برم، قبای زردی به تنم، کلاه سبزی به سرم.. که در این صورت مسئله، مشخصات و نشانیها را می گوید و جواب این معما می شود؛ زردک.. این را گفتم که بدانیم معما چه هست و ما باید در تمام سطوح زندگی روی این قضیه تفکر نماییم که من کاری را که می خواهم انجام بدهم این کار چه نتایجی برای من در بر خواهد داشت؟ مخاطرات و ریسک این کار چقدر است؟

اگر مسأله، صحیح و درست مطرح نشود شما هرگز به جواب نمی رسید. مثلاً ممکن است در یک موضوع خاصی ما حساب دخل و خرج و آمار و ارقام را بکنیم و اگر اطلاعات ما در آمار و ارقام درست نباشد ما هرگز به نتیجه درستی نمی رسیم. در مورد اعتیاد هم هنوز صورت مسأله ای برای این موضوع وجود ندارد.. برای این که معتادان بی نام در امریکا می گوید؛ اعتیاد یک بیماری مرموز، لاعلاج و پیش رونده است! یعنی معما است. و روی تمام اساتید و دانشگاههای دنیا این جمله اثر گذاشته است و این را باور کرده اند و چون صورت مسأله، درست مطرح نشده است هنوز اعتیاد درمان نشده است. من در یک مجمع علمی گفتم؛ کسی می تواند بگوید که من درمانگر اعتیاد هستم و اعتیاد را می شناسم  که بتواند برای نمونه یک نفر را به درمان برساند که این می شود علم.. البته به درمان برسد نه این که ترک بکند! چون ما می توانیم بوسیله کمپ، زندان، با کتک و شلاق، داروهای موجود در عطاری، یوگا و... شخص را ترک بدهیم.

درمان یعنی کسی که مصرفش تریاک و هروئین بوده که وقتی ما آن را درمان می کنیم از تعادل روحی و روانی برخوردار باشد و از نظر فیزیولوژی درست شده باشد و اگر تریاکی بوده، در انبار تریاک هم بخوابد بتواند بخواب برود نه این که تا صبح تحمل بکند و زجر بکشد که این می شود درمان.. که هر کسی مصرف کننده ای را اینطور درمان کرده آن را بیاورد و آنموقع بگوید من روش درمان را می دانم. این تقصیر کیست؟ آیا این اشخاص بی سوادند؟ نه.. خیلی هم باسواد و متخصص هستند و مقامهای علمی بالایی دارند! ولی چون صورت مسأله اعتیاد درست مطرح نشده این تبدیل به یک مسئله لاینحل و معما شده است.

در متد DST، سیستم ایکس و صورت مسأله ای که ما در چهارمقاله داریم می گوید اعتیاد چیست؟ و این مسئله را توجیح و مشخص می کند. در هر نفری که یک راهنما می خواهد او را به درمان برساند این یک معماست و اصلاً هر انسانی یک معماست و آنجایی که مطرح می کنیم؛ زردم زبرم، زیرزمین به سر برم، قبای زردی به تنم، کلاه سبزی به سرم.. این تازه قسمت صور آشکار معماست و صور پنهانش هنوز مانده است و ممکن است خیلی از موضوعات دیگری هم باشند که بتوانیم به این معما ارتباطش بدهیم و نکته مهم این است که هر معما صور آشکار و صور پنهان دارد و ما باید به قسمت صور پنهان آن دقت بکنیم.

صور پنهان معمای زردک این است که قابل خوردن است، شیرین است، ویتامین دارد، ممکن است املاح معدنی هم داشته باشد و... یا صور آشکار کسی این است که خیلی پولدار است و صور پنهانش این است که خیلی هم بدهکار است.. یا صور آشکارش این است که خیلی خوش تیپ است و صور پنهانش این است که مثلاً کلیه اش را پیوند کرده است و مریضیهای دیگری هم دارد.. پس در حل معما صور پنهان نقش بسیار مهمی دارد. در اعتیاد هم برای حل معمای اعتیاد و صورت مسأله آن فقط روی صور آشکارش حساب کرده اند که بتوانند علائمی مثل؛ بی خوابی، بیرون روی، عرق کردن و... را از بین ببرند! 

در خصوص صحبت استاد که می گوید؛ برای بعضی ها با دید بسیار متعجب اما جستجوگر باقی است.. این صحبت مال ۱۲ سال پیش است و الان همان مقاله ای است که آقای ویلیام وایت در امریکا منتشر کردند که بدست تمام کسانی که در خط مقدم اعتیاد در امریکا کار می کنند رسید. مثل؛ تمام پزشکان، پرستاران، مددکارهای اجتماعی، پلیس و قضات که بالای ۳۰ هزار تا بچاپ رسید که آنجا همین جمله بکار برده شده بود که متخصصین امریکایی با تعجب به این قضیه نگاه می کنند که چگونه پارامترهای متعدد اعتیاد در یک جا جمع شده است؟ 

این نیست که الهامات و القائات فقط برای مردان خدا و... می باشد، وقتی که انسان روی یک موضوعی کاملاً متمرکز می شود موضوعی که بدردش بخورد..  آنموقع الهامات آغاز می شود یعنی به یک خیاط شما نمی توانید اره و چکش و میخ بدهید اینها بدرد خیاط نمی خورد.. وسایل مورد نیاز او سوزن و نخ و پارچه می باشد. پس اگر موضوع، خیاطی است الهام و القاء به کسی می شود که خیاط باشد و روی خیاطی کاملاً متمرکز بشود. منظورم این است که الهام و القاء مال افراد خیلی خاص نیست تمام انسانها تحت تأثیر این الهامات و القائات هستند، حالا یکی قطره آب است و دریا آب است.. انگشت نمک است و خروار هم نمک است.. و این در مورد همه انجام می گیرد.

استاد: درباره این که چه می شود.. شدنها ادامه دارند. ما به انجامها می نگریم، خود به یاری نیروهای درونی و بیرونی به انجام می رسد خواسته در راه الهی باشد.

هر کاری و هر موضوعی که در تفکر و اندیشه ما هست و بخواهیم انجام بدهیم به انجام می رسد مشروط یه این که هم از نیروهای درونی و هم نیروهای بیرونی مان استفاده بکنیم. ولی انسانها همیشه در حل مسائل و مشکلات به دنبال نیروهای بیرونی مثل؛ کمکهای مالی، کمکهای خیرین و... می گردند و کمتر روی خودشان حساب می کنند. الان جامعه مصرف کنندگان مواد مخدر در کل جامعه، نیروی درونی فوق العاده قوی و نیرومندی دارند.. اگر روی این نیرو حساب کردی میتوانی استفاده بکنی. اگر به یک فرد مصرف کننده، پاکی و رهایی را بدهی چون حالا به سلامتی رسیده و در جامعه از احترام خوبی برخوردار شده و به کار و زندگی اش می تواند برسد پس هر کاری که از دستش بربیاید برای کنگره انجام می دهد.

در مکاتبات من و بیل، او از من سؤال کرده بود که دلیلش چیست که شما اینقدر رشد کرده اید؟ که ما هم در امریکا همین کار را بکنیم. گفتم؛ مهمترین دلیل رشد ما این است که ما چاهی را کندیم و این چاه به آب رسید.. یعنی ما به درمان قطعی اعتیاد رسیدیم و حالا از آب این چاه برای آبیاری مزارع، درختان، صیفی جات، غلات و... استفاده می کنیم. در معتادان بی نام اینها برای این خیلی زحمت می کشند و با چنگ و دندان پاکی خود را حفظ می کنند چون چاهشان هنوز به آب نرسیده است. پس ما به درمان رسیده ایم چون از نیروی درونی مان استفاده کرده ایم و اکنون ۱۷ سال است که کنگره60 به این مرتبه رسیده است و این باورنکردنی است.. ما تا حالا یک فقره چک برگشتی نداشته ایم و همیشه در حسابمان پول بوده و تا حالا چک مدت دار حتی به مدت یک هفته نکشیده ایم که اینها همه در پرتو استفاده از نیروهای درونی بوده است.

استاد: ما بسیار خوشحالیم که کلیه دانستنیها به صور گوناگون، بحث و توسعه می یابند و مانند پرواز پرندگان به هر سو می روند و این آثار تلاش و تفکر شماست. جهان در حلقه های خود در حرکتی منظم و استوار طبق قائده در حرکت است و شما بطور جمع فکر می کنید چقدر آن را به چشم می بینید؟ پس بازی همچنان ادامه دارد و ما چیزهایی را که می بینیم و در مقایسه با اطراف و جهان خود باید بگوییم به اندازه یک طفل تازه بدنیا آمده نیستیم.. حال خودت ماجرا را دریاب. مکتوب بسیار خوب شده است و بعضی از دوستان از این که از آنان یادی نمودی خشنودند و این برای همه ما که تقریباً داریم یک نسخه پیدا می کنیم مسبّب خوشحالی بسیار شده که وصف آن آسان نیست. به جاهایی رفتی و بیرون آمدی.. گویی در همه قرون بوده ای و این بسیار نیکوست. دوستان دیگری که در کلام قوتی داشتند و آنانی که در نوشتن به مهارت دست یافته بودند با بیان خود از این مکتوب، احساس خودشان را نشان می دادند. دوستی می گوید که بالاخره وقتش رسید که از این سلسله جبال عبور کنیم.. دیگری می گوید؛ دفتری بسته شود کتاب دیگری گشوده و مکتوب می شود و اگر مسافری به مقصد برسد.. مسافر دیگری به سفر می رود. این بازی همچنان ادامه دارد و حیات ادامه دارد و این خواست خداوند است که در حال جاری شدن است و هیچ موجودی در هیچ یک از مراحل تکامل خود بخواب نمی رود و اگر به ظاهر خواب باشد در حال گرفتن قدرت و قوت از مبدأ خویش است تا راه را بهتر بیابد و فرمان را بهتر به اجرا درآورد و این داستان نیست.. زیرا واقعیتی است که در این مکتوب دیده می شود و ما می دانیم که برای کتابت این نوشته ها بسیار تعقل و تفکر و مطالعه انجام شده است، بهرحال ما خوشحالیم و منتظر بقیه جواب.

شاگرد: خیلی علاقمند بودم روابط شمس و مولانا را بدانم و به عبارت دیگر ارتباط فی ما بین آنها از نوع کشف و شهودی بوده و یا این که در زمین بصورت دو کالبد فیزیکی یکدیگر را ملاقات می کرده اند؟ زیرا کتابهای بسیاری توسط اشخاص مختلف در تاریخ و ادبیات به نگارش درآمده و داستانهای بسیاری از آشنایی شمس و مولانا نوشته اند که برخورد و یا زندگی آنها چنین بوده و چنان بوده و شمس را موجودی کاملاً در قالب فیزیک جسم می دانند.

در تاریخ ادبیات ایران راجع به ارتباط شمس و مولانا هیچ چیز روشنی وجود ندارد و قصه های خیلی زیادی در مورد اینها وجود دارد که همه اش سراسر ابهام است.

استاد: شاید آن اشخاص که تصاویر را به نگارش در می آورند اصلاً مولانا را نمی شناسند.. مولانای عزیز، دارای همان خصوصیاتی بوده که از نوشته های او پیداست. در حال سبکبالی بسیار ترد و شکننده بود و اما شمس.. او هم در قید حیات و هم پس از حیات مولانا با یکدیگر تماس داشتند اما نه به صورتی که امروز در کتابها می بینید. شمس در خواب مولانا می آمد و با یکدیگر به گفتگو می پرداختند و این از بیان هر دو و هر یک به تنهایی عنوان شده است.

ما ایرانی هستیم و قرنها دارای اطلاعات و آگاهی بوده ایم و دانش بسیار زیادی مثل؛ عرفان، معرفت شناسی و در زمان زرتشت، آیین یکتاپرستی و دانش بسیار زیادی در سطوح متعدد داشته ایم که بعضی از کتب ما از بین رفته است. بزرگانی داشته ایم که در جهان مکاشفه بوده اند و کشف و شهود داشته اند و اینها در تاریخ ادبیات وجود دارد. بایزید بسطامی برای این بایزید بسطامی شد که کشف و شهود داشت.. ابوالحسن خرقانی، شیخ شهاب الدین سهره وردی، کشف و شهود داشتند. مکتب عرفان ما مملوء از کشف و شهود است با این وجود ما هنوز باور نداریم که کشف و شهودی است! سهره وردی در کتاب حکمت الاشراق می گوید؛ حکیم ذوقی حکیمی است که همچنان که خلع لباس می کند، خلع کالبد کند و به عالم بالا درآید.. که ادبیات ما پر از این مطالب است ولی هنوز این مسائل در هاله ای از ابهام قرار دارند و چون ما همه چیز را با پنج حس خودمان می بینیم و درک می کنیم بنابراین باور نمی کنیم و حق هم داریم باور نداشته باشیم.. ولی پشت پرده ای هم وجود دارد و به عقیده من شمس و مولانا دو شخصیت کاملاً مکاشفه ای هستند.

                   به معراج برآیید چو از آل رسولید 

                    رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید




طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،
برچسب ها: درمان اعتیاد وب لژیون آقای فریدون جنابی، متن کامل سی دی های کنگره ۶۰، نوشتار سی دی معما،

تاریخ : دوشنبه 4 بهمن 1395 | 08:20 ب.ظ | نویسنده : محمد حیدری | نظرات شما عزیزان

Can you get taller with yoga?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:07 ق.ظ
I do not know if it's just me or if perhaps everybody else experiencing issues with your blog.
It seems like some of the text within your posts are running off the screen. Can somebody
else please provide feedback and let me know if this is happening to them too?

This could be a issue with my browser because
I've had this happen before. Kudos
مسافرامیررضایی
چهارشنبه 6 بهمن 1395 11:17 ب.ظ
باسلام و عرض خداقوتی صمیمانه، تقاضادارم نسبت به جابجایی آدرس جدیدوبلاگ آقای حسینی اقدام فرمایید. باسپاس
https://hoseinic60hosein.mihanblog.com
پاسخ محمد حیدری: Slm chashm
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس