تبلیغات
درمان اعتیاد وب لژیون آقای فریدون جنابی - نوشتار ( سی دی نتیجه ) از مهندس دژاکام
ما با حس کامل، خواست کامل  و حرکت کامل به نتیجه می رسیم.. ما بعد از رسیدن به جسم، روان و جهان بینی سالم، حالا یکسری خواسته داریم و اولین چیزی که در خواسته های ما نقش بسیار مهم و اساسی دارد "حس" است.. چون حس اولین نیرویی است که قوه "عقل" را راه اندازی می کند و جالب این است که دقت بکنیم می بینیم که حس اولین نیرویی است که قوه "عشق" را هم به کار می اندازد و باز حس اولین نیرویی است که قوه "ایمان" را هم راه اندازی می کند. 
 
نوشتار سی دی "نتیجه" آقای مهندس دژاکام

به نام قدرت مطلق الله


بحث بین استاد و شاگرد در تاریخ: ۷۵/۷/۵

در مبحث امروز روی چند موضوع متعدد یکسری صحبتها را به انجام می رسانیم. الان تقریباً ۲۰ سال از درمان من می گذرد و من در عرض این ۲۰ سال روی این موضوع متمرکز بودم که در قسمت جسم، روان و جهان بینی مصرف کنندگان تخریب ایجاد شده است و برای بازسازی یک مصرف کننده باید در قسمتهای جسم، روان، تفکر، اندیشه و جهان بینی آن اصلاحاتی انجام بگیرد.. ولی امروز به این نتیجه رسیده ام که این مثلث الحق برای تمام انسانها جزء واجبات و ضروریات است و انسانهایی که نتوانند در این مثلث، تعادل را ایجاد بکنند انسانهای بهم ریخته، بی تعادل و مشکل داری هستند حالا در هر مقام و منصبی که قرار داشته باشند.

انسانها ذره ذره دارند از قسمت تفکر معنوی فاصله می گیرند و همه چیز را برای خودشان می خواهند و بشر اینقدر در بحر تفکرات خاص خودش فرو رفته که حتی جسمیتش را فراموش کرده و فقط بدنبال برخورداری از لذتجویی از جسم خودش است! من وقتی بعضی از شبکه های تلویزیونی خارجی را می بینم از بعضی از تبلیغاتشان واقعاً شاخ درمی آورم.. مثلاً برای تبلیغ فواید خمیردندان می گویند؛ با استفاده از این خمیردندان بعضی از نواقص در برخی از نواحی و اعضای بدن هم اصلاح می شوند!! ۹۸% تبلیغات الان به کم شدن سایز دور کمر و بلند شدن قد و امثال اینها اخصاص یافته است. من در سایت خارجی خواندم که یک جراح سینه در انگلستان، ۳۵۰ مورد بر علیه او شکایت شده بود.. حالا انگلستانی که بوق تمدنش در همه جا شنیده می شود و می گویند ما مهد تمدن هستیم که البته روی یک موضوع نمی شود قضاوت کرد ولی چطور شده که چنین اتفاقی افتاده است؟ جراحی که یک خانه در منچستر و یک خانه در امریکا و... دارد و برای مال اندوزی این آقا انسانهایی مشتری او هستند که تفکرشان از جسم فقط زیباییش است نه سلامتی آن! که این به جسم نپرداختن است.

داروهایی که بدرد بخور باشند اصلاً وجود ندارد.. بخاطر همین من برای درمان اعتیاد از تریاک استفاده کردم که این هنوز در جهان قابل باور برای کسی نیست اما خوشبختانه در ایران، هم متخصصین هم مسئولین این را درک کردند و شربت OT بوجود آمد یا سرکه سیبی که من درست کردم بخاطر مشکلات یبوست و چرب بودن کبد و... بود که اغلب افراد گرفتار این مشکلات هستند چون بدن همه فقیر و مریض است و بدنشان دچار فقر مواد غذایی است نه این که نان برای خوردن ندارند بلکه از مواد غذایی نامناسبی مثل؛ سوسیس، کالباس، پیتزا، لازانیا و... استفاده می کنند. ما وقتی محلول سرکه سیب را در اختیار بعضی از بچه ها قرار دادیم دیدیم که یکی که کبدش چرب بود یا یکی که نقرس داشت یا مشکل بیرون روی داشت یا مشکل پوست داشت همه خوب شدند.. این محلول شاهکار نمی کند موضوع این است که بدنها فقیر است و کمبود پتاسیم، منیزیم، سدیم، آهن، منگنز، انواع مواد معدنی، انواع ویتامینها و... دارد و خواب اکثر افراد نامنظم است که همه اینها منجر به سکته ها و انواع و اقسام مریضیها می شود که مادر همه مریضیها بی خوابی و یبوست است. پس اگر انسانها فقط به ظاهر جسمشان نمی پرداختند آن پزشک انگلیسی نمی آمد دست به چنین کاری بزند.

ما باید نسبت به دیدگاهمان راجع به جسم و جهان بینی توجه بیشتری بکنیم. جهان بینی که در سطح جهانی مریض است و مشکل دارد.. ما چند تا مصرف کننده هستیم ولی یاد گرفته ایم که هنگام صحبت کردن حرف یکدیگر را قطع نکنیم ولی آدمهایی بیرون هستند با شخصیتهای بسیار بالا که موقع حرف زدن داخل صحبت همدیگر می شوند و در سطح های کلان به همدیگر توهین می کنند و یکدیگر را متهم به دروغگویی، فساد و... می کنند! در سطوح جهانی قضیه ظاهر بینی درست شده است که افکاری را که از پایه و اصول نادرست است را می پذیرند و فکر می کنند عکس مار درست است و مار است نه کلمه مار! که اینها همه بخاطر جهان بینی غلط است.

حرف نهایی من این است که شما نمی توانید انسانها را فقط با جهان بینی درست بکنید که خیلی از فلاسفه و عرفا و... بودند که فقط می خواستند با جهان بینی انسانها را آموزش بدهند که البته غیر از انبیا که دستورات و فرامین الهی را که جامع و کامل بود را ابلاغ می کردند بقیه می خواستند فقط با جهان بینی آموزش بدهند که این بتنهایی امکان پذیر نیست.. مثل گروه معتادان دوازده قدمی که می خواهند فقط با مسائل معنوی و جهان بینی درمان اعتیاد را انجام بدهند که نتیجه اش را دیده ایم، اینها برای چه موفق نبوده اند؟ چون فقط به یک نقطه نگاه کردند.. پس فقط پرداختن به جسم یا فقط جهان بینی یا فقط روان، کار نادرستی است و خوشبختی برای انسان پولداری و خوش تیپی نیست بلکه انسانی خوشبخت است که بتواند از نظر جسم، روان و جهان بینی به تعادل برسد که در این مرحله انسان دیگر نمی خواهد سراغ پول برود، پول خودش می آید.. چون در این مرحله با تفکر و اندیشه می تواند مسائل و مشکلات مالی خودش را براحتی حل بکند.

حالا مطلبی را که می خواهم امروز راجع به آن صحبت بکنم این است که ما با حس کامل، خواست کامل و حرکت کامل به نتیجه می رسیم. ما بعد از رسیدن به جسم، روان و جهان بینی سالم حالا یکسری خواسته داریم و اولین چیزی که در خواسته های ما نقفش بسزایی دارد "حس" است.. چون حس اولین نیرویی است که قوه عقل را راه اندازی می کند و جالب این است که دقت بکنیم می بینیم که حس اولین نیرویی است که قوه عشق را هم بکار می اندازد و باز حس اولین نیرویی است که قوه ایمان را هم راه انداری می کند. پس حس (گیرنده) از مسائل بسیار مهم و بارز است و ما هر کاری را بخواهیم انجام بدهیم اول باید حس آن کار را پیدا بکنیم.. مثلاً ما اگر کسی را دوست داریم باید با او احساس دوستی بکنیم و آن حس دوست داشتن در ما وجود داشته باشد. آب کم جو... تشنگی آور بدست... چون تشنه که شدی آب برایت مهیا می شود.

درست است که برای بوجود آمدن هر قضیه ای حس مطرح است ولی ما باید آن حس را تبدیل به حسی سالم بکنیم چون با حس ناسالم به نتیجه نمی رسیم. طبق قصه ای در وادی چهاردهم، وقتی سروصداهای حیواناتی مثل؛ زرافه، شیر، شامپانزه و... زیاد باشد شما صدای پروانه و بلبل و صداهای ظریف دیگر را نمی شنوید. وقتی افکار و احساسات انسان خیلی آلوده است و فقط روی یک نقطه متمرکز شده دیگر نمی تواند تشخیص بدهد و حس نمی تواند دریافت بکند و حسی سالم است که در آن کینه توزی، انتقام، خیانت و... نباشد.

اولین شرط به انجام رسیدن هر کاری حس است.. مثل رفتن به دانشگاه که شما می خواهید بروید دانشگاه و بیوشیمی بخوانید ولی اقتصاد قبول می شوید و می روید رشته اقتصاد را دنبال می کنید ولی حس شما نسبت به این رشته قطعاً حس خوبی نخواهد بود چون شانسی این رشته را قبول شده اید. یا در درمان اعتیاد باید حس سالم و خوبی داشته باشیم تا بتوانیم درمان شویم و مصرف کننده ای را که به زور وارد یک کمپ می کنند چون حسش خوب نیست نمی تواند ترک بکند و به محض این که از آنجا بیرون می آید می رود و مواد می زند. کمپ، مناسب مصرف کننده هایی است که مشکل روانی دارند و شیشه مصرف می کنند و به دیگران آسیب می زنند.

حالا بعد از این که حس سالم را گرفت این باید تبدیل شود به "خواست" که باید روی خواسته اش پابرجا باشد.. مثل کسی که به خواستگاری دختری می رود و می گوید دختر شما را می خواهم که خانواده دختر می گوید ما به شما دختر نمی دهیم و اگر از این به بعد از این طرفها پیدایت شود قلم پایت را می شکنیم و آن خواستگار هم می گوید چشم و می رود، شخص دیگری به خواستگاری می آید و باز خانواده دختر می گوید دیگر از این طرفها پیدایت نشود ولی این خواستگار می گوید شما هر بلایی سر من بیاورید  من باز دختر شما را می خواهم.. که یک خواست این بود که با یک تشر گذاشت و رفت و یک خواست هم این بود که ایستاد و از خواسته اش کناره گیری نکرد که ما همیشه با خواست قوی به نتیجه می رسیم.. چون در مقابل هر خواسته ای همیشه مشکلات و سختیهایی وجود دارد که باید از این موانع و از فاز این سختیها بگذریم.

مرحله سوم "حرکت" است.. بعد از بوجود آمدن حس سالم و خواست قوی باید حرکت بکنیم که انواع و اقسام مشکلات ممکن است در مسیری که حرکت می کنیم قرار بگیرند که بعد از حرکت و برخورد کردن با سختیهای متعدد آنموقع است که ما به نتیجه می رسیم و این را در نظر داشته باشید که رسیدن به نتیجه همیشه صددرصدی نیست، ممکن است شما بعد از طی کردن همه این مراحل به ۳۰% یا ۴۰% از نتیجه برسید که در این صورت باز هم برنده هستید.

شما وقتی نسبت به چیزی یک حسی دارید آن حس احتیاج به یک جاذبه هم دارد.. یعنی اگر شما می خواهید قاضی شوید باید این پست برای شما جاذبه داشته باشد و شغلهای دیگر هم همینطور.. یا اگر عاشق کسی هستید آن شخص برای شما جاذبه دارد برای همین است که انسانها متفاوتند.. همه انسانها از یک نفر خوششان نمی آید چون حس ها متفاوت است کسی ممکن است از بین هزار نفر از یکی خوشش بیاید.. یا از بین این همه خواننده از یک خواننده خوشش بیاید یا از بین این همه رشته ورزشی از یک رشته خوشش بیاید و... پس ما اگر می خواهیم کسی نسبت به ما احساسی داشته باشد باید ما یک جاذبه ای داشته باشیم.. مثلاً خانمی با سرو وضع ژولیده که لباس مناسبی به تن ندارد و بوی کدو بادنجان سرخ شده هم می دهد وقتی همسرش وارد خانه می شود بجای حس جاذبه در او حس دافعه بوجود می آید، حالا همین خانم وقتی می خواهد بیرون برود به قول معروف هفت قلم آرایش می کند و ادکلن استفاده می کند و... که این خیلی خوب است ولی در خانه چه وضعیتی دارد!؟

حس برای بوجود آمدن به دنبال جاذبه می گردد و در وادی عشق گفتیم که اضلاع مثلث عشق؛ حس، سایه ها و جاذبه بود. برای حس کردن باید سایه یعنی یک چیزی باشد.. وقتی می خواهی نسبت به جنس مخالفی احساسی داشته باشی باید یک سایه یک شخصیتی وجود داشته باشد و آن شخص هم باید یک جاذبه ای داشته باشد چون در غیر این صورت شما آن حس را نسبت به او نخواهید داشت.. مثل گل محمدی که عطر او جاذبه اوست و همه به سمتش جذب می شوند. یا یک راهنما که باید بلد باشد با رهجوهایش چطور برخورد بکند و چطور آن جاذبه را ایجاد بکند.. طوری باید رفتار بکند که همیشه در دسترس شاگرد نباشد و هر شاگردی آرزویش این باشد که یک روزی بتواند با معلمش صحبت بکند. انسانها دوست دارند به کسی متکی باشند که دارای قدرت باشد.. هر خانمی دوست دارد به مردی تکیه بکند که آن مرد دارای توان و قدرت است.. مهم این نیست که پولدار یا خوشگل باشد مهم این است که بتواند به او اعتماد بکند و آن مرد بتواند در شرایطی از او پشتیبانی بکند. رابطه راهنما و رهجو هم همینطور است.. باید رهجو به راهنمایش اعتماد داشته باشد و راهنما باید این کار را بخاطر خود رهجو انجام بدهد که به اندازه کافی در دسترس باشد و خشم زیاد و بی محلی زیاد هم بدرد نمی خورد. پس ما برای این که حس را بوجود بیاوریم باید آن موضوع (سایه) یک جاذبه ای داشته باشد.. رهجو از بین همه راهنماها راهنمایی را انتخاب می کند که به نظرش جذابتر است و این خیلی مهم است.

استاد: امید ما همه اتکاء به قدرت مطلق می باشد، اتکای ما در هر بعدی به اوست.

استاد خودش را می گوید که  اتکای ما به خداوند است.. و من هم کاملاً به این اعتقاد دارم. می گوید؛ اتکای ما در هر بعدی به قدرت مطلق است. در مسئله جاذبه که مطرح کردم شما اگر می خواهید یک آموزشی بدهید آن آموزش باید جاذبه داشته باشد.. اگر می خواهید از دینی طرفداری بکنید آن دین باید جاذبه داشته باشد.. برای روزه گرفتن، روزه باید یک جاذبه داشته باشد و ما باید این جاذبه را بوجود بیاوریم و این را نمی شود با کتک زدن بوجود بیاوریم. مصرف کنندگان مواد مخدر یا دخانیات از جماعتی هستند که روزه نمی گیرند چون برایشان هیچ جذابیتی ندارد با روزه گرفتن دیگر نمی توانند مواد مصرف بکنند یا سیگار بکشند.. ولی الان در کنگره، همین افراد یواش یواش تبدیل شدند به کسانی که دارند روزه می گیرند که اول روزه درصدی گرفتند و حالا روزه کامل می گیرند که بر مبنای همان خواست توانستند این کار را بکنند. روش DST، جذابیت دارد بخاطر همین داوطلبین این روش بسیار زیادترند، ولی سقوط آزاد جذابیت ندارد.

استاد: ما هم خوب هستیم و از آنچه می گذرد گویی زایش دیگری است.

چیزی می گذرد اینجا منظور، ارتباط  شاگرد با استادش است که در این آموزشها شاگرد در شرایطی است که در حال طی کردن چیزی است و قرار است یک زایشی بوجود بیاید.

استاد: از سکوت و خلأ به حرکت و جنبش می رسیم و باز با ادامه و فعالیتهای مختلف همانطوری که قبلاً اشاره شد و از شروع یک نقطه و ادامه آن با تمامی آنچه عمل نموده ایم یک قطع بسیار کوتاه و وصل دوباره و ادامه آن یعنی نقطه دیگری می باشد.

ما اول نبودیم و وجود نداشتیم و در سکوت و خلأ بودیم.. در جهان هستی نبودیم ولی در نیستی بودیم بعد وارد زمان هستی می شویم و بعد از یک نقطه شروع می کنیم.. یعنی شروع به حرکت و زندگی کردن.. که وجود انسان وارد حلقه هستی می شود و بعد باز از حلقه هستی به نیستی می رود، یعنی یک قطع بسیار کوتاه (مرگ) اتفاق می افتد و وصل دوباره و ادامه آن.....


تهیه و تنظیم : محمد حیدری (ل۲۴)




طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،
برچسب ها: درمان اعتیاد، وب لژیون اقای فریدون جنابی، نوشتار سی دی نتیجه،

تاریخ : جمعه 13 مرداد 1396 | 02:50 ب.ظ | نویسنده : لژیون کمک راهنما جنابی | نظرات

مهدی عباسی
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:52 ق.ظ
باسلام
با اتکا به خداوند وتلاش وحرکت در راه راست با داشتن حس خوب میتوان پیش رفت وحتماً به مقصد ومقصود رسید
پاسخ لژیون کمک راهنما جنابی: سلام مهدی جان ممنون از یاری شما
What causes pain in the Achilles tendon?
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:09 ق.ظ
I am now not certain where you are getting your info, however good topic.

I needs to spend a while finding out much more or figuring out
more. Thank you for excellent info I used to be on the lookout
for this info for my mission.
فریدون جنابی
جمعه 13 مرداد 1396 06:19 ب.ظ
بااحترام...محمد عزیز خداقوت ممنونم که سی دی نتیجه را مکتوب نمودید که عزیزان مورد استفاده قرار دهند ....یاعلی
پاسخ لژیون کمک راهنما جنابی: سلام به استاد عزیزم . ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس