تبلیغات
درمان اعتیاد وب لژیون آقای فریدون جنابی - نوشتار ( سی دی هنر ) از استاد امین
هر صوت و تصویر یا ترکیب اینها که بتواند مفهوم یا حقیقتی را در کمترین ساختار ممکن با کوچکترین عبارت بیان نماید که منجر به احیا و بازسازی یا بقولی باعث ایجاد تعادل و یا تعالی در انسان بشود ما می توانیم به آن تصویر یا شیء هنر بگوییم. 

نوشتار سی دی "هنر" استاد امین دژاکام

به نام قدرت مطلق الله

درس جلسه قبل راجع به کفر بود که داشت حقیقتی را بیان می کرد که کتابهای آسمانی برای زمان خاص و برای افراد خاصی نیست.. اگر ما بیاییم روی تعاریف دقت بکنیم هر علمی را که شما در نظر بگیرید ابتدایی ترین چیزی که شما در علم یاد می گیرید تعریف است چون پایه و ستون هر علمی تعاریف پایه ای است که اگر آن تعریف درست باشد آن علم کارآمد می باشد ولی اگر تعاریف غلط و من درآوردی باشند آن علم نتیجه ای در بر نخواهد داشت. در کلام ا... شریف هم همینطور است ما اگر بتوانیم از آن تعاریف اصلی مثل؛ کفر، شرک، اصحاب یمین، اصحاب شمال و... تعاریف درستی داشته باشیم می توانیم قرآن را بفهمیم.. ما مثلاً یک جایی تعریف نفس را می خوانیم که گفته شده نفس همان جسم است.. نفس همان روح است.. نفس همان ذهن است و... بعد در تعریف ذهن می گوید؛ ذهن همان نفس است.. ذهن همان جسم است.. ذهن همان روح است.. بعد در تعریف روح می گوید؛ روح همان ذهن است.. روح همان جسم است و..!! که شما هیچ چیزی از این تعاریف سر در نمی آورید یک چیزی که تعریف شده است تعریف خودش را دارد و تعریف ذهن با تعریف نفس و تعریف نفس با تعریف عقل فرق می کند که ما بایستی اینها را از همدیگر تفکیک بکنیم.

کلام ا... شریف در تعریف کفر این را به ما یاد می دهد که ما هر کاری انجام بدهیم اصلاً لزومی ندارد که کسی بیاید ما را مجازات بکند بلکه مجازات در درون خودمان اتفاق می افتد. در واقع این را می خواهد بگوید که ما هر عملی را انجام بدهیم عیناً بازتابش به ما می رسد. اگر ما جلوی حقیقت پرده ای بکشیم و مانع خیر و راستی بشویم نتیجه این می شود که آن پرده و مانع، اول جلوی چشمان خودمان قرار می گیرد و ما دیگر نمی توانیم خیر و خوبی را ببینیم و نمی توانیم زیبایی را درک بکنیم که در این صورت صفات خوب ما یواش یواش ضعیف و ضعیف تر می شوند و ما قدرتمان را از دست می دهیم. در آیه ای از کلام ا... گفته شده که اگر شما در مقابل کارهای زشت (گناهان بزرگ) بایستید و روی کارهای زشت پرده بکشید خداوند هم روی معایب، ناتوانی و ضعف شما پرده می کشد.

در آیه ای دیگر در مورد کفر گفته شده است؛ "نوشانده شده در قلبهایشان عجله به دلیل کفرشان".. یعنی یکی از پیامدهای کفر این است که انسانهایی که کفر انجام می دهند می افتند در فاز عجله.. در همه کارها عجله می کنند و عجله کردن یعنی این که شما از کنار هر موضوعی سریع رد می شوید مثلاً شما اگر از کنار یک تصویر زیبا با عجله عبور بکنید و بروید دیگر نمی توانید زیبایی آن را ببینید. پس عجله ای که در وجود انسانها بوجود می آید باعث می شود که انسان دیگر نتواند زیبایی ها و مطالب و مفاهیم را آنطور که بایستی ببیند و درک بکند.. و این نیست که شما یک میکروسکوپ بردارید و بروید و ببینید که چه کسی کافر است و چه کسی نیست! این را بگویم که جهان بینی یک سلاح خیلی قدرتمندی است اما این سلاح زمانی اثر می کند که روی خود انسان استفاده بشود و ما باید جهان بینی را برای شناخت و پالایش خودمان بکار ببریم و در درون خودمان امتحان بکنیم و ببینیم که آیا خودمان کفر انجام می دهیم یا نه؟ ولی اگر بخواهیم جهان بینی را روی کس دیگری آزمایش بکنیم فاجعه بوجود می آید و تبدیل به مشکلات خیلی بدی می شود.

در آیه ای دیگر گفته شده؛ "به دلیل کفرشان زندگی دنیا در چشم کافران آراسته شد".. یعنی چیزهایی که واقعاً زیبایی و ارزش چندانی ندارند برای کسی که کفر می ورزد با ارزش می شوند همانطوری که انسان چیزهای خوب را پنهان می کند همانطور هم چیزهای زشت روی کار می آیند، روابطی که محتوا و ارزش ندارند روابطی که محبتی در آنها نیست روی کار می آیند و انسان فکر می کند اینها خیلی دوست داشتنی، با ارزش و جذاب هستند چون پرده و حجاب اگر نگذارد خوبی رد شود اجازه می دهد بدی رد شود.. یعنی برای خیر این حجاب فیلتر است و برای شر صافی که دقیقاً ویژگی معکوسش را دارد.

بحثی را که امروز می خواهم راجع به آن صحبت بکنم موضوعی است به اسم "هنر".. تعریفی که از علم در کنگره می شود این است؛ قوانین هستی (تغییر، تبدیل، ترخیص)  به راستی و درستی دلالت دارند و حقیقتی را بیان می کنند. مثلاً ما روش DST، را به عنوان علم قبول داریم چون دارد حقیقتی را بیان می کند و تغییر و تبدیل را بیان می کند، تغییر از یک فرد مصرف کننده به یک شخص سالم و طبیعی.. و به راستی و درستی هم دلالت می کند همه کسانی که به درمان رسیده اند سندی است بر درستی این قضیه. ولی در متد سم زدایی این تعریف قابل قبول نیست چون شخصی که مصرف کننده بوده از طریق متد URD، تغییری در جهت منفی در آن اتفاق افتاده و میزان مصرف و تخریبش بیشتر شده و جسمش سالم نشده و هیچ حقیقتی را بیان نمی کند. بنابراین طبق تعریف ما سم زدایی تعریف علمی محسوب نمی شود.

آیا ما برای هنر هم می توانیم تعریفی داشته باشیم؟ اصلاً داشتن این تعریفها به چه دردی می خورد؟ داشتن این تعریفها به انسان کمک می کند که بتواند در مسیر زندگی انتخابهای درستی را انجام بدهد.. شما می توانید تشخیص بدهید که چه کاری هنر است و چه کاری هنر نیست که در این صورت اتفاقهای خیلی خوبی می تواند بیفتد. هنر در دیکشنری به معنی فضیلت، کمال، علم و دانش و... ترجمه شده است و هنر را به هنرهای هفتگانه تقسیم کرده اند مثل؛ نقاشی، خطاطی، سینما، موسیقی، مجسمه سازی و... اگر ما بخواهیم از هنر یک تعریفی داشته باشیم باید به زندگی هنرمندان نگاهی بکنیم و ببینیم که آنها چکار می کنند.. معمولاً هنرمندان یک اثری را خلق می کنند که این اثر قطعاً باید یک تأثیری در زندگی انسانها بوجود بیاورد.. غالباً هنرمندان زندگی نرمالی ندارند ولی قدر مسلم باید یک چیزی تولید بکنند که در زندگی انسانها تأثیرگذار باشد و حال آنها را تغییر بدهد حالا این حال در چه جهتی تغییر می کند می شود راجع به آن صحبت کرد.

آیا به هر چیزی می شود هنر اطلاق کرد؟

"هر صوت و تصویر یا ترکیب اینها که بتواند مفهوم یا حقیقتی را در کمترین ساختار ممکن با کوچکترین عبارت بیان نماید که منجر به احیا و بازسازی یا بقولی باعث ایجاد تعادل و یا تعالی در انسان شود ما می توانیم به آن تصویر یا شیء هنر بگوییم." مثلاً می گوییم " توانا بود هر که دانا بود.... زدانش دل پیر برنا بود" می خواهیم ببینیم که این هنر هست یا نیست؟ شرط اول را که صوت و تصویر است را دارد. شرط دوم که بیان حقیقت است را هم دارد که یک مفهومی را بیان می کند. شرط سوم هم " توانا بود هر که دانا بود" مفهوم عظیمی دارد و کامل است و در عبارت کمتری جا گرفته است که این شعر از نظر هنری جایگاه بالاتر و خاصیت بیشتری دارد.

اگر یک مطلبی پیدا شود که حقیقتی را در خلاصه ترین و به زیباترین شکل ممکن بگوید و نشود مطلب را بهتر از آن بیان کرد ما اصطلاحاً به آن قضیه "اثر جاودان" یا "شاهکار هنری" می گوییم. حالا آیا این شعر باعث قدرت، توانایی و بازسازی انسان می شود؟ یا باعث تخریب انسان می شود؟ این شعر می گوید که اگر شما پیر شده اید بروید دانش کسب بکنید و دوباره می توانید احساس جوانی را تجربه بکنید که دارد قدرت، اعتماد به نفس و انرژی می دهد. حالا یک شعر هم اثر معکوس و منفی می تواند داشته باشد و ویژگی یک اثر هنری را که فضیلت و... است را نداشته باشد.. پس هنری هم می تواند همین خاصیتها را داشته باشد و بیاید در کوتاهترین جمله یا عبارت یک چیزی را به شخصی بگوید که آن شخص برود خودش را بکشد و می تواند اینقدر قدرتمند و نیرومند باشد که در کمترین ساختار به محض این که شخص آن را خواند دست به خودکشی بزند! که این هنر است در جهت تخریب و نابودی انسانها.. ما با علم هم می توانیم همین کارها را انجام بدهیم با علم می توانیم بمب درست بکنیم و خیلی از تخریبها را ایجاد کنیم.

در سینما و تئاتر هم اگر کسی بیاید در یک ساعت و نیم در قالب تصویری، مفاهیمی را بیان بکند که شما در این یک ساعت و نیم کلی موضوع و مطلب یاد بگیرید و آن فیلم کوتاهتر از این نشود ما می توانیم به آن فیلم بگوییم یک اثر هنری.. حالا خود هنر چگونه بوجود می آید؟ اولین ویژگی ای که من بررسی کردم دیدم که هنرمندها حتماً بایستی شوق و ذوق هنری داشته باشند و یک حس قوی ای داشته باشند که بتوانند آن را بگیرند و واژه ای در مورد هنر مطرح می شود که ما می گوییم "خلق" آیا واقعاً این را هنرمندی خلق می کند یا قبلاً جایی وجود داشته است؟ طبق تعریف هنر این حقیقت باید جایی بوده باشد بنابراین چیزی را که یک هنرمند بوجود می آورد و شما می گویید "خلق" در واقع دریافت قضیه است و چیزی را هنرمند از خودش نمی تواند بیافریند.. در واقع یک هنرمند برای دریافت یک اثر باید گیرنده باشد و برای این که یک گیرنده قوی ای داشته باشد باید حس قدرتمندی داشته باشد تا مثل یک خبرنگار در هستی مطالب را صید و جمع آوری بکند و بیاورد و برای این که این حس در یک هنرمند بوجود بیاید بایستی تجربیات و اتفاقات خاصی را تجربه کرده باشد که البته این باعث قوی شدن هر انسانی می شود و هر انسانی که سختی بکشد و فراز و نشیبهایی را تجربه بکند حس در او قدرتمند می شود.

ویژگی بعدی برای این که یک هنرمند اثری را دریافت بکند معرفت و شناخت است.. تا وقتی که می خواهد برود و صید بکند آهن پاره و قوطی و حلبی و... صید نکند بلکه مروارید و جواهر و... دریافت بکند و تشخیص داشته باشد تا بتواند مفاهیم را به درستی پیدا کند و جدا بکند. پس هنرمند باید معرفت یا همان دانایی و ظرفیت را داشته باشد اگر هنرمندی ظرفیت نداشته باشد در او انفجار بوجود می آید.. مثلاً "حضرت مولانا" چقدر بایستی در او ظرفیت بوجود آمده باشد که این همه شعر و غزل و مثنوی بگوید و هر کدامش یک مفهومی را بیان بکند ولی قاطی نکند و دچار تکبر نشود.. پس ظرفیت و دانایی و معرفت شخص نسبت به حس او باید در آن رشد پیدا کرده و متعادل باشد.

ویزگی سومی که یک هنرمند در مرحله دریافت و تولید آثار هنری باید داشته باشد این است که باید فن آن کار را بلد باشد.. اگر مثلاً آهنگساز است بایستی نت بلد باشد.. ساز بلد باشد تا وقتی اصوات را دریافت می کند بتواند آنها را تبدیل بکند. اگر شما زبان فارسی بلد نباشید نمی توانید شعر فارسی بگویید. حالا اگر کسی حسش قوی باشد ظرفیت هم در او بوجود آمده باشد و ذوق هنری هم داشته باشد اما فنون را بلد نباشد او می تواند در ادامه با تمرین، یواش یواش یاد بگیرد.

از موسیقیدان بزرگ "باخ" پرسیدند این آهنگها را از کجا می سازی؟ گفت؛ اینها را خدا به من می دهد.. ولی شما حالا اگر این سوال را از یک آهنگسازی که فقط فامیل و خانواده اش او را می شناسند بپرسید می گوید؛ این نبوغ و خلاقیت من است! پس هنرمندها آثار هنری را از جایی دریافت می کنند و هر چقدر بتوانند اینها را در قالب خلاصه تر و زیباتر بیان بکنند آن قضیه از نظر هنری اثر بهتری پیدا می کند. همه لازم نیست به مرحله دریافت هنر برسیم چون پوست آدم کنده می شود ولی همه می توانیم از هنر لذت ببریم و از هنر برخوردار شویم و می توانیم شعری، سازی یاد بگیریم و از این قضیه می توانیم استفاده بکنیم. به هر انسانی نمی توانیم بگوییم هنرمند و به هر چیزی نمی شود گفت هنر.. خیلی از مطالب هستند که بیرون می آیند و اسمش را هنر می گذارند که اگر در جلسه بعد توانستم راجع به اینها صحبت می کنم.. آنها در واقع هنر نیستند، خرمهره ها هستند که قاطی جواهرات شده اند




طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،
برچسب ها: درمان اعتیاد، وب لژیون اقای فریدون جنابی، نوشتار سی دی هنر از استاد امین،

تاریخ : چهارشنبه 7 تیر 1396 | 02:33 ب.ظ | نویسنده : محمد حیدری | نظرات

Can you grow taller with exercise?
شنبه 14 مرداد 1396 01:46 ق.ظ
Hmm it looks like your blog ate my first comment (it
was super long) so I guess I'll just sum it up what
I submitted and say, I'm thoroughly enjoying your blog. I too am an aspiring blog writer but I'm still new to the whole thing.
Do you have any tips and hints for rookie blog writers? I'd definitely appreciate
it.
مهدی عباسی
دوشنبه 12 تیر 1396 09:16 ق.ظ
با سلام وخداقوت
درسته که dst به عنوان علم کنگره هست ولی به نظر بنده اجرای آن هنری است که خداوند به بنیان کنگره عطا فرموده است وما شاگردان این
فریدون جنابی
شنبه 10 تیر 1396 10:02 ب.ظ
بااحترام....بنظر این حقیر فردی که بتواند با دانش کنگره خودش را پیدا کند و در ادامه آنرا حفظ کند و از بودن در این جهان خاکی با تفکر و تعقل زندگی نماید یک هنرمند است ....یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

  • paper | چاله | قدس