تبلیغات
درمان اعتیاد وب لژیون آقای فریدون جنابی - نوشتار ( سی دی نو سازی ) از مهندس دژاکام
ما باید در چندین قسمت خودمان را بسازیم.. مثل ساختن جسم و روان و جهان بینی، روابط خرابی که با انسانها داریم، ساختن روابط مالی، ادامه روابط درست و حذف روابط غلط و...  
 
نوشتار سی دی "نوسازی" آقای مهندس دژاکام

به نام قدرت مطلق الله


بحث بین استاد و شاگرد در تاریخ: ۷۵/۷/۵

برای پرداختن به موضوع جهان بینی شرط اول "دانستن" است.. یعنی آگاه شدن از یکسری مسائل و اطلاعات که این اطلاعات اگر درست باشند ما به نتیجه و یک تعادل و صلح می رسیم ولی اگر جهان بینی بر اساس پوچ گرایی و خرافات باشد آنموقع ما از تعادل لازم برخوردار نخواهیم شد. خود این که جهان بینی اصلاً چه هست یک مسئله است که اینها بر چه مبنایی استوارند؟ چون گاهی اوقات ممکن است ما به مسائلی اعتقاد داشته باشیم که از بیخ و بن، پوچ و نادرست باشند.. کما اینکه در گذشته و سیاست های جهانی دیده ایم مثل سوسیالیسم، کمونیسم و... که همه از نظر جهان بینی راه بهشت را به انسانها می خواستند نشان بدهند ولی همه اینها انسانها را به اعماق جهنم هدایت کردند که بعضی از این مکتبها بر اساس حرفهای پوچ و نادرست پایه ریزی شده بود و اینها بخاطر این است که انسانها زحمت تفکر کردن را به خودشان نمی دهند و هوشیار و آگاه نیستند.

خیلی از انسانها براحتی سرشان کلاه می رود و خیلی ها هم از همین خصلت طمع کاری انسانها برایشان دام پهن می کنند. پس درجهان بینی شرط اول دانستن است و ما در این دانستن هم باید توجه بکنیم که آیا دانسته های ما درست هستند یا غلط؟ چون متأسفانه اگر انسانها از نوشتارها و گفتارها جلو نباشند به صحت و سقم آن پی نمی برند. مثلاً نمونه ای از همین جهان بینی غلط این است که انواع و اقسام روشهای درمان اعتیاد توسط شبکه های خارجی آموزش داده می شود که همه قلابی هستند ولی خیلی ها اینها را باور می کنند یا مثلاً آگهی پخش می کنند که با یکسری دارو، قد انسان ظرف مدت سه ماه ۱۰ سانت بلند می شود! که اصلاً اگر قد انسان سه ماهه ۱۰ سانت بلند شود این یک فاجعه است و چطور افرادی این حرفها را باور می کنند!؟

شرط دوم در جهان بینی "تفکر" است.. فاز دوم دانستن فکر کردن است و اگر نمی توانیم فکر کنیم لااقل با چند نفر مشورت بکنیم.. و بعد از این وارد مرحله سوم جهان بینی یعنی "عمل" می شویم.

استاد: امید ما همه اتکاء به قدرت مطلق می باشد.. اتکای ما در هر بعدی به اوست. ما هم خوب هستیم و از آنچه می گذرد گویی زایش دیگری است. از سکوت و خلأ به حرکت و جنبش می رسیم و باز با ادامه و فعالیتهای مختلف همانطوری که قبلاً اشاره شد و از شروع یک نقطه و ادامه آن با تمامی آنچه عمل نموده ایم یک قطع بسیار کوتاه و وصل دوباره و ادامه آن یعنی نقطه دیگری می باشد. در جلسه قبل ما بسیار بابت وقت و زمان صحبت نمودیم و ارتباط آنچه به انجام می رسانیم در کوتاه مدت و یا به نظر دراز مدت برای ما این مفهوم را دارا می باشد، اما اینطور نیست.. زیرا مدت همه جا به نظر کوتاه و یا بلند می آید، اما طول موج زندگی یکی است و اگر لازم شد باز هم درباره آن صحبت خواهیم نمود. مثال بسیار معمولی برای روشن شدن موضوع؛ وقتی شما مشغول انجام دادن کاری می باشید به نظرتان زمان کوتاه می آید.. اما وقتی هیچ کاری نمی نمایید روز یا شب به نظرتان طولانی می نماید. حال شما برای انجام، عمل هایی قائل می شوید که آن را و یا هر کاری را هر چه زودتر به آن نقطه ای که عرض شد برسانید.. پس می بینید که فعالیت، شما را زنده و سرحال می گرداند. اگر فعالیت دائم وجود داشته باشد به این عمل رسیدگی می گردد و عکس آن هم سبب رکود و از هم گسیختگی گردیده و پایان نقطه بی نتیجه فرا می رسد. منظور ما را که خوب درک می نمایید؟

شاگرد: آری. ولی برای درک کامل نیازمند تفکر بسیار هستیم.

استاد: امیدواریم که شما بحث را کاملاً در طول موجهایی که با هم تفاوت نظری دارند خوب بررسی نمایید، زیرا ما متأسفانه به علت مشغله کاری نتوانستیم به ادامه آن بپردازیم و همه در مقابل آنچه پدید می آید و یا می آورند با خود به تنهایی نمی تواند حل مسائل باشد و اگر بخواهد این کار را انجام بدهد وقت به جهان ماده است. شما باید منتظر حرکتهای خوبی در این زمینه باشید.. ابتدا؛ کارهای عقب مانده را به خط پایان برسانید.. زیرا این مسئله تقدم بیشتری دارد. دوم؛ در ساختن بنای کهنه که نو می شود تلاش نمایید.

هر انسانی برای بازسازی و سرو سامان دادن به زندگی خودش و برای رسیدن به صلح و آرامش، دو کار برایش الزامی است.. همه ما کارهای عقب مانده ای داریم که باید آنها را به نتیجه برسانیم که این کارهای عقب مانده شامل سه قسمت می شود.. یکی این که آن کار عقب افتاده از گذشته شروع شده است، یکی  کارهای عقب افتاده زمان حال و دیگری مربوط به آینده است. برای مثال؛ باطری ساعت دیواری شما تمام می شود و چندین روز می گذرد و شما درگیر این هستید می خواهید باطری آن را عوض کنید می بینید باطری در خانه ندارید چند روز طول می کشد تا باطری بخرید بعد چهارپایه یا نردبان دم دست نیست و باید بروید از انباری آن را بیاورید که می گویید حالا بعداً می روم می آورم که یک باطری عوض کردن تبدیل به کاری شده است که از گذشته شروع شده و زمان حال هم ادامه دارد و در آینده هم با این درگیر هستید! که این کار هر روز درگیری فکری و ذهنی برای شما دارد و باید به این پایان بدهید و از همان اول این کار را انجام بدهید.

اگر نگاه بکنیم می بینیم که ما کارهای عقب افتاده زیادی داریم.. مثل؛ قسطهای بانکی، امتحان دادن ها، خریدها و... که باید اینها را به نتیجه برسانیم و به اینها سر و سامان ببخشیم. ما وقتی درمان اعتیاد را شروع می کنیم تبدیل به انسان دیگری می شویم یعنی تفکرمان تغییر می کند و از خواب بیدار می شویم و باید در این قضیه به آن مرحله لازم برسیم.

بعد از سرو سامان دادن به کارهای عقب مانده، کار بعدی این است که بنای کهنه را باید نو بکنیم که اولین بنای کهنه، جسم خودمان است.. چون در اثر مصرف مواد تخریب شده است یا کسی که بر اثر مریضیها یا افکار منفی، استرس، غم و غصه و... جسمش تخریب شده است و ممکن است کسی بگوید از من دیگر سنی گذشته است و جسم من کهنه شده است و قابل بازسازی نیست.. این یک حرف غلط است این مسئله مثل همان کارهای نیمه کاره است که باید در مورد جسم خودمان هم این کار را انجام بدهیم. من خودم را می گویم که الان اگر خودم را با ۲۰ سال پیش که یک مصرف کننده بودم مقایسه بکنم اصلاً نمی توانم به عکسهای آنموقع ام نگاه بکنم اینقدر که چهره ام داغون بوده ولی حالا بعد از گذشت ۲۰ سال جسم من باید بدتر از آنموقع ها می شد در صورتیکه اصلاً اینطور نیست بلکه این جسم من یا این بنا رو به آبادانی رفته است.. اگر ۲۰ سال پیش، ریه من را درمی آوردند می دیدند که مثل قیر سیاه است یا خونم خون قرمز و شفافی نبود و رنگش سیاه بود و سفیدی چشمم کاملاً زرد رنگ بود و خواب درست و حسابی نداشتم و... اینها چه شد؟ پس می شود این بنا را آباد کرد.

الان من در روزهای زوج به استخر شنای شیرودی می روم و شنا و ورزش می کنم، این شرایط من در گذشته بود که توانستم اقدامی برای این بنای کهنه بکنم.. شما هم شهر خودتان را آباد بکنید تصور نکنید که از شما گذشته است. اگر وزنتان سنگین است بروید و وزنتان را متعادل بکنید چون مشکلاتی که برای جسم وجود دارد قبلاً گفته ام یکی بی خوابی و یکی یبوست و دیگری چاقی است.. چاقی یک مریضی و ناتوانی است وقتی زانو درد می گیرید زانو مشکلی ندارد بلکه این زانو باید ۶۰ کیلو بار را تحمل بکند نه ۱۲۰ کیلو! در آباد کردن این شهر دقت بکنید و در بستن دهان گفتم از صبح تا شب هر چیزی را نخوریم که می توانیم این کار را ذره ذره انجام بدهیم لازم نیست یکمرتبه شروع به این کار بکنیم. در ساختن بنای کهنه ما باید در چندین قسمت خودمان را بسازیم مثل ساختن جسم و روان و جهان بینی، ساختن روابط خرابی که با انسانها داریم، ساختن روابط مالی، ادامه روابط درست و حذف روابط غلط و...

بدن انسانها به تمام عناصری که در خاک موجود است نیاز دارد مثل؛ کلسیم، فسفر، مواد معدنی، ویتامینها، اسیدهای آمینه و... که اکثر مریضیها بر اثر فقر و کمبود این مواد است. ما باید این را مشخص بکنیم که چه باید بخوریم؟ در قدیم در غذاهای ما حبوبات بود ولی در غذاهای الان مثل فست فودها دیگر حبوباتی وجود ندارد.. ماکارونی بدترین غذا است چون نشاسته خالی است. در قدیم آبگوشت درست می کردند که در آن انواع مواد غذایی استفاده می شد که برای بدن بسیار لازم است. در فصل تابستان انواع میوه های تابستانی مثل طالبی، خربزه، گرمک و... وجود دارد که ما باید حتماً از اینها مصرف بکنیم. بجای گوشت می توانید از گوشت ماهی یا گوشت مرغهای محلی استفاده بکنید.

ما باید سبزیجات  مصرف بکنیم که سبزیجات در غذاهای ایرانی زیاد استفاده می شود و غذاهای ایرانی بسیار عالی هستند بخصوص در قسمت آذربایجان که غذاهایشان خیلی خیلی خوب است. کشورهای خارجی مثل ترکیه هم شنیده ام که از غذاهای بسیار خوبی استفاده می کنند.. ولی غذاهای بعضی از فرهنگها را اصلاً نمی شود خورد مثل نودل که در آب جوش کمی می جوشانند و بعد می خورند که ما اگر این غذاها را به گربه مان بدهیم نمی خورد. ما در کشورمان غذاهایی مثل چلو کباب، انواع و اقسام خورشها و... داریم که این فرهنگ غنی غذایی مان را نباید بگذاریم از بین برود و اینها را با غذاهایی مثل لازانیا و پیتزا و... عوض نکنیم. شما کجای دنیا می توانید فسنجان پیدا بکنید؟ فسنجانی که با رب انار و گوشت مرغابی و... درست می شود یا خورش قرمه سبزی که با انواع و اقسام سبزیجات و حبوبات و لیموعمانی درست می شود.

یکی از مسائلی که برای بازسازی این شهر نیاز است مواد غذایی درست و سالم است.. سعی بکنید از سبزیجات و سالادها حتماً استفاده بکنید و باید بدانیم که انواع و اقسام بیماریها و غده هایی که در جاهای مختلف بدن بوجود می آید همه بخاطر فقر مواد غذایی است و باید به این مسئله کاملاً توجه و دقت بکنیم. غذاهای سنتی ایرانی را فراموش نکنیم چون این غذاهای ما مثل گوهر و جواهر هستند و ارزش بسیار بسیار بالایی دارند و نیاییم این غذاها را با غذاهای غربی عوض بکنیم.

در مورد وقت و زمان؛ برای افراد مختلف  وقت یک چیز نسبی است.. ولی طول موج زمان برای همه یکی است. زمان در اثر حرکت ماده در فضا بوجود می آید، بنابراین زمان ثابت است ولی بعضی از کارها برای ما زود می گذرد و بعضی از کارها دیر.. عمر اگر خوش گذرد، زندگی نوح کم است... ور به سختی گذرد ثانیه هم بسیار است.... ما هر کاری را انجام می دهیم می خواهیم آن را به سر منزل مقصود برسانیم، مثل یک سفر اولی که می خواهد رهایی بگیرد یا کسی که برای کمک راهنمایی امتحان می دهد یا کسی که می خواهد خانه یا ماشین و... بخرد هر کسی دارد کاری انجام می دهد و انجام این کارهاست که انسانها را زنده و سرحال نگه می دارد و امیدی است که انسانها دارند و اگر هیچ کاری نداشته باشیم باعث رکود ما می شود.

وقتی رهجویی وارد کنگره می شود دائماً کار دارد، سی دی ها را گوش بکند، مطالب را بنویسد و خدمت بکند و... که در این صورت همیشه سرحال است و زمان برایش زود می گذرد در غیر این صورت باعث رکود و از هم گسیختگی در خودش می شود و این مسئله در طول عمر و حیات انسان صادق است.. وقتی که انسان در زندگی اش هدف و برنامه ای نداشته باشد به پایان نقطه و عمر خود می رسد و به نتیجه ای  هم نرسیده است.

هر کسی هر حرفی را به شما می زند باید رویش تفکر بکنید.. بعضی ها حرفهایی را فقط برای پز دادن می زنند و حرفشان پایه و اساسی ندارد. در قدیم یک شخصی بود که فقیر بود ولی اندام درشتی داشت و سبیل های خیلی پهنی داشت و سبیلهایش همیشه چرب بود و هر روز به قهوه خانه می رفت و در آنجا که می نشست سبیل هایش را تابی می داد و می گفت جایتان خالی.. دیشب خانه فلانی بودیم و بره ای کباب کردیم و خوردیم! همیشه در حال پز دادن بود تا در یکی از روزها که این مرد داشت از این حرفها می زد و سبیل هایش را می تاباند، بچه ای آمد و او را صدا زد و گفت؛ بابا آن روغنی که با آن سبیل هایت را چرب می کردی گربه آن را برد!! حالا بعضی ها سبیل هایشان را با دنبه ای چیزی چرب می کنند و حرفهایی می زنند که نباید اینها را باور کرد و این حرفها باعث رنج و عذاب شما نشود.

در مورد هر چیزی که می شنوید، می بینید و در مورد هر تصمیمی و هر موضوعی تفکر بکنید و نگویید که خدا کریم است.. هر آن کس که دندان دهد نان هم دهد! حالا ما شروع می کنیم انشاا... خداوند هم هدایت می کند! خدا حتماً هدایت می کند ولی تو هم باید فکر بکنی و تصمیم درست بگیری، برنامه ریزی بکنی و عواقب و نتیجه کارهایت را بررسی بکنی. پس در همه لحظات زندگی، تفکر نقش اول را دارد و روی مسائلی که بدرد نمی خورند فکر نکنیم. در مسائل ما کارهایی که دیگران انجام می دهند و چیزهایی که بوجود می آید بتنهایی نمی تواند باعث حل مسئله شود.. رهجویی که به کنگره می آید فقط این که کسی به او برنامه OT بدهد و او هم فقط داروی OTاش را بخورد  با این نمی تواند مسئله اش را حل بکند بلکه خیلی از کارها را باید خودش فرا بگیرد..


تهیه و تنظیم : محمد حیدری (لژیون۲۴)




طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،

تاریخ : دوشنبه 24 مهر 1396 | 11:45 ق.ظ | نویسنده : محمد حیدری | نظرات

دوشنبه 24 مهر 1396 09:52 ب.ظ
بااحترام...رهجو در کنگره بقول مهندس بیشترین زمانش باید روی دانش و علم و آموزش داده و فرا گرفته تفکر و تعقل شود و با انتخاب به آن عمل شود . یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس