دلنوشته ای از مسافر محمد حیدری از لژیون ۲۴ شعبه شاداباد، با موضوع : (احتیاط شرط اول است )

به نام قدرت مطلق الله 


سلام دوستان محمد هستم یک مسافر :

چند روز پیش، با ماشین در مسیر کنگره 60 بودم، وقتی نزدیکتر شدم  ، مثل خیلی از آدم‌ها که وقتی به داخل شهر یا نزدیکی مقصد می‌رسیم ، کمربند ایمنی ماشینمان را باز می‌کنیم و فکر می کنیم دیگر خطری ما را تهدید نمی‌کند و در امان هستیم، من هم کمربند ایمنی خودرو خود را باز کردم .

 با خودم گفتم: دیگر نیازی نیست بسته باشد دارم می‌رسم به مسیر که ادامه می‌دادم به یاد دستور جلسه کنگره افتادم که وادی دهم بود و در این وادی صحبت از تغییرات صفت‌های مثبت و منفی در انسان هست. 

با خودم فکر کردم که باز کردن کمربند پیش از موعد و رسیدن به  مقصد چقدر شبیه و ضعیت ما در طول سفره است . بعضی مواقع فکر می کنیم خب ما چند ماهه داریم سفر می کنیم و شاید دیگه نیازی به حضور منظم درکنگره، مطالعه کتاب و سیدی و...نداریم ، چون به مقصد نزدیک هستیم.

از آنجایی‌که این وادی می‌گوید : صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است»، پس باید مراقب باشیم صفت‌های خوبی که در طول سفرباسختی به دست آوردیم با یک عجله و سهل‌انگاری از دست ندهیم و تا آخر به هوش باشیم.

چرا ؟ چون که خطر و حادثه همیشه در جاده شلوغ و بزرگراه نیست و می‌تواند این خطر و حادثه در یک کوچه خلوت هم اتفاق بیافتد. 

پس کمربند ایمنی خود را تا انتهای مسیر باز نکنیم ، یک مثال ساده اگر بخواهم بزنم همین تعطیلات تابستان را میتوان مثال زد که به مدت ۱۰ روز کنگره تعطیل است و ما از راهنما و درس و آموزش و جلسات دور هستیم اگر احتیاط نکنیم و غافل شویم در یک لحظه دچار حادثه میشویم و به بی راهه کشیده میشویم ،حادثه خبر‌نمیکند هر لحظه در کمین است به شکل های مختلف پس مایم که باید صفات خوب خود را که در این مدت به دست آورده ایم حفظ کنیم و مراقب باشم و تا انتهای مسیر آرام و با احتیاط برانیم چه در زندگی چه رانندگی چه سفر در کنگره چه کار کردن در محل کار همه مانند یک سفر است .


تایپ و تنظیم : محمد حیدری (لژیون ۲۴)




طبقه بندی: دل نوشته های مسافران،
برچسب ها: درمان اعتیاد، وب لژیون آقای فریدون جنابی، دل نوشته های مسافران کنگره ۶۰، احتیاط شرط اول است، نوشتار و مقالات محمد حیدری،

تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1396 | 12:59 ب.ظ | نویسنده : محمد حیدری | نظرات

حسن مددپور
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:08 ق.ظ
درودمحمدجان تشبیه بسیاربجاوزیبایی بود بله کاملادرسته چه درجات وزحماتی که به لحظه ای غفلت تبدیل به حسرت شد ونسیان وفراموشی یکی از مشخصه های انسان است که دراین سفر عبورازتاریکیها توسط بازدارنده ها باضرافت بسیاربکارگرفته میشود
پاسخ محمد حیدری: ممنونم از شما حسن جان
مجتبی
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:13 ب.ظ
کاربر محترم خداقوت
ممنون از مطلب خوب شما، در وبلاگ نمایندگی قرار گرفت. لطفا قبل از نشانه ها فاصله نگذارید. با تشکر
پاسخ محمد حیدری: سلام چشم حتما
مهدی عباسی
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:02 ب.ظ
با سلام وخسته نباشید
واقعا باید در سفر پیش رو با احتیاط وسرعت مطلوب سفر کرد تا نه در گِل نه در یخبندان اتفاقی برایمان رخ ندهد تا به مقصد برسیم
پاسخ محمد حیدری: سلام درود بر شما مهدی عزیز دقیقا درست گفتید
فریدون جنابی
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:05 ب.ظ
بااحترام...خیلی زیبا مثال زدی محمد عزیز من هم که استاد شما هستم کمربندم را مواظب هستم و دایم آنرا چک میکنم با مطالعه و کسب دانایی که جایگاه خود را از دست ندهم . خیلی استفاده کردم خداقوت شاد و سربلند باشی ...یاعلی
پاسخ محمد حیدری: سلام به استاد عزیزم ممنونم از شما همیشه پایدار باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس