میزان دانائی ؛ سواد نیست ، تمدن نیست ، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست . بایستی ؛ انسانی اندیشید .

 
  " سی دی میزان دانایی "

به نام قدرت مطلق الله 


صفحه 217 کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر :

خیلی در جامعه پیش می آید که مردم اطلاع و آگاهی و دانش دارند ، حتی در مورد هین مسئله اعتیاد ، مردم می دانند که اعتیاد بد است ولی چرا دوباره معتاد می شوند ؟ پس یا دانستن اشکال دارد و یا مردم اشکال دارند ! یا آن اطلاعاتی که داده شده ، درست نبوده است .

دانایی به معنای دانستن است ، دانایی یعنی کسی که می داند . این دانستن به صور مختلف است . دانستن هم عملی است هم نظری هم خطی و رشته ایی ، دانستن هم تک بعدی است و هم موضوعی . البته موضوع دانایی را آقای امین خیلی زیبا مطرح کرده است که دانایی شامل سه قسمت : آموزش ، تفکر و تجربه می باشد .

این سه راس کاملا" درست است ولی من میخواهم بیشتر توضیح دهم ؛

پس کل دانایی می شود : تجربه ، آموزش و تفکر . یعنی اگر فقط آموزش ببیند و یک سری مطالب را یاد بگیرد آن وقت به آن دانایی اطلاق نمی شود ، زمانی به آن دانایی می گویند که تجربه اش را هم داشته باشد و تفکر هم کرده باشد . فرق انسان با CD همین است . CDمطالب را می داند و از انسان هم بیشتر می داند ، در مورد کتاب هم همین طور است.

به مرحله ایی می رسیم که دانایی تقسیم می شود ؛ علاوه بر دانایی و دانایی موثر ، تبدیل به دانایی خاص و دانایی عام هم می شود . حالا تفکر ، تجربه و آموزش را در نظر می گیریم ، این به صورت خاص و عام است . یعنی یک متخصص جراح قلب باز دانایی خاص در مورد قلب دارد هم آموزش دیده است ، هم تفکر کرده است و هم تجربه آن را دارد چون هر روز دارد جراحی قلب باز انجام می دهد . شخص دیگری ممکن است در رشته مهندسی ساختمان به دانایی خاص رسیده باشد ... پس ما انتظار نداریم که مثلا" یک روحانی در مورد جراحی قلب اطلاعات داشته باشد  و یا یک پزشک از مسائل فیزیک هسته ایی اطلاعات و دانایی داشته باشد .

یک راهنما هم در کنگره 60 اگر در گروه همسفر ها باشد دانایی اش در مقوله همسفرهاست و اگر در گروه مسافرها باشد دانایی اش در خصوص آنها و کاهش و افزایش ( Drug )  یا همان دارو و مواد است .

پس هر کس در یک رشته خاص به آن دانایی موثر رسیده است . یک داور کشتی و یک کشی گیر و یک فوتبالیست هم همین طور . پس ما نباید انتظار داشته باشیم یک استاد دانشگاه در رشته فلسفه ، مباحث فیزیولوژی و پزشکی را بداند . مسئله ایی که در مورد آن خود آدم ها هم اشتباه می کنند . یعنی اگر شخصی مهندس لایق و خوبی است و به دانایی خوبی در رشته خودش رسیده است خیال می کنند که در سیاست هم خیلی کارش درست است در حالی که اصلا" این طور نیست . و یا کسی که دکترای پزشکی دارد این دلیل نمی شود که در مسائل سیاسی هم دانایی داشته باشد . معمولا" در مسائل سیاسی کسی باید به دانایی برسد که علوم سیاسی خوانده باشد و یا سال ها در گروههای سیاسی بوده باشد . پس اگر یک مهندس و یا دکتر بخواهد در رشته هایی که به او مربوط نباشد کار کند لزومی ندارد که فهمیده و آگاه باشد . ولی ما خیال می کنیم چون دژاکام مهندسی دارد پس دژاکام در دامپروری هم تخصص دارد ، کشاورزی و نقاشی و هنر هم می داند ! بنابراین همه ما ین انتظار را داریم و این اشتباه را می کنیم که چون فلانی لیسانس دارد و دکترا دارد چرا این مسائل را نمی فهمد ؟! چون دکترا دارد در تمام علوم و فنون باید مطلع باشد ! اصلا" این طور نیست ممکن است دکترا داشته باشد اما روابط عمومی اش خوب نباشد و با مردم سازگاری نداشته باشد .. پس دانایی خاص او در یک رشته خاص است و در رشته عام نیست . سوای این ما باید یک دانایی عام هم داشته باشیم .

دانایی عام یعنی علم زندگی ، یعنی چگونه زیستن ، یعنی همه باید در آن مشترک باشند . این یک درسی است که برای عموم انسان ها لازم است . جدا از دین و مذهب ، جدا از فرهنگ و زبان ، رنگ و نژاد ... این یک چیز کلی است و همه باید آن را داشته باشند ، دانایی عام یعنی عمومی .

ممکن است کسی در رشته پزشکی دانایی خاص و دانایی موثرش به حد اوج خودش رسیده باشد ولی در دانایی عام و دانایی عمومی و دانایی زیستن به یک ذره هم نرسیده باشد .

 اصلا" بعضی ها که تحصیل می کنند ابله تر می شوند . تصور می کنند که مردم همه بی سوادند و چیزی بلد نیستند و وظیفه شان این است که به او احترام بگذارند . با ماشین به شما زده اند و می گویند من دکتر فلانم ..!!! بنابراین در مورد بعضی از انسان ها است چون یک مقام و منسبی دارند خیال می کنند که باید مورد احترام همه قرار بگیرند  . اما این مقام و منسب برای تو دانایی نمی شود . ممکن است برای تو در رشته و حوزه خودت شخصیتی را بوجود بیاورد ولی به صورت عام این طور نیست . پس گاهی اوقات میبینیم با تمام این عنوان ها ممکن است دانایی موثرشان خوب نباشد و نتوانند شرایط خوبی را بوجود آورند ، نتوانند مردم دار باشند و دیپلماسی داشته باشند . ممکن است کسی تحصیلاتش بالا باشد و باعث شود دانایی اش هم بالا برود این خیلی خیلی بهتر و قشنگ تر است . اگر کسی یک مقام بالا دارد و یا یک شخصیت بالا دارد ولی قوانین را رعایت کند و خودش را نگیرد مورد احترام بیشتر مردم قرار می گیرد .

پس دانایی عام می شود ؛ مردم داری ، با مردم زیستن ، علم زندگانی .

به گونه ایی در زندگی عمل کنید که بالاترین راندمان را داشته باشید . به گونه ایی زندگی کنید که کم ترین دشمنان را داشته باشید . کسانی که دانایی عمومی دارند دشمنان را تبدیل به دوستان می کنند . کسانی که دشمنان را تبدیل به دوستان می کنند اشخاص بسیار دانایی هستند و اشخاصی که دوستان را تبدیل به دشمنان می کنند انسان های جاهلی هستند . البته منظور من این نیست که اگر معلم شاگردش را تنبیه کرد برای خودش دشمن تراشیده است ! نه ، او منظور دیگری دارد ، منظور او آموزش است .

هر کس به آن دانایی لازم برسد در زندگی کمترین مشکلات را دارد . ممکن است شما در ذهنتان همش مشکلات مالی و پول باشد . من یک روز با یکی از دوستان صحبت می کردم و دنبال نقشه گنج بودم برای اینکه مصرف کننده بودم و نیاز به پول داشتم . آن دوست به من گفت گنج تو ، گنج درونت است . این گنج ها بی پایان است و باد نمی تواند گنج درون ما را از بین ببرد . گنج درون پایدار و پا برجاست . ممکن است بعضی از شما با خود بگوئید من تا زمانی که مشکل مالی عدیده ایی دارم نمی توانم کاری بکنم . نه این طور نیست ! زندگی کردن و مشکلات برای همه است . شما می توانید الان به گونه ایی زندگی کنید که 4 سال بعد اصلا" مشکل نداشته باشید . باید راه آن را یاد بگیرید . ما الان در زندگی شهری به مسائل اقتصادی وابسته هستیم ولی زندگی کردن فقط این نیست ، ممکن است که مشکلات مالی کمی اذیت کند ولی طبیعی است و انسان باید آن روحیه را حفظ کند .شما دارید فیلم نگاه می کنید ولی همش به فکر مشکل مالی هستید و از آن فیلم لذت نمی برید ... برای برطرف کردن مشکل مالی باید در یک ساعت خاص و یک شرایط خاص به آن فکر کنی ، نه اینکه تمام زندگی ات را به خاطر آن نابود کنی .

منظور من این است که خیلی ها هستند که در برج زندگی می کنند ولی کارتن خوابند و بعضی ها در خانه های خیلی محقر و ساده زندگی می کنند ولی سلطنت می کنند با آرامش و آسایش بالا . بعضی خانواده ها اصلا" سفره پهن نمی کنند و این اکثرا" در خانواده های مرفه است ... دانایی همین جاست ! که بعضی ها یک سفره پهن می کنند و آبگوشت می خورند .. هم فکری دارند که یک مدل غذا بخورند .. این ها مسائل مهمی است . برمی گردد به همان مسئله اقتصاد . خیال نکنید پول زیاد همه مسائل را حل می کند . پس اگر از نظر اقصادی در تنگنا قرار دارید زیاد خودتان را رنج ندهید . با درآمد کم هم می شود خیلی خوب زندگی کرد و خوشحال و خوشبخت زندگی کرد . آن چیزهایی که داریم باید قدر آن را بدانیم . به اینها می گویند دانایی .

کسی که دانا باشد غیبت کسی را نمی کند ، در کار دیگران تجسس نمی کند. کسی که دانا باشد نیاز به دروغ ندارد ، خوف و ترس ندارد . کسی که دانا باشد به خدا توکل می کند و به خداوند ایمان دارد . کسی که دانا باشد هستی را دوست دارد و به هستی و خلقت و موجودات و زمین و آسمان احترام می گذارد .

چگونه است هستی این همه امکانات به شما می دهد ؟ یک درخت کوچک می کاریم بعد 4 سال چندین هزار گردو و یا انواع دیگر میوه ها را می دهد . شما به آن درخت جز آب و کود چه داده اید ولی آن درخت به شما چه می دهد ؟! ما گاهی اوقات از یک درخت و از یک گیاه کمتریم چون به اعتقاد من آن درخت به دانایی رسیده است و می دهد بدون هیچ انتظاری ! شاخه های درخت را هرس می کنیم و سال بعد قوی تر می شود ولی انسان وقتی که پرش را می کشیم فوری زجه اش در می آید . انسان هم باید همین طور باشد وقتی ضربه ایی می خورد و مشکلی برایش پیش می آید و از فشار زندگی درد می کشد باید قوی تر و محکم تر و پربارتر باشد.

مبحث مورخ 22/8/76 :

این کتاب مربوط به 15 سال پیش است و من تا کنون آن را تغییر نداده ام . در حالی که 15 سال پیش کنگره ایی نبود ولی گویی دارد با شما صحبت می کند ! این از شاهکارهای کتاب 60 درجه است .

* سلام به جمع دوستان محبت ؛ آن عزیزانی که دور هم جمع شده اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بی کران بدانند .

بی کران یعنی بی گوشه ، وقتی می گویند محبت بی کران یعنی همین . یعنی همان درخت ،  همان آب شور دریا که خورشید آن را تبخیر می کند و پس از طی چرخه ایی در طبیعت غذای انسان ها ، حیوانات و گیاهان را فراهم می کند و هیچ چیز از ما نمی خواهد . پس ما اعضاء کنگره 60 هم باید همین طور باشیم ، در راه کمک به سایر انسان ها در زمینه بلای خانمان سوز اعتیاد . یعنی باید به سایر انسان ها کمک کنیم و نباید انتظار داشته باشیم مثل درخت و خورشید ، این می شود نشان محبت بی کران .

* ما همه برای انسان هایی چون شما ، احترام انسانی قایل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ وقت از یاد نبرید .ما این بار از شما چیزی نمی گوئیم ؛فقط توفیق شما را در پایان این راه از الله می خواهیم . در این مکان شما ، دل هایی هستند که می خواهند بدانند که آیا می شود به آن درجه ، ارتقا یافت که هیچ موضوع دیگری بطور مشکل ، مطرح نشود ؟ البته به دو طریق می شود ، با تفکر و بی تفکر ، کدام یک سهل تر است ؟

می گوید در بین شما کسانی هستند که می خواهند بدانند آیا می شود انسان به جایی برسد که هیچ مشکلی نباشد ؟ مشکل اقتصادی ، مالی و فکری و اندیشه ایی نداشته باشد ؟ بله می شود یکی بی تفکر و یکی با تفکر .

* در ادامه آن به مسائلی رسیدید که از هر لحاظ قابل بسط و توضیح باشد ؛یا اینکه بی تفکر ، به قدمهای دیگری رفتید که هیچ وقت ، توضیحی نداشته باشید و یا نتوانید توضیح بدهید .

می گوید یکی از نظر تفکر و اندیشه می توانیم به یک نقطه ایی برسیم که همه مسائل قابل بسط باشد یکی هم بی تفکر . ممکن است شما بدون تفکر به مقام های بالای روحانی و معنوی برسید . یعنی یک تفکر و ایمانی به خداوند داشته باشیم و طبق آن ایمان کارهای ضد ارزشی نکنیم و به خلقت و موجودات کمک کنیم تا آن موقع به یک مقام بالایی برسیم . و با تفکر هم می توانیم به آن مراحل و آن نقاط برسیم .

* حتما" معنی دومی را خوب ادراک می نمائید.

چون خیلی انسان ها هستند که بدون تفکر به گونه ایی زندگی می کنندکه دارای مشکل نیستند و توکل و ایمان کامل به خداوند دارند .

* به تک تک انسان ها می گوئیم که در پایان یک نقطه و آغاز نقطه دیگر ، آنچه با خود می خواهند همراه داشته باشند ، با تفکر و اندیشه باشد ؛

به تک تک شما می گوئیم زمانی که می خواهیم به بعد دیگری منتقل شویم و یا پایان هر قضیه دیگری ، آن چیزی که می خواهید همراه داشته باشید با تفکر و اندیشه باشد .

* بدون هیچ ترس و خوف ، می توانید به بلندترین سلسله جبالها ، راه بیابید .

منظور از پایان یک نقطه و آغاز یک نقطه دیگر می تواند پایان این دنیا و آغاز زندگی پس از مرگ باشد ، و یا اینکه در زندگی روزمره هم می توانیم پایان یک نقطه و آغاز یک نقطه داشته باشیم . با تفکر و اندیشه بدون هیچ ترس و خوفی می توانید به بلندترین سلسله جبال ها راه یابید . هم در زندگی مادی و هم در زندگی معنوی .

* دوستان و عزیزان و فرزندان را ، در این راه مشاهده می نمائیم و دعای خیر ما ، همراه شما باشد . امیدوارم ؛ زمستان را با بلندترین فتح قله به پایان ببرید . اگر عزیزان سوالی دارند بپرسند ؛ اگر برای پاسخ نیاز به یافتن است در وعده بعد ، جواب می دهیم ؛ اما اگر سوال به آن صورت نیست به هر طریقی که می خواهند ، مطرح نمایند .

سوال این است که آیا انسانی که گمراه شده است و انسان بدی شده است ، امکان دارد که تغییر کند ؟ استاد می گوید : بله . اما موضوع فقط بخشیدن نیست . بخشیدن که دردی را دوا نمی کند . ممکن است جرمی را مرتکب شده باشد و خداوند آن را ببخشد ولی می رود سراغ گناه دیگر و عمل دیگری .

باید بازگشت باشد .هیچ انسانی قادر نیست گناه انسان دیگری را پاک کند . موضوع بخشیدن نیست . موضوع بازگشت است و توبه همان بازگشت است . بازگشت از ضد ارزشها ، اگر از ضد ارزش ها برگشتی آن وقت خداوند تو را می بخشد و به تو کمک می کند .بعنوان مثال من دارم هروئین مصرف می کنم ، از خداوند می خواهم که هروئین کشیدن من را ببخشد ، خداوند هم می بخشد . اما فردا صبح دوباره خمار می شوم ! پس باید بازگشت کنم و آن راهی را که رفته ام را برگردم باید آدم سالمی شوم .. پس باید بازگشت باشد از ضد ارزش ها.

به طور کلی خداوند می بخشد چون خداوند کارش بخشندگی است . ( بسم الله الرحمن الرحیم  ) یعنی خداوند بخشنده و مهربان است و بخشندگی شغل اول خداوند است . هستی و زندگی و همه چیز را به ما بخشیده است . و این نشان دهنده این است که انسان جاری است ، در وادی 10 داریم که صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاریست ، پس انسان در هر مقطعی باشد هر وقت از ضد ارزش ها فاصله گرفت خداوند او را می بخشد . به اعتقاد من اگر پلیدترین پلید روزگار هم برگشت کند خداوند او را می بخشد . این برگشتن حساب و کتاب دارد . خیال نکنید وقتی برگشت کار تمام است . این مهم است که چقدر رفته ایی و بر مبنای آن باید برگردی .پس بازگشت که در اصطلاح به آن توبه میگویند یعنی از آن مقداری که رفته ایی باید برگردی .

حق الناس و حق مردم را که خداوند نمی تواند ببخشد . خداوند می گوید مال مردم را باید پس دهی و یا اینکه رضایت او را جلب کنی . چون مربوط به خداوند نیست که ببخشد .

وقتی که ما مصرف کرده ایم و می خواهیم بازگشت کنیم باید تیپر کنیم و عملیات معکوس را انجام بدهیم  ، ذره ذره کم کنیم تا به صفر برسیم و حالمان هم عالی است ولی کسانی که یک مرتبه ترک می کنند با مشکلات عدیده ایی روبرو می شوند .

ما گاهی اوقات می خواهیم مردم را بترسانیم تا مرتکب گناه نشوند . پس آنهایی که گناه کرده اند تکلیفشان چیست ؟ آنها تبدیل به جنایتکاران خطرناک می شوند . بنابراین خداوند در هر قطعی انسان را می بخشد .

* سوال : آیا انسانی که گمراه شده و یا انسان بدی شده است ؛ امکان دارد هدایت شود ؟

سردار : اگر بخواهیم کوتاه جواب بدهیم ؛ بلی .

اگر نیاز به توضیح دارید ، با توضیح عرض می شود که در بدترین شرایط ؛ آیات الهی نازل گردید . هر قومی که کمتر از وحشی های جنگل نبودند . بارها اشتباه کردند ؛ اما خداوند آنان را به بخشایش دعوت می نمود ؛ البته با گفته های الهی که راوی او رسول خدا بوده است . امروز هم باز ممکن است انسان هایی باشند که با وجود گذشت قرن ها در تکامل ، دچار چندگانگی بشوند و بارها اشتباه کنند ؛ یا به طور عمد و یا سهوا" فرقی نمی کند ؛هر دو از میزان نادانی آنها حکایت دارد . باید اینجا یک مووع را متذکر بشویم :

میزان دانائی ؛ سواد نیست ، تمدن نیست ، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست . بایستی ؛ انسانی اندیشید .

به رفتارها و عمل و سخن ، آزمایش الهی بدهید . امیدواریم که جواب خود را خوب دریافت نموده باشید .ما باید برویم . خداحافظ .

ما تعجب می کنیم که چرا قهرمان جهان مصرف کننده شده است . در حالی که او فقط در رشته فوتبال به دانایی رسیده است و هیچ جای تعجبی ندارد و حتی اگر کسی با میزان دانایی بالا و مقام و منسب معتاد شود ما نباید تعجب کنیم . ما خیال می کنیم چون مارادونا در فوتبال موفق است پس باید عقل و شعور و آگاهی اش در تمام سطوح بالا باشد و معتاد نشود . پس سواد میزان دانایی نیست .

میزان دانایی به تمدن هم نیست . چون در فلان قرن و در فلان کشور زندگی می کنم پس به میزان دانایی بالا رسیده ام ! ممکن است در یک بیغوله ایی در جهان سوم یک آدمی باشد که غذایش نان خشک است ولی دانایی اش خیلی خیلی از یک پزشک بیشتر است . میزان دانایی به دین و مذهب هم نیست و بگوئیم چون این انسان ها مسلمان هستند پس دانا هستند ! ممکن است بین مسلمان ها انسان های بسیار دانا و فهمیده ایی باشند و انسان های بسیار متحجر و جاهل هم باشند . بارها گفته ام که می گوئیم ما ایرانی هسیم و از دیار کوروش بزرگ ، در حالیکه عرب ها سوسمار می خورند و.. شما بروید جوی خیابان ها را نگاه کنید ، این جوی نوادگان کوروش است ؟

آدم بودن و انسان بودن به لباس نیست . البته همه باید لباس تمیز بپوشند . باید انسانی بیاندیشیم نه حیوانی و باید محبتمان بی کران باشد و محبت کنیم و خدمت کنیم بدون آنکه انتظار داشته باشیم . انسان ها همه را به یک چشم نگاه کنیم و آن ها را تقسیم بندی و درجه بندی نکنیم . آن هایی که اعتقاد به الهی دارند باید به رفتار و عمل و سخن آزمایش الهی بدهیم نه با حرف !



تهیه و تنظیم :محمد حیدری لژیون۲۴



طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،
برچسب ها: درمان اعتیاد، وب لژیون اقای فریدون جنابی، نوشتار سی دی میزان دانایی، سی دی های کنگره ۶۰،

تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1396 | 04:00 ب.ظ | نویسنده : محمد حیدری | نظرات

What causes pain in the Achilles tendon?
جمعه 17 شهریور 1396 12:44 ق.ظ
Hmm it seems like your site ate my first comment (it was extremely long) so I guess I'll just sum it up what I had written and say, I'm thoroughly enjoying your blog.
I too am an aspiring blog writer but I'm
still new to the whole thing. Do you have any helpful
hints for beginner blog writers? I'd genuinely appreciate it.
مجتبی
چهارشنبه 8 شهریور 1396 11:44 ق.ظ
خداقوت محمد جان
پاسخ محمد حیدری: سلام آقا مجتبی خدا قوت به شما . ممنونم از نظرات شما
حسن مددپور
دوشنبه 6 شهریور 1396 07:40 ب.ظ
بسیارعالی بوداستفاده کردیم محمد جان به سهم خودم بابت این تلاش وپیگیری تحسینت میکنم برقرار باشی
پاسخ محمد حیدری: درود بر شما حسن جان .ممنونم شما هم موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس