هر چیزی هر چقدر قدرت ساختن دارد قدرت تخریب هم دارد و این در ذاتش نهفته است.. مثل اُپیوم که قدرت داشت  انسانها را از چرخه طبیعت خارج کرد و قدرت این را هم داشت که انسانها را به چرخه طبیعت بازگرداند. دانش و تکنولوژی هم دقیقاً همین خاصیت را دارد که می تواند ما را به هم خیلی نزدیک بکند یا می تواند ما را از همدیگر دور بکند. 
نوشتار سی دی "تکنولوژی" استاد امین دژاکام

به نام قدرت مطلق الله


جلسات پیش در مورد مطلب جدیدی راجع به هنر صحبت شد که اگر ما بتوانیم تعریف درستی از مطالب پیدا بکنیم این تعریف درست به ما اجازه می دهد که بنایی به ارتفاع 1000 متر بسازیم..

 بزرگترین دانشمند دوران باستان در قسمت علوم به نام "ارشمیدس" که خیلی چیزها مثل منجنیق، تلمبه، قانون شناوری و... را اختراع کرد یکی از جملاتی که این دانشمند بکار می برد این بود که؛ شما به من یک اهرم درست و یک تکیه گاه خوب بدهید من آنوقت با این اهرم و تکیه گاه، زمین را از جایش بلند می کنم. همین کاری که آقای مهندس انجام دادند.. با یک تعریف درست و یک علم درست زمین را از جایش بلند کردند یعنی بیماری اعتیاد که همه را زمین گیر کرده بود در واقع توانستند روش درمان آن را پیدا بکنند و به نتیجه برسانند و علت این در تعاریف نهفته است.

ما در مورد هر رشته ای یا هر مسئله ای اگر می خواهیم به شاگردانمان در لژیون آموزشی بدهیم بایستی سعی بکنیم آن تعاریف پایه را یاد بگیریم و اگر هر چقدر این تعاریف درست تر و خالص تر و بهتر باشند آن اهرم و تکیه گاه ما قوی تر می شود. شاید بعضی از مطالب هزار سال طول بکشد ما فقط بتوانیم تعریف درستش را پیدا بکنیم.. مثلاً در قسمت علوم ریاضیات تعریفی برای نقطه، خط مورب، خط موازی، مثلث، اتحاد و... وجود دارد و این به این دلیل است که انسانها توانسته اند قضایا و تعاریف درستی را از ریاضیات و فیزیک و یکسری علوم پیدا بکنند و توانسته اند پیشرفت خیلی زیادی را بوجود بیاورند و این به این علت بود که یکسری تعاریف و مفاهیم، صور آشکار هستند یعنی ما به یک مثلث می توانیم نگاه بکنیم یا می توانیم آن را رسم بکنیم و اندازه اش را محاسبه بکنیم و... بنابراین پیدا کردن تعریف برای یکسری از علوم خیلی راحتتر بوده است.

برای یکسری علوم دیگر مثل روانشناسی ما به یکسری از کلمات می رسیم که اصطلاحاً به آن "پارامتر مفهوم" گفته می شود.. مثلاً ما وقتی می گوییم درخت، همه انسانها می توانند درخت را در ذهنشان تصور بکنند یا مثل رودخانه، کوه، گل و... اما وقتی می گوییم "زیبایی" دیگر اینطور نیست.. مثلاً از کسی می پرسیم تعریف شما از زیبایی چیست؟ می گوید ایشان به نظر من خیلی زیبا هستند ولی ممکن است شخص دیگری بگوید این خیلی هم زشت است. در بعضی از علوم مفاهیمی که صحبت می شود جزء صور پنهان است.. مثل؛ زیبایی، عدالت، عمل سالم و... که پیدا کردن تعریف برای اینها کار خیلی دشواری بوده است و کنگره یکی از جاهایی است که آمد و شروع کرد به تعریف کردن همین چیزهای مفهومی..


پس ما اگر ما بتوانیم تعاریف نسبتاً درستی از یکسری مطالب استخراج بکنیم می توانیم خیلی از مجهولات را پیدا بکنیم و در مسئله هنر ما به این نقطه رسیدیم که؛ هنر یک حقیقتی است برای تکامل، پیشرفت و بازسازی انسانها.. شما این جمله را در قرآن شنیده اید که می گوید؛ اگر تمام درختها قلم می شدند و تمام دریاها جوهر و می خواستند کلمات خداوند را بنویسند قبل از این که کلمات خداوند تمام شود آن جوهر ها تمام می شد.. تمامی علوم و هنر و دانشی که ما می شناسیم و تمامی چیزهایی که در زندگی ما وجود دارد  و حقیقت هستند همه، کلمات خداوند هستند.. پس وقتی یک سمفونی یا یک شعر یا فرمولی نوشته می شود اینها همان کلمات خداوند هستند که به انسانها و مخلوقاتش داده می شود.

این مقدمه در مورد جلسات قبل بود و موضوع جلسه امروز "تکنولوژی" است.. بعضی از شما احتمالاً با این صحنه ناخوشایند روبرو شده اید که در یک میهمانی هستید و برای دیگران یک جوک تعریف می کنید ولی هیچ کس جوک شما را نمی شنود و وقتی که خوب نگاه می کنید می بینید که اینها مثل یکسری اجساد هستند که هنوز نفس می کشند و آثار حیاتی در آنها کاملاً وجود دارد ولی وجود ندارند یعنی کوچکترها که با تبلت، متوسطها با موبایل و بزرگترها با تلویزیون و حرفه ای ها با لپ تاپ و کامپیوتر مشغول هستند و اگر حساب بکنید می بینید که فقط نوزادها و دیوانه ها جزء این تقسیم بندی قرار نمی گیرند! که این مسئله نه تنها در کشور ما بلکه در کل دنیا بوجود آمده است..


من خودم جزء آن دسته از اشخاصی بودم که مثل انسانهای غارنشین مخالف تکنولوژی بودم و خیلی دیر با این مقوله ارتباط برقرار می کردم.. حتی یادم است که در دانشگاه، ما درسی در مورد کامپیوتر داشتیم آخرین نفری که کامپیوتر یاد گرفت من بودم تا آنجا که می توانستم این درس را عقب می انداختم یا حذف می کردم که با این قضیه روبرو نشوم و در فوق لیسانس هم چون مجبور بودم که پایان نامه بنویسم و یکسری چیزها را انجام بدهم به اجبار رفتم و کامپیوتر را یاد گرفتم. در مورد موبایل هم اول با داشتن آن محالف بودم که بالاخره من را راضی کردند که تو با ما کار نداری ما بهرحال در مورد اردو و مسائل کنگره بایستی تو را پیدا بکنیم و من قبول کردم و موبایل را گرفتم و سالها طول کشید و من با این موبایل قدیمی کارهایم را انجام می دادم بعد که گوشی های هوشمند آمد من تا دو سال این گوشی را نگرفتم که پولش را داشتم بگیرم ولی انگیزه ای برای خرید این نوع گوشی نداشتم که بالاخره آقای مهندس در یک مناسبت من را سورپرایز کردند و به من گوشی هوشمند هدیه دادند. بعضی ها که سنشان بیشتر است وقتی یک گوشی هوشمند به دستشان می دهی فکر می کنند که این سفینه است و هر آن ممکن است از جو خارج شود تا این حد وحشت دارند! یا خیلی ها با کامپیوتر مشکل دارند و موقع استفاده از این وسیله اضطراب تمام وجودشان را می گیرد و فکر می کنند اگر یک دکمه را اشتباه بزنند همه چیز منفجر می شود! و من کاملاً این وحشت و ترس و اضطراب را در نسل قدیمی تر دیده ام بر خلاف بچه ها که با این مسئله هیچ مشکلی ندارند..

بالاخره زمان گذشت و من با این موبایل یک ارتباط روحی و روانی و عاطفی برقرار کردم و کم کم دیدگاهم عوض شد و دیدم که با این می شود فیلم و عکس گرفت، گزارش تهیه کرد و برای نوشتن متن یا شعر و... بجای قلم و کاغذ از ذفترچه یادداشتش استفاده کرد و بعد دیدم که کاربردهای خیلی زیادی دارد بجایی رسید که اینترنت موبایلم وصل شد و کلی مطالب آموزشی، مقاله و کلی از سوالهایم را در اینترنت توانستم پیدا بکنم و به جواب برسم. یادم می آید که پارسال برای کارهای اردوی کنگره کلی دنبال راه حل گشتیم که چکار بکنیم که بچه هایی که می خواهند به اردو بیایند و فرم ثبت نام پر بکنند که بعضی ها فیش ثبت نام را می ریختند و بعضی ها نمی ریختند و می خواستیم کاری بکنیم که همه چیز مرتب شود بالاخره یک نفر پیشنهاد داد که بهترین راه حل تلگرام است ما از این طریق می توانیم تمام فیشها را دریافت بکنیم و یک اپراتور باشد که اینها را بررسی و تأیید بکند و ما این کار را انجام دادیم و کار ما چند برابر ساده شد یا از آنجا که سایت کنگره قوی و پیشتاز است برای اطلاع رسانی به راهنماها، مرزبان ها، ایجنت ها و... کافی است این افراد عضو یک کانال باشند آنوقت یک اطلاعیه که در کانال قرار داده می شود همه سریع به آن دسترسی پیدا می کنند بدون این که کسی از قلم بیفتد.. ما امسال تمام کارهایی که برای هماهنگی ها یمان انجام می دهیم نسبت به 5-4 سال پیش ده برابر ساده تر شده است.

کلمه تکنولوژی از دو کلمه تکنیک و نالژ تشکیل شده است که تکنیک به معنی فوت و فن یک کار و نالژ به معنی علم و دانش می باشد یعنی فنی که از علم نشأت گرفته باشد و خاصیتش این بوده که زندگی را راحتتر و مشکلات انسانها را حل کرده است که یک جراح یا ریاضیدان و... که در کارش دچار مشکل می شود سریع بتواند از دانش دیگران استفاده بکند و مسائلش را پیش ببرد. هر چیزی هر چقدر قدرت ساختن دارد قدرت تخریب هم دارد و این در ذاتش نهفته است.. مثل اپیوم که قدرت داشت انسانها را از چرخه طبیعت خارج کرد و قدرت این را هم داشت که انسانها را به چرخه طبیعت بازگرداند.. دانش و تکنولوژی هم دقیقاً همین خاصیت را دارد که می تواند ما را به هم خیلی نزدیک بکند یا می تواند ما را از همدیگر دور بکند و برای این که ما از این قضیه آسیبی نبینیم باید بیاییم و از تکنولوژی استفاده بکنیم.

من خودم قبلاً اشتباه می کردم که از تکنولوژی فاصله می گرفتم و الان متوجه شده ام که باید به آن نزدیک شوم ولی از خودم می پرسم که اندازه استفاده از تکنولوژی چقدر است؟ من جدیداً ویدئویی در تلگرام دیدم که به کسانی که بیشتر از یک ساعت و نیم در تلگرام و ... هستند نوعی ورزش آموزش می داد که با انجام آن ورزش چشمشان بیشتر آسیب نبیند! ما اصلاً چرا آنقدر باید از تلگرام استفاده بکنیم که ناچار شویم چنین ورزشهایی را انجام بدهیم!؟ مگر نمی گوییم که سیستم ایکس انسان از طریق مواد و افکار و اندیشه می تواند تأثیر پذیر باشد؟ که مواد همان تریاک و هروئین و شیشه و... است و افکار و اندیشه هم همین فکرهای منفی است که آیا این شبکه ها و این همه اطلاعات جزء افکار نیست؟ آیا اینها روی سیستم ایکس انسان نمی تواند تأثیر بگذارد؟ چرا کسی که قتل و جنایتی مرتکب می شود می آید آن را در شبکه های اجتماعی قرار می دهد؟ برای این که ما به آن نگاه بکنیم که با نگاه کردنمان به آن شخص قدرت و انرژی می دهیم و تأییدش می کنیم و نتیجه نگاه کردن به چنین ویدئوهایی ایجاد تخریب در سیستم ایکس خودمان است.. مگر ما در روز چقدر زمان داریم یا عمر ما چقدر است که بخواهیم فقط 6-5 ساعت از روز را در شبکه های اجتماعی بگذرانیم؟ آیا اطرافیان ما به توجه و محبت ما احتیاجی ندارند؟ کسی که بچه اش او را ده بار صدا می زند و او در شبکه های اجتماعی است و جوابش را نمی دهد آیا این تخریب ندارد؟ مواد یا سیستم ایکس تخریب دارد ولی این هم یک شکل دیگر از تخریب را بوجود می آورد..


پس ما بایستی به این قضیه با تعمق نگاه بکنیم و کاربردهای مثبت و مفیدش را که در جهت پیشرفت ماست و به ما کمک می کند از آنها استفاده بکنیم که کارها را سریعتر پیش می برد و زندگیمان را جلو می برد و معلوماتمان را بیشتر می کند ولی از مسائلی  که بین ما و کسانی که دوستشان داریم سد ایجاد می کند دوری بکنیم.. چون این امواج و تصاویر و... مثل مواد جایگزین می شوند و در ما تخریب ایجاد می کنند. ما در کنگره وقتی به اردو می رویم سعی می کنیم تمام اینها قطع بشود چون ما همزمان نمی توانیم هم در شبکه های اجتماعی باشیم هم با طبیعت ارتباط برقرار بکنیم این غیر ممکن است. در مورد تکنولوژی ما دقیقاً مثل مواد اول آن را نمی شناسیم و در مقابل استفاده از آن مقاومت می کنیم بعد که یاد گرفتیم و از آن استفاده کردیم دیگر رهایش نمی کنیم!

 ما باید بتوانیم اندازه استفاده کردن از تکنولوژی را یاد بگیریم.. در این قضیه برای من نکته خیلی جالب و آموزنده ای وجود داشت که در زمان قدیم پدر و مادرها و خانواده ها یک روابطی بینشان حاکم بود مثلاً بچه ها از پدر و مادرشان حرف شنوی داشتند چون بچه ها باور داشتند که والدین شان از آنها بیشتر می فهمند و بلدترند.. این قضیه ادامه داشت تا زمانی که کامپیوتر و دانش روز آمد و قدیمی ها با این تکنولوژی بیگانه شدند و نرفتند حتی مراحل ابتدایی آن را یاد بگیرند و از این قضیه فاصله گرفتند ولی بچه های کوچک رفتند و وارد این تکنولوژی شدند.. پدری می خواست فیلمی را درون دستگاه قرار بدهد نمی توانست یا حتی نمی توانست کامپیوتر را روشن بکند و برای یک پرینت ساده محتاج بچه اش شد و چون بچه هنوز به آن بلوغ و شناخت نرسیده که پدر می تواند پوا در بیاورد و مادر خیلی کارهای دیگر را می تواند انجام بدهد و صرفاً در مورد مسائل به کامپیوتر آشنایی ندارد، این شد که یواش یواش بچه ها فکر کردند خیلی دانا هستند حالا بخاطر این که دو تا بازی کامپیوتری بلدند و دوتا برنامه می توانند نصب بکنند و پدر ومادرشان می ترسند و نمی توانند با تکنولوژی ارتباط برقرار بکنند از پدر و مادرشان خیلی باسوادتر و تواناترند و ضربه اصلی که تکنولوژی به خانواده ها وارد می کند در همین نقطه است که بچه ها از والدینشان فاصله می گیرند و بقیه چیزهایی را که پدر و مادرها می توانند به بچه ها انتقال بدهند دیگر بچه ها نمی خواهند یاد بگیرند و یواش یواش یک فاصله و شکاف بزرگی بینشان بوجود می آید که درمان این مسئله این است که بایستی پدر ومادرها با کامپیوتر و علم روز آشنایی پیدا بکنند و یاد بگیرند.. همانطور که امیر مؤمنان می فرمایند؛ فرزند زمان خود باشید.. اگر ما فرزند زمان خودمان نباشیم و از این چیزها بی اطلاع باشیم فرزندان و نزدیکانمان دیگر به ما اطمینان نمی کنند و این خودش سرآغازی می شود برای این که پیوندهای محبت بین ما یواش یواش قطع شود. این چیزی بود که من احساس کردم لازم است مطرح بکنم که ما بایستی در یک حدی حالا نه در حد حرفه ای با این مسائل آشنا باشیم و بلد باشیم که بتوانیم به آنها آموزش بدهیم و آنها را راهنمایی بکنیم




طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،
برچسب ها: درمان اعتیاد، وب لژیون آقای فریدون جنابی، نوشتار سی دی تکنولوژی، سی دی های استاد امین دژاکام،

تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : محمد حیدری | نظرات

مهدی عباسی
چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:13 ب.ظ
با سلام یکی از مصادیق استفاده از تکنولوژی همین استفاده از وبلاگ هست که کمک بزرگی در کسب دانایی وآگاهی میباشد البته برای کسانی که استفاده درست از آن را بلد هستند
پاسخ محمد حیدری: سلام درود بر شما مهدی جان
http://MittieSiefker.hatenablog.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:40 ق.ظ
Its such as you learn my thoughts! You seem to know a lot approximately this,
like you wrote the e book in it or something. I believe that you could do with some percent
to force the message home a little bit, however instead of that,
this is magnificent blog. An excellent read. I will certainly be back.
پاسخ محمد حیدری: Peace be upon you dear friend. Thank you for your feedback. This is your comment
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس