تبلیغات
درمان اعتیاد وب لژیون آقای فریدون جنابی - نوشتار(سی دی هفت خان)از مهندس دژاکام
شما وقتی از خوان اول عبور می کنید و وارد خوان دوم می شوید  یعنی شما ظرفیت و پتانسیل خوان دوم را دارید.. از هر مرحله ای که بگذرید شما ظرفیت مرحله بعد را دارید، ولی اگر یکمرتبه شما را در خوان هفتم قرار بدهند خراب می کنید و از عهده آن بر نمی آیید. 
 
نوشتار سی دی "هفت خوان" آقای مهندس دژاکام

به نام قدرت مطلق الله


بحث بین استاد و شاگرد در تاریخ: ۸۴/۵/۱

استاد: انشاا... که امورات کم کم رو به بهبودی می رود و بقیه مطالب بعد از حل، قسمتی دیگر از موضوعات آغاز بشود و کارهای ناتمام با شروع دوباره رو به کامل شدن بشود استادان هم منتظر این وقایع می باشند تا دستور دیگری دریافت بنمایند.. این وقتی آغاز دوباره می نماید که مطالب تا حدودی حل شده باشد مانند آرام شدن زمین و یا فروکش شدن گردباد و یا امواج وحشتناک اقیانوسها. سقفهای بلند وقتی از نور برخوردار می شوند که ابرهای تیره جا و مکان خود را برای امورات الهی که همان بارانهای رحمانی است باز بگذارند و یا محل را ترک بنمایند، برای همه این امورات لازم است که در باب هر موضوعی به نیروهای قوی ایمان آوریم خواه برای صلح باشد خواه برای جنگ و دیگر موارد.

چیزی که امروز می خواهم برایتان بگویم این است که انسان وقتی سفرش را از روز ازل تا روز موعود شروع کرد این یک سفر گروهی و انفرادی است که باید یکسری مراحل را طی بکند که بقول قدیمی ها "آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته" این واقعاً در مورد انسان صادق است.. برای رسیدن به مراحلی باید حتماً از مرحله هایی شخصاً عبور بکنی.. بقیه ممکن است به تو کمک بکنند ولی اینها در حاشیه هستند برای این که قضیه را بهتر بفهمیم مثلاً در شاهنامه فردوسی وقتی اسفندیار می خواهد به رویین دژ برود باید از هفت خوان بگذرد.. یعنی از هفت مرحله، هفت آبادی یا وقایع بگذرد مثلاً در خوان اول؛ اسفندیار باید دو تا گرگ عظیم الجثه را بکشد و تا این دو گرگ را نکشد وارد خوان دوم نمی شود یعنی انسان تا مشکلات و معضلاتی که در آن قرار دارد را حل نکند به هیچ عنوان وارد مرحله بعد نمی شود که این یکی از قوانین لایتغیر خلقت و هستی است.

انسانی که زمین می خورد باید خودش از زمین بلند شود اگر کسی او را از زمین بلند بکند باز دفعه بعد زمین می خورد که هزار بار هم زمین بخورد و کس دیگری او را بلند بکند باز زمین می خورد تا این که خودش از عهده این کار برآید به دلیل این که انسان به یک قدرت و توانایی برسد و این قدرت و توانایی در کائنات جای دارد که حالا بخواهم بگویم جایش کجاست و چگونه است بحثهای خیلی مفصلی دارد.. بنابراین هیچ کدام از ما نباید انتظار این را داشته باشیم که دیگران بیایند و مشکل ما را حل بکنند اصلاً امکان پذیر نیست و اسفندیار وقتی خوان اول را پشت سر بگذارد باید وارد خوان دوم شود و این نیست که بگویید حالا مشکل را حل کردم دیگر مشکلات تمام شد، شما دائماً در حال حل مشکلات و گذر از گذرگاههای بسیار سخت هستید.

اسفندیار بعد از خوان اول وارد خوان دوم که کشتن شیران است می شود و بعد از عبور از این خوان وارد خوان سوم که مبارزه با اژدها است می شود و بعد از شکست اژدها وارد خوان چهارم که درگیری با زن جادو است می شود و از این مرحله هم که عبور کرد وارد خوان پنجم می شود که در این خوان باید با سیمرغ مبارزه بکند و بعد از گذشتن از این خوان وارد خوان ششم می شود که باید از برف و سرمای بسیار سوزان مثل سرمای ۶۰ درجه زیر صفر بگذرد و از این سرما که گذشت به خوان هفتم می رسد که گذشتن از رود و کشتن گرگسار است. پس در این هفت خوان اسفندیار می بینیم که این نیست که حالا از یک خوانی گذشت دیگر مشکلاتش تمام می شوند.. مثلاً شما مشکل اعتیادتان را حل کردید و از فردایش دیگر هیچ مشکل و درگیری ای ندارید! اینطور نیست اعتیاد درمان شد ولی مشکلات و مسائل دیگری هستند و اینها را هم حل بکنید باز مسائل دیگری است.

در هفت خوان رستم هم همینطور است وقتی کاووس شاه را در جنگ دستگیر می کنند او را در غاری در مازندران زندانی می کنند.. رستم وقتی می خواهد برود که برسد به کاووس شاه باید از هفت خوان بگذرد.. اینها درست است که قصه هستند ولی پشت اینها یکسری مسائل و تمثیلهایی نهفته است که زندگی انسان همیشه راحت نیست باید از یک مرحله ای عبور بکند و وارد مرحله بعدی شود. هفت خوان رستم.. خوان اول؛ جنگ با شیر. خوان دوم؛ یافتن چشمه آب. خوان سوم؛ جنگ با اژدها. خوان چهارم؛ جنگ با زن جادو. خوان پنجم؛ گرفتار شدن اولاد به دست رستم. خوان ششم؛ جنگ با ارژنگ دیو. خوان هفتم؛ جنگ با دیو سپید و کشتن آن است که تازه برسد به کاووس شاه که حالا آنجا کلی مسائل و موضوعات و درگیریهای دیگری است که باید با آنها روبرو شود.

هر سی دی ای که من به شما درس می دهم یک پیامی دارد و پیام این سی دی این است که "پایان هر مشکل سرآغاز  مشکل دیگری است." دیدگاه ما نباید این باشد که هیچ مشکلی برایمان پیش نیاید چون در پیشامد هر مشکلی یک جهشی بوجود می آید و این مسیر چیده شده پر از مشکل، برای پیشرفت و گسترش و توسعه هر انسانی است و انسان باید ظرفیت دریافت یکسری مسائل را داشته باشد یعنی شما وقتی از خوان اول عبور کنید و وارد خوان دوم می شوید یعنی شما ظرفیت و پتانسیل خوان دوم را دارید.. از هر مرحله ای که بگذرید شما ظرفیت مرحله بعد را دارید ولی اگر یکمرتبه شما را در خوان هفتم قرار بدهند خراب می کنید و از عهده آن برنمی آیید. در مسئله کمک راهنمایی یا مهمانداری یا مرزبانی و... باید این شخص ظرفیت این مسئولیت را داشته باشد وگرنه در این جایگاه علاوه بر لطمه زدن به دیگران خودش را هم تخریب می کند.. حالا وای بحال کسی که می خواهد بشود رئیس جمهور ۸۰ میلیون نفر ولی آن پتانسیل و ظرفیت را ندارد یا می خواهد وزیر، استاندار و... بشود که من این را بطور مثال عرض کردم. راهنما می شویم باید ظرفیت راهنما شدن را داشته باشیم که اگر ظرفیتش را نداشته باشیم عین خوان اول که اگر نتوانیم گرگها را بکشیم گرگها ما را می کشند.

"سقفهای بلند وقتی از نور برخوردار می شوند که ابرهای تیره جا و مکان خود را برای امورات الهی که همان بارانهای رحمانی است باز بگذارند و یا محل را ترک بنمایند." ما دو رقم باران داریم.. یک باران که به اندازه و درست می بارد و رحمت الهی است و باران دیگر که بی موقع می بارد و می شود لعنت الهی.. امسال در بهار باران زیادی بارید و باعث خوشحالی بسیاری از مردم شد ولی در بعضی از مناطق کاری هم انجام داد که شکوفه های درختان میوه که نیاز به گرده افشانی داشتند درست در همین موقع باران شروع به باریدن کرد که تمام گرده ها را شست و هیچ کدام از شکوفه ها باردار نشدند و میوه ای ندادند که این باران رحمت تبدیل شد به باران لعنت.. که طوفانها و گردبادهای سهمگین ابرهای تیره هستند که اگر بخواهد نور و روشنایی بیاید باید این ابرهای تیره و مخرب کنار بروند و جایشان را به ابرهای باران زا بدهند تا آنموقع رحمت خداوند ببارد.

استاد: این دستور عزیز می گوید که برای نخلها هم همینطور است اگر قدری تعلل بنمایید تمامی رطب ها از بین می روند و یا طعمه حیوانات می شوند.

ما هر کاری را باید در زمانش انجام بدهیم زمان برای ما بی نهایت نیست ما یک فرصتی داریم.. مثلاً سفر ما ۱۰ ماه است اگر طول بکشد خراب می شود حالا در مسائل خاصی ۳ ماه هم به این سفر اضافه می شود ولی باید در یک مقطع زمانی این کار را انجام بدهد. درست است که در هر کاری صبر لازم است ولی این صبر هم یک فاصله زمانی دارد.. صبر باید همراه با تلاش، برنامه ریزی، فکر و نقشه باشد اینطور نیست که شما ۱۰ سال بیایید کنگره و هنوز در سفر اول باشید و بگویید من صبرم زیاد است و به خدا توکل کرده ام! که با این صبر کار درست نمی شود.

استاد: شما مطالبی بدست آورده اید که در پیشرفت شما و احیای نیروی درون شما بسیار مؤثر بوده و هست.

یکی تفکر شماست و یکی تفکر کائنات و هستی.. خودتان را با هستی مقایسه بکنید و ببینید که هستی چه قدرتی دارد و شما چه قدرتی؟ من نمی توانم سر هستی کلاه بگذارم، سر هستی کلاه گذاشتن یعنی خارج شدن از صراط مستقیم، حقه بازی، فریبکاری و... که اگر من چنین تصوری دارم که می توانم هستی را دور بزنم انسان نادان و جاهلی هستم و هنوز به آن فکر و شرایط لازم نرسیده ام هیچ کس قادر نیست چنین کاری بکند برای نیروی درون باید از مسائل مثبت، ارزشی و صراط مستقیم استفاده کرد.

استاد: ما بارها گفته ایم که اگر فرامین را به دلخواه خودتان می خواهید انجام و عمل بنمایید پس نیازی به ما ندارید.. پس سکان را بدست بگیرید و خود هدایت بنمایید.

موقعهایی است که ما فرامین را به دلخواه خودمان انجام می دهیم یعنی سکان را خودمان می گیریم! مثلاً گفتند در ماه مبارک رمضان اگر فلان کیلومتر از شهر خارج بشوید شما مسافر اطلاق می شوید و روزه بر شما واجب نیست.. این یک فرمان الهی است ولی من می آیم و هر روز سوار ماشینم می شوم و فلان کیلومتر از تهران خارج می شوم و در آنجا به قهوه خانه ای هم می روم و صبحانه ای می خورم که روزه ام را خورده ام و هیچ کفاره ای هم بر گردنم نیست که من قوانین و فرامین الهی را جور دیگری تعبیر می کنم. راهنما به رهجو می گوید باید شش سی سی شربت اتی بخوری.. رهجو می گوید نیم سی سی برای من کافی است! می گوید قرص نباید بخوری، می گوید نه.. من نمی توانم و باید قرص بخورم! من هم همینطور بودم بعضی وقتها به حرف استادها گوش نمی دادم.. رهجویی که فکر می کند به مرحله ای رسیده که می تواند به دلخواه خودش فرمانها را تغییر بدهد دیگر نیازی به استاد ندارد و برود دنبال کار خودش.. رهجویی که به لژیون می آید باید کاملاً مطیع راهنما باشد تمام آنهایی که قوانین و دستورات کنگره و راهنما را به دلخواه خودشان تغییر می دهند هیچ کدام به درمان و رهایی نمی رسند کسی که سکان کشتی را در دست گرفته باید ناخدا و دریانورد باشد و بلد راه باشد تا بتواند کشتی را هدایت بکند.

استاد: برای پیشبرد فرامین، شما در دستورات کاری خود تجدید نظر بنمایید و طبق همان عملی که خود می گویید انجام بدهید.. اگر امروز خطاکاران را به جهت این عمل عظیم بشری از عملهای شیطانی باز ندارید در آینده هرگز نمی توانید یک دانشگاه یا نظامیه و افراد زیادی را در دسته های انسانهای صالح قرار بدهید.

ما در تمام شعبه های کنگره60، کمیته ای به عنوان "کمیته انضباطی" داریم و تمام شعب چک و کنترل می شوند که اگر این کمیته ها نبود الان در تمام شعب تکلیف ما چه بود؟ ما اگر کمیته انضباطی نداشتیم هر کسی ۱۰ بار سفر می کرد و باز می رفت مواد می زد و باز می آمد.. آنوقت نصف بیشتر کنگره کسانی بودند که ۳ یا ۴ یا ۵ سال سفر کرده اند و هنوز مصرف کننده هستند که اینها الگوهایی بسیار زننده و مخربی برای افراد کنگره60، بودند و ما قدمی نمی توانستیم برداریم. رهجویی که یا راهنمایش چه خانوادگی چه مجردی به پیکنیک برود آن شاگرد امکان ندارد که به درمان برسد.. راهنمایی که به خانه رهجوهایش می رود یا با آنها بیرون می رود این راهنماها، راهنماهای خاطی هستند و حرمت کنگره را نگه نداشته اند اینها قادر نیستند که شاگردان خود را به رهایی برسانند و برایشان سلامتی به ارمغان نمی آورند این راهنما ها کسانی هستند که بجای این که شاگردانشان را به مرغزار ببرند به مسلخ گاه می برند. هر راهنما یا رهجویی در هر کجای کنگره60، که صدای من را می شنود اگر از صراط مستقیم و حرمت کنگره60، خارج شود او جزء خطاکاران محسوب می شود و ما اگر به این مراحل برسیم دیگر در آینده نمی توانیم آکادمی داشته باشیم.

ما در آینده نیاز به آکادمی داریم نیاز به تفکر، اندیشه، علم و دانش، تخصص و نیاز به پول داریم.. این ساختمانی که ما الان در اینجا هستیم متعلق به ستاد مبارزه با مواد مخدر است و گفته است من این ساختمان را می خواهم که ما با ید تا دو ماه دیگر از اینجا برویم ولی اصلاً جای نگرانی نیست ما از قبل پیش بینی کرده ایم و انشاا.. یک جای بزرگتر و بهتری تهیه می کنیم. ما به همین خاطر همیشه می گوییم "استحکام پایه های علمی و مالی کنگره60" پس آن لژیونهای مالی، آن حسابها، آن فکرها و حساب زمین برای امروز بوده است و ما در طول این ۲۰ سال به فکرش بوده ایم و الان مسئله را حل می کنیم و ساختمان برای ما مهم نیست ما الان ۵۰ تا مرکز داریم و فقط ۲۴ مرکز در تهران داریم.. امروزه ما اینقدر در صراط مستقیم هستیم که من فکر می کنم و همینطور هم هست که سازمانی که به ما یکسری امکاناتی می دهد این افتخاری است برای آن سازمان که در این کار مهم سهیم بوده است. کنگره60، بیش از ۵۰ هزار نفر عضو دارد.. به عنوان بهترینNGO از طرف تمام دبیر کل ها از برادر آقای رفسنجانی که معاون رئیس جمهور آنوقت آقای رفسنجانی بودند گرفته تا آقای احمدی مقدم، آقای علی هاشمی، آقای محمد فلاح، آقای حسین ملکی، آقای رحمانی فضلی (وزیر کشور) و... مورد تقدیر و تشویق قرار گرفته ایم چون در صراط مستقیم بوده ایم و امروز برای آنها افتخاری است که به ما یاری رسانده اند و می رسانند. از این بابت نگران نباشید ۱۸ سال این ساختمان را در اختیار ما قرار دادند که خیلی هم از ایشان متشکر و سپاسگزاریم و با کمال میل این ساختمان را تحویلشان می دهیم و ما باید وارد فاز دیگری شویم و از این خوان عبور بکنیم و امیدوارم که این خودش یک مقدمه ای باشد برای همان آکادمی و دانشگاه.

استاد: زمامدار راستی می گویند؛ شما تصور ننمایید اگر عمل سالم و صالح را بخواهید انجام بدهید در آن مشکلی بوجود نمی آید.. اگر همه عالم و آدمیان را هم با محبت هدایت بنمایید اشکال همیشه هست زیرا همه انسانها خوب و یا همه انسانها بد نمی شوند. آیا شما نمی توانید که سرزمینهایی که در آن جزء سرما و یا گرمای سوزان حاکم هستند را تبدیل به کشتزارهای سرسبز و خرم بنمایید؟ پس برای سایر جوانه ها و اشجار مفید و قابل استفاده برای همگان می توانید تعلیم و تعلم بشود. شما وقت نیاز دارید که به امورات خاص دیگر بپردازید بایستی به گسترش مکانهای دیگر و تکمیل مکتوبات بپردازید. اگر ما بسیاری از مطالب را برای شما نمی گوییم زیرا می دانیم که اشراف به وظایف خود دارید و اگر به گذشته رجوع بنمایید حتماً یادتان هست که ما گفتیم ما بسیاری از مطالب را در زمان خود نمی دانستیم و یا از روی محبت و رأفت برخورد می نمودیم برای این گفتیم که عمل ما را تکرار ننمایید. ما اکنون خوب می دانیم که شما اکنون در کجا قرار دارید.. پس برای این که اندیشه و تفکر و تعقل ما و شما بدست نادانان و یا جاه طلبان و یا بار دیگر بگونه ای دیگر بدست سرنوشت نامعلوم نرود در آینده شما برای احداث نظامیه مخصوص بایستی از حامیان بسیار قوی از حاکمان و غیره سود ببرید. نیروها بیرونی و درونی هستند از درون بایستی افراد لایق همانطوری که گفتید در جای خود بگذارید که در آینده، ستونهای بسیار مهمی برای اداره امورات باشند. قدرت جذب و نگهداری در آنها تقویت شود و از این که  بروند و توطئه بکنند هم هیچ خوفی به دل راه ندهید.. نیروهای باز دارنده هم کم خواهند شد. برای عمل بزرگ، احداث دانشگاه بایستی از هم اکنون با جذب نیروهای دولتی و غیره اقدام بنمایید قبل از آب شدن برفها جوانه ها را در زمین بکارید.


تهییه و تنظیم:محمد حیدری لژیون ۲۴




طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،
برچسب ها: درمان اعتیاد، وب لژیون آقای فریدون جنابی، سی دی های کنگره ۶۰، متن کامل سخنان مهندس سی دی هفت خان،

تاریخ : شنبه 28 مرداد 1396 | 09:54 ق.ظ | نویسنده : لژیون کمک راهنما جنابی | نظرات شما عزیزان

How does Achilles tendonitis occur?
سه شنبه 31 مرداد 1396 06:01 ب.ظ
With havin so much content do you ever run into any problems of plagorism or copyright infringement?
My blog has a lot of unique content I've either authored myself or outsourced but it looks like a lot
of it is popping it up all over the web without my authorization. Do you know any ways to help stop content from being ripped off?
I'd certainly appreciate it.
فریدون جنابی
دوشنبه 30 مرداد 1396 08:03 ب.ظ
بااحترام....آفرین بر شما محمد ایشاالله با تلاش و آگاهی در هر پله از سفر به پله بعدی از سفر که شیرین تر ازقبل است برسی ....یاعلی
فریدون جنابی
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:32 ب.ظ
بااحترام ....سیدی بسیار محکم و پایه ای و عمیق می باشد میبایست برای هر کلمه و جمله تفکر نمود و آنرا کاربردی و عملیاتی کرد .شاد و سربلند باشید ....یاعلی
پاسخ لژیون کمک راهنما جنابی: با تشکر از استاد عزیزم بله کاملا درست است زندگی‌ما عمر ما همه یک‌ به یک مرحله ای است و پر از سراشیب با آموزش‌دیدن و جهانبینی ظرفیت لازم را جهت به انتها رساندن یک مرحله بدست می آوریم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس