تبلیغات
درمان اعتیاد وب لژیون آقای فریدون جنابی - نوشتار (سی دی تحویل گرفتن فرماندهی ) از مهندس دژاکام
همان طور که یک حاکم می‌تواند کشورش را تبدیل به کشوری آباد ، آزاد و پربرکت کند، یک انسان هم می‌تواند کشور وجودی‌اش را تبدیل به کشوری دانشمند ، خردمند ، فهمیده و معقول نماید..  
 
 
"سی دی تحویل گرفتن فرماندهی"
به نام قدرت مطلق الله
 
کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ؛صفحه : 189
اصولاً انسان یک ماشین  بسیار پیچیده و یک ابرکامپیوتر پیچپده است که به تصور نمی‌گنجد. یک تکنولوژی بسیار بالا، یک اندیشه و هوش و تفکر بالاست؛ ما واقعاً از انسان چیزی نمی‌دانیم .

 بعضی از بزرگان اسم  تمام هستی را گذاشته اند جهان اصغر و انسان را گذاشته اند جهان اکبر! ما برای اینکه بخواهیم بدانیم که در مورد انسان چه میدانیم باید نگاه کنیم تا ببینیم از عالم اصغر چه میدانیم . همین کهکشان راه شیری که 300 سال نوری با ما فاصله دارد .. ما چندین میلیارد کهکشان داریم ومتاسفانه چیزی از عالم فضا و انسان ها نمی دانیم . می‌توان گفت که از تمام کائنات با میلیاردها هزینه فقط توانسته‌ایم  به کره ماه برویم ، تنها همین قدر از انسان می‌دانیم و مابقی مجهول است.شما اگر بخواهید یک ماشین درست کنید که یک لیوان آب را بردارد و بخورد، خدا می داند که چقدر سخت است. همین که انسان روی دوپا راه می رود یک معجزه است. بچه الاغ  از مادر که متولد می‌شود روی چهار پا می‌ایستد و6 الی 9 ماه بعد تولدش باردار می شود ، اما فرزند انسان وقتی متولد می‌شود اگر مادررهایش کند خواهد مرد نمی تواند راه برود ، فکر کند و غذا بخورد  و این به دلیل پیچیده بودن سیستم  است و اینکه  نیاز به زمان بیشتر برای راه‌اندازی سیستم وجود دارد.

ما بدون آنکه مکانیزم و چگونگی آن را بدانیم حاکم بر شهر وجودی خود هستیم ؛ حالا این فرماندهی به انسان داده شده است ، یعنی این ماشین یا سیستم و مکانیزم در اختیار ما قرار داده شده است؛ و از چگونگی در اختیار قرار گرفتن آن اطلاعی نداریم و هنوز بین علما اختلاف وجود دارد؛ که جسم؛ نفس، روح و غیره کدام‌ها هستند و برای چه منظوری در اختیار ما قرار دارند راجع به انسان قبل از تولد و بعد از مرگش صحبت‌های زیادی وجود دارد که همه مبهم اند.. این پیمان کجا بوده ؟ ما به چه شکل بوده ایم ؟ ..کسی نمی داند .

احساس ما محدود است وهمه چیز را نمی‌توانیم ببینیم؛ و یا همه چیز را بشنویم؛ هزاران تصویر در ذهن ما میریزند ولی یک مکانیزمی وجود دارد که فقط سه تای آن را برمیدارد ؛ مثلاً به واسطه نگاه کردن از تمام جزئیات فیلم‌ برداری ، هزاران تصویر داخل ذهن ما می رود؛ اما دو یا سه تصویر را برداشت می‌کنیم و مابقی برداشت نمی‌شود و ما از مکانیزم برداشت تصاویر مورد نیاز توسط ذهن هیچ اطلاعی نداریم.

موضوع این است که این فرماندهی در اختیار خود انسان است و این که ما چگونه می توانیم آن را اداره کنیم ؛ وقتی یک کشور فرمانروای لایقی دارد؛ آن کشور روزبه‌روز آبادتر می شود و یا در صورت داشتن فرمانروای نالایق به سمت نابودی پیش خواهد رفت؛ و ما نیز باید جسممان را یک کشور و یا یک شهر در نظر بگیریم و برجسم و شهر فرمانروایی کنیم. همان طور که یک فرمانروا با یک سری مشکلات روبرو است و باید آن‌ها را حل کند، ما نیز برای اداره جسم خود با یکسری مشکلات روبرو هستیم که باید این مشکلات را حل نماییم؛ و در غیر این صورت و لاینحل ماندن مشکلات؛ شهر و یا کشور وجودی ما به هم خواهد ریخت.

 حال گاهی با فرمان روایی نالایق حکم صادر می‌کنیم و کشور وجودی را با انواع قرص‌ها؛ مواد مخدر؛ مشروبات الکلی و یا افکار منفی و ناامیدی بمباران و آن را ویران می‌کنیم و یا با گرفتن سریع و اجرای تصمیمات غلط و بدون تفکر و اندیشه این شهر را ویران می‌کنیم یا گاهی اوقات به قدری احساسات بر ما غلبه می‌یابند که مانع تفکر و به‌کارگیری عقل می‌شوند و گاهی نیز با کوچک‌ترین سخنی که از طرف شخصی گفته می‌شود برآشفته و خشمگین می‌شویم و یکسری توهمات و حماقت‌ها و گمان‌های بد را حقیقت می‌پنداریم  و باز گاهی اوقات دروغ را راست؛ زشتی را زیبایی؛ ضد ارزش‌ها را ارزش و حال دیگران را خراب کردن را ارزش می‌پنداریم  و هنوز هر را از بر تشخیص نداده خیال می‌کنیم همه چیز را پشت سر گذاشته‌ایم و به همه مسائل مسلط هستیم . شخص با به‌هم‌ریختگی مراجعه می‌کند و می‌گوید من به سفر سوم رسیده‌ام در جواب میگویم نه عزیز من شما تخت گاز خدا را هم پشت سر نهاده و به سفر چهارم رسیده‌ای..!! و چون به چیز کوچکی دست پیداکرده خیال می‌کند به تمام قسمت‌ها دسترسی پیدا کرده است .شاید شما در وادی کن فیکون و یا شو شود به مسئله مسواک کردن رسیده باشید یا به مرحله بینی گرفتن رسیده باشید ولی اگر بخواهید بگویید که در کجا هستم باید بدانید در ابتدایی‌ترین مرحله قرارگرفته‌اید.

همان طور که یک حاکم می‌تواند کشورش را تبدیل به کشوری آباد ، آزاد و پربرکت کند، یک انسان هم می‌تواند کشور وجودی‌اش را تبدیل به کشوری دانشمند ، خردمند ، فهمیده و معقول نماید.  یکسری از حرکت‌ها زشت و ناپسند است باید بدانید تمام انسان‌ها هوشمند هستند ، انسان‌ها را جاهل نپندارید؛ اگر دروغ می‌گویید فکر نکنید انسان‌ها نمی‌فهمند ،انسان‌ها می‌فهمند ولی به روی شما نمی‌آورند و در درون به شما می‌خندند. وقتی یک حرکت ضد ارزش انجام می‌دهید مانند دروغ گفتن ، اذیت و آزار دیگران ، پز دادن، بالا نشان دادن جایگاه و... انسان‌ها می‌فهمند فکر نکنید کسی نمی‌داند خاصیتی را که هر کس دارد همه اطرافیان می‌دانند که آن خاصیت را دارد اگر دروغ گو، دزد، طماع، مهربان، به‌هم‌ریخته، باسواد، خردمند است نیزهمه اطرافیان؛ هم کلاسی‌ها، اعضای خانواده و... می‌دانند که این‌چنین است. ماسک یا نقاب را مدت کوتاه و لحظاتی می‌توان جلوی صورت گرفت ولی در نهایت کنار می رود . دقیقاً مانند تئاتر می ماند ، به شما می گویند نیم ساعت نقش پادشاه را بازی کن ، همین نیم ساعت را بازی می کنی و بعد تئاتر تمام می شود .. ما باید سعی کنیم چیزی باشیم که واقعاً هستیم؛ من روزی که کنگره را راه اندازی کردم سعی کردم همانی باشم که هستم و به این نتیجه رسیدم اینکه خودم باشم بهترین چیز است . نمی خواهم ماسکی جلوی صورتم باشم چون اگر بخواهید یک ماسک را با دست جلوی صورتتان نگه دارید شما را خسته می کند و برای نگه داشتن آن ماسک باید کلی انرژی مصرف کنید

اگر خصوصیات انسان را  یک هندوانه در نظر بگیریم و آن را در حوض بیندازیم؛ اگر بخواهیم آن را زیر آب نگاه‌داریم باید با فشار و در تمامی ساعات این کار را انجام دهیم و اگر لحظه‌ای غافل شویم هندوانه به روی آب خواهد آمد. حقیقت در اعمال و ادامه نقاب از رخ برمی‌گیرد. حال اگر می‌خواهیم فرمانده لایقی باشیم باید با حق و حقیقت همراه شویم و حقیقی باشیم؛ برای حقیقی بودن باید از ضد ارزش‌ها کاسته و آن‌ها را از بین ببریم؛ نه اینکه ضد ارزش‌ها را پنهان کنیم یا ادای ارزشی بودن را در بیاوریم؛ در کل این فرمانده باید حواسش را خیلی جمع کند؛ چون اگر یک فرمانروا کشورش را رها کند به زودی میبیند که همه چیز به هم خواهد ریخت و همه کشورش را سارق و قاتل و .. فرا گرفته اند و وضعی پیش می آید که اینهایی که گذاشته اند تا دزدها را بگیرند خود دزد شده‌اند! انسان هم اگر حواسش را در شهر وجودی خویش جمع نکند؛ نیروهایی که مورد اعتماد و اطمینان عقل هستند و باید این شهر را حفظ نمایند یاغی شده و تبدیل به مشکل می شوند؛ مانند فرد مصرف‌کننده‌ای که ابتدا برای سران کشور و شادابی آن‌ها مواد مصرف می‌کند ولی به مرور زمان چه اتفاقی می افتد ؟!

پس این ها همه می روند زیر نظر فرماندهی ، برای یک فرد سفر اولی فرماندهی در اختیار خودش نیست و باید به یک مرحله ایی برسد که ذره ذره فرماندهی را به او بدهند .. مثل کودکی که تا هجده سال صغیر محسوب می‌شود و هیچ اختیاری از خود ندارد و موقعی که به سن قانونی می‌رسد قانون به او اختیاراتش را تفویض می‌نماید و انسان  نیز تا مرحله‌ای نمی‌تواند این فرماندهی را بر عهده بگیرد حال ممکن است ۶۰ یا ۵۰ یا ۴۰ سال سن داشته باشد ولی فرمانده و تصمیم‌گیرنده او نیست و تصمیم برایش گرفته می‌شود؛ اگر تریاک را مصرف کند؛ می‌تواند راه برود وگرنه بیرون روی پیدا می‌کند و نمی‌تواند حتی راه برود؛ اگر فلان مواد را مصرف کند می‌تواند شب بخوابد وگرنه نمی‌تواند بخوابد؛ یا اگر فلان کار را کرد می‌تواند درس بخواند؛ وگرنه نمی‌تواند و ... .ما آمدیم مشکلات را تشبیه به عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر نمودیم ما هرگز تابع حرکت های سریع و انقلابی نیستیم . برای همین است که می گوئیم وقتی شروع به سفر می کنید حرکت های ناگهانی انجام ندهید .. پس این بیدار شدن اگر ناگهانی باشد خطر آفرین است و به همین منظور است که می گوئیم در سفر اول همه چیز را متوقف کنید چون مشاعر درست کار نمی کند و روی تعادل نیست .

 

* 76/06/31 سیلور

سخنان شما را شنیدیم بسیار خوب است ، در کل ما همین را انتظار داشتیم که شد . قبل از پایان مرحله آخر ، در نوشتارهایتان بسیار دقت نمائید و جزئیات را کاملا" بنویسید . اکنون شما فرماندهی را در کل سیستم فیزیکی ( جسم خود ) تحویل میگیرید و خود به آن ها حکومت نمائید . یک پادشاه یا حاکم مقتدر باید کل برنامه خود را به اجرا در بیاورد تا در جای خود محکم و استوار باشد . قدرت شما با جوانه ها آغاز می شود و به آن درختان بلند تبدیل می گردد .که همواره رنگ خود را حفظ می دارند . کتاب شما بدون نقص خواهد بود و باید در این راه  به کوششهای مداوم خویش  ادامه دهید که گفتار شما  در موقعیتی بسیار عالی بیان بشود ، مانند بهترین آزمایشگاه مجهز باشد که هیچ راهی برای  ادامه هدف باقی نمانده باشد ، که سوال انگیز نشود و حتما" می دانید که کاملا" چه می گوئیم .

نیمی از کارهایی که راهنما می تواند انجام دهد این است که به شاگردانش بگوید تا سی دی ها را بنویسند . قدرت و شبه افیونی ذره ذره تولید می شود و رنگ خودش را حفظ می کند ، همه چیز را در نظر بگیرید ، باید شرایط به گونه ایی باشد تا مجری بتواند اجرا کند . وقتی خواسته ایی از طرف دارید باید ببینید که آیا این خواسته قابل اجرا است ؟ و خودتان می توانید آن را اجرا کنید ؟ بیشترین دلیل موفقیت ما این است که از مجری چیزی را می خواهیم  که بتواند اجرا کند .

 ما در انسان قدرت های پنهان دیگری میبینیم که خود از آن اطلاع ندارند و باید آن ها را در جهت مثبت بیدار و به کار بگیرید و در پایان پروژه متوجه خواهید شد . در ادامه به جهت بیان می دانید که یک صحنه سخنرانی مسائلی نیاز دارد ، به آن مسائل در جهان خویش توجه نمائید و در صدد استحکام  خویش قدم های خود را محکم بگذارید . بسیار سپاسگذار خواهیم شد . نوشته ها و تجربیات لحظه ایی  شما قابل ذکر و فهم می باشند ، در آن ها نیز دقت بنمائید . به جهت کل مطالب عرض نمودیم .ما باید برویم


تهیه و تنظیم : محمد حیدری (ل۲۴)




طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،
برچسب ها: نوشتار سی دی ( تحویل گرفتن فرماندهی )، نوشتار سی دی های مهندس دژاکام، درمان اعتیاد،

تاریخ : شنبه 21 مرداد 1396 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : لژیون کمک راهنما جنابی | نظرات

مهدی عباسی
یکشنبه 22 مرداد 1396 10:29 ق.ظ
باسلام
ممنونم آقا محمد که این زحمتو میکشید ووبلاگمون رو بروز نگه میدارید
اما در مورد این سی دی باید گفت برای فرماندهی درست در شهر وجودی باید خود را تزکیه وتصویه کنیم تا کمکم به نفس مطمعنه دست یابیم انشاالله در تک تک موارد ومسائل زندگی
پاسخ لژیون کمک راهنما جنابی: سلام . نظر لطف شماست مهدی جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس