تبلیغات
درمان اعتیاد وب لژیون آقای فریدون جنابی - نوشتار سی دی (صحرا) از مهندس دژاکام
اگر ما محبت را از انسان‌ها بگیریم ته آن چیزی برای انسان‌ها نمی‌ماند کسی که هستی را دوست دارد و انسان‌ها را دوست دارد خودش راحت است و کسی که همه‌ی انسان‌ها را دوست داشته باشد و از هیچ انسانی بدش نیاید خودش راحت است و در آسایش و آرامش از زندگی لذت می‌برد. 

"نوشتار سی دی صحرا"
به نام قدرت مطلق الله

در جلسه قبل راجع به پیشگامان صحبت کردیم. پیشگامان گروهی هستند که در مسیری حرکت می‌کنند و یک موضوعی را به وجود می‌آورند مثل کسانی که رفتند قاره‌ی آمریکا را گرفتند که پیشگامان بودند. پیشگامان هم در جهت خوب بودند هم در جهت بد. پیشگامان کسانی هستند که برای اولین بارکاری را انجام می‌دهند. 

پیشگامان علم‌ داریم، پیشگامان تخریب داریم، پیشگامان ادیان هم داریم. اعضای کنگره‌ی 60 پیشگامان درمان اعتیاد هستند، همه‌کسانی که تلاش می‌کنند برای نجات سایر انسان‌ها و بلدند و درمان می‌کنند پیشگامان درمان اعتیادند. در کنگره 60 درمان انواع و اقسام بیماری‌های اعتیاد از یک پروتکل طبیعت می‌کند. مصرف‌کننده الکل، تریاک، شیره، هروئین، کراک و حتی بعضی از قرص‌های روان‌گردان را همه را با یک‌چیز (ot) درمان می‌کنیم و همه 11 ماهه درمان می‌شوند و همه متد dst استفاده می‌شود و همه ضریب کاهش 8/. هست. همه پله‌ها 21 روزه هست و این کاری تئوری نیست، عملاً نشان دادیم که همه‌ی بیماری‌های اعتیاد از یک مسیر درمان می‌شوند. 

کسی که وارد کنگره می‌شود احتیاج به آزمایش، عکس‌برداری و روانکاوی ندارد. می‌نشینیم با او مشاوره می‌کنیم و با آن پروتکل شروع به درمان می‌کنیم بعد مدت 11 ماه هم قسمت روانش به درمان می‌رسد هم فیزیولوژی‌اش هم تفکر و اندیشه‌اش به درمان می‌رسد. برای همین میگوییم علوم از یک نقطه شروع شدند گسترش پیدا کردند و رفتند شاخه‌های زیادی پیدا کرد و دوباره باز باید برگردند باهم به یک نقطه برسند. برای بقیه بیماری‌ها هم اعتقاد من همین است؛ یعنی انواع و اقسام بیماری‌ها لااقل 95 درصد آن‌ها از یک درمان تبعیت می‌کند بقیه‌اش هم تصادف ورشکستگی و از این حرف‌هاست. البته این‌ها تئوری هستند که من به آن رسیدم و باید ازنظر علمی ثابت بشود. به نظر من بیماری ms و کلیتواستراتیتف و بیماری کبدی و پارکینسون و آلزایمر همه یک پروتکل درمانی دارند و با یک دارو قابل‌درمان هستند. 

چون همه‌ی آن‌ها از یکجا خرابی به وجود آوردند. این تخریب‌ها همه در اثر خرابی ناقل‌های عصبی و نروتوپیست ها است. در سیستم عصبی مشکل به وجود آمده. ماده‌های شبه افیونی سیستم عصبی کم‌وزیاد شده و باعث بروز این مشکلات شده. بدن یک سری مواد موردنیازش را از بیرون می‌گیرد. کار گیاهان چیست؟ گیاهان کارخانه‌اند، کارخانه‌ای که از آب‌وخاک موادی می‌گیرد و تبدیل به انواع و اقسام مواد دیگر می‌کنند. 

سدیم، کلسیم، پتاسیم، منیزیم، آهن را به همراه آب از خاک می‌گیرند گازکربنیک را از هوا می‌گیرند در بدن تبدیل به جیزهای دیگر می‌کنند. انسان هم همین‌طور. انسان یک سری مواد موردنیاز را از گیاهان و حیوانات می‌گیرند و یک سری مواد را خودش تولید می‌کند. آن موادی را که از بیرون می‌گیرد مثلاً کلسیم کم دریافت کند دچار پوکی استخوان می‌شود آهن کم دریافت کند دچار کم‌خونی می‌شود ولی یک سری مواد را خود بدن باید بسازد توسط غدد درون‌ریز غدد فوق کلیوی و مغز یک سری مواد ساخته می‌شود و در اختیار بدن قرار می‌گیرد و بدن کارهایش رو انجام می‌دهد ولی وقتی‌که اختلالاتی باشد یا مواد اولیه کم باشد بدن مواد موردنیاز خودش را نمی‌سازد مثلاً دوپامین نمی‌سازد. کاری که ما داریم با انواع و اقسام سرطان‌ها انجام می‌دهیم. 

قسمت سرطانی را برمی‌داریم بیماری به قسمت دیگر سرایت می‌کند ولی منشأ کیست. منظورم این است که بقیه‌ی بیماری‌ها هم باید به یک پروتکل ختم بشود و اگر ما بتوانیم آن مواد که بدن تولید می‌شود تولیدش را بالانس بکنیم بیماری برطرف می‌شود مثل سروتونین، آدرنالین، اسید کولین، انکفالین، دینور فین، آندروفین و خیلی مواد دیگر. حالا یک مطلب را من می‌خوانم و امیدوارم خیلی از کسانی که جلو هستند پیشگامان خوبی باشند برای درمان اعتیاد. روز یکشنبه کاروان گروه کشتی کنگره به ارمنستان رفت که در مسابقات بین‌المللی با 6 کشور قدر که در کشتی صاحب‌نام هستند مسابقه بدهند. مسافران کنگره 60 در 8 وزن در مسابقات شرکت می‌کنند؛ که تابه‌حال مصرف‌کننده شیشه، کراک و کوکائین بودند جالب اینجاست که مربی و سرمربی هم بچه‌های کنگره 60 هستند. پارسال هم‌گروه راگبی کنگره 60 قهرمان شد. خب این نشانه‌ی چیست؛ که این افراد به درمان برسند و در میدان‌های ورزشی به ابن خوبی بدرخشند. این‌ها نشانه‌ی درمان صحیح اعتیاد است. این‌ها مدرک، تحقیقات و مقالات زنده‌ای هستند برای درمان این بیماری؛ بنابراین اگر میگویم شما پیشگامان در درمان اعتیاد هستید حرف کذبی نگفتم



مطلبی را مربوط به 9/2/84 می‌خوانم:

استاد می‌گوید: مسائل همیشه به گونه‌های متعددی پیش می‌آیند. شن‌های دریا هرگز آرام نیستند. همچنین امواج دریا و اقیانوس‌ها در تلاطم به سرمی برند. درون ما هم به همین ترتیب است. این موضوع را ما پیش‌ترها به شما گفته بودیم.

بارها روی این قضیه در وادی‌های مختلف صحبت کردیم که انسان ثابت نیست. انسان ساکن نیست. شن‌های صحرا و آب‌های اقیانوس‌ها هیچ‌چیزی در دریا ساکن نیست. شن‌های صحرا گاهی آرام می‌شوند بعد دوباره دچار طوفان می‌شوند. آب‌های اقیانوس‌ها و صحرا اگر ثابت بودند از بین می‌رفتند و می‌گندیدند و تمام موجودات درون آن از عفونت نابود می‌شدند. 

اگر شن‌های صحرا هم ثابت بودند آن‌هم مشکلات خاص خودش را داشت می‌خواهیم بگوییم انسان هم همین‌طور است. انسان موجودی نیست که در یک شرایطی ثابت باشد دائماً در حال تغییر است؛ یعنی هیچ تضمینی برای هیچ‌کس نیست که همیشه خوش یا سرخوش یا متعادل باشد اصلاً جهان همین‌طور هست هرکس بخواهد این را در وضعیت ثابت نگه دارد در اشتباه است. چون بنیان انسان متحرک است. شما اگر کره‌ی زمین را در نظر بگیری کره‌ی زمین یک سنگ بزرگ است که در هوا معلق دارد حرکت می‌کند. انواع و اقسام شهاب‌سنگ‌ها، کرات و سیارات دیگر و انفجارات سیارات دیگر به‌طرف ما دارد می‌آید و بنیادش واصلش درحرکت است بنابراین زندگی ما مرتب دچار تلاطم، تغییرات و فراز و نشیب است منظور این است که ننشینیم بگوییم که چرا برای ما مشکل پیش می‌آید یا بگوییم زندگی یا خداوند بی‌رحم است. 

نه اصلاً سیستم همین‌طور است سیستم دچار تغییرات است. الآن ما داریم تهران زندگی می‌کنیم ممکن است 5 دقیقه بعد زیر تهران منفجر بشود و با خاک یکسان بشود بنابراین ثابت نیست. هرکس که خیال کند زندگی ثابت باشد اشتباه می‌کند. دارد مثال میزند مسائل به گونه‌های مختلف پیش می‌آید. شن‌های صحرا هرگز آرام نیستند همچنین امواج دریا و اقیانوس‌ها در تلاطم به سر می‌برند درون ماهم به همین ترتیب است این موضوع را ما پیش‌ترها به شما گفته بودیم این مبحث مال مواقعی بود که ما سر همین مکان کنگره 60 یک سری مشکلات داشتیم و اینجا را بسته بودند و یک شرایط بسیار بحرانی برای کنگره 60 پیش‌آمده بود. 

این را دارد به من می‌گوید که شن‌های صحرا و آب اقیانوس‌ها در حال تلاطم است این را به می‌گوید که اگر یک سری مشکلات پیش آمد فوری ننشینیم گله و شکایت بکنیم؛ یعنی باید از قبل بدانیم که این مشکلان و گره‌ها برای ما هست و مثلث برای انسان‌ها به گونه‌های مختلف رسم می‌شود یکی‌ که انسان‌ها رابطشان خوب است که خب این در صور آشکار است یا رابطشان بد است که این هم در صور آشکار قابل‌مشاهده است پس ما یکی از ظاهر انسان‌ها متوجه می‌شویم که انسان‌ها خوب‌اند یا بدند مثلاً ظاهر سارق نشان می‌دهد که سارق است آدم خوب هم ظاهرش خوب است. ضلع چپ و راست که صور آشکار است یا خوب است یا بد ضلع سوم صور پنهان انسان‌هاست که یا خوب است یا بد که برای ما قابل‌تشخیص و باور نیست. 

مسئله‌ی مهم اینجاست: ضلع سوم همیشه برای انسان‌ها مجهول است که خود میدانید صور پنهان انسان‌ها سابقه‌اش به قبل از خلقت می‌خورد انسان دو بخش است صور آشکار و پنهان. اندام آشکار و پنهان، اعمال آشکار و پنهان، افکار آشکار و پنهان ولی ازنظر موجودیت همه قبول داریم انسان دو بخش دارد یکی که از خاک درست‌شده جسم است و دیگری نفس و روح و جان که نفس و روح صور پنهان است که سابقه‌اش به قبل از خلقت انسان می‌خورد روزی که انسان خلق شد کالبد فیزیکی خلق شد و نفس در آن دمیده شد سابقه‌اش به قبل خلقت می‌خورد آنجا که انسان را خلق کرد و گفت به این موجود سجده کنید و انسان‌ها بودند و ماهم بودیم و آنجا پیمان بستیم پس صور پنهان به قبل از خلقت انسان برمی‌گردد خدا می‌داند انسان با خودش چه حمل کرده و چه دارد حمل می‌کند اگر زندگی ما از یک تولد شروع‌شده و بود همه‌چیز معلوم بود فطرت و ذات ما معلوم بود مگر نمی‌گوید شمارا از نفس واحده آفریدم و موقع مرگ فرشته‌ی الهی نفس شمارا تحویل می‌گیرد و مگر نمی‌گوید شما بعد از زندگی جهان امروزی به آخرت منتقل می‌شوید شما بعضی در دوزخ و بعضی در جهنم قرار می‌گیرد پس این صور پنهان که این‌قدر سابقه‌ی قدمت دارد بسیار چیز مجهولی است برای همین در شناخت انسان دچار مسائل و مشکلات شده‌اند وبری همین دردمان بیماری‌های روحی و روانی پیروزی‌های چشم‌گیری وجود ندارد و فقط با یک سری داروها در یک شرایط خاص نگه می‌داریم اگر آن را می‌شناختیم این‌همه بیمارستان‌های روانی در سطح دنیا پر از بیمار نبود و این مسئله بسیار مهم است و ما با چنین موجودی به نام انسان مواجه هستیم.

در باب ساختمان کنگره باید اسباب و اثاثیه‌ی کار و عمل فراهم آید حالا این‌همه دانشگاه هست چرا ما می‌خواهیم خودمان درست کنیم ما می‌خواهیم با یک دیدگاه و فلسفه‌ی دیگر راجع به شناخت یعنی مرجعی درست کنیم که هم صور آشکار و هم صور پنهان و هم مسائل مأوای انسان و هم مسائل الهی و هم مسائل ادیان همه در آن دانشگاهی که من در نظر دارم باشد. 

در دانشگاه گفته می‌شود علوم از یک نقطه شروع شدند، گسترش پیدا کردند و درنهایت به یک نقطه ختم می‌شدند یعنی درمان همه‌ی بیماری‌های اعتیاد به یک نقطه ختم می‌شود درمان 90 درصد بیماری‌ها هم از یک نقطه از یک پروتکل مشخص بشود و بیاید در نقطه‌ی اصلی به هم تلاقی کنند و در آنجا درمان بشوند. خیلی از بزرگان گفتند هرکسی بستگی به شغلش حرفش وزندگی‌اش، نوع درمان خودش را انتخاب بکند این حرف به نظر من در اعتیاد کاملاً غلط است اینکه هرکس بنا به سلیقه خودش اعتیاد را ترک کند و درمان اعتیاد سلیقه‌ای نیست مثل‌اینکه ما بگوییم هرکس بر اساس شغل وزندگی خودش بیماری قلبی خودش را درمان کند انگار قلب لیسانس و فوق‌لیسانس یا شاغل با قلب کارتن‌خواب بیکار فرق می‌کند. چه شاه چه گدا قلب یک‌جور درمان می‌شود اعتیاد هم همین‌طور هست ما نمی‌توانیم بگوییم هرکس یک‌جور درمان شود ممکن است بخواهیم به هم نان قرض بدهیم و بگوییم حرف هم را قبول داریم البته همه باید آن کار را بکنند و به نتیجه نهایی برسند آن‌طور هم نیست که همه به حرف ما گوش بدهند به نظر من و بقیه‌ی اعضای کنگره 60 درمان اعتیاد فقط یک‌راه دارد هزارتا راه نیست صراط مستقیم یک‌راه دارد برای همین ما باید آکادمی را درست کنیم که به درمان قطعی برسیم. در مسیر فراز و نشیب‌ها همیشه هست هیچ تضمینی وجود ندارد و همیشه دشواری‌ها هست. این مکان‌ها (مکان کنگره) از قدیم بوده و هست. ساختمان‌ها ثابت هستند ولی آن چیزی تفکر و اندیشه انسان است که او را به حقیقت رهسپار می‌کند. ساختمان‌ها خراب می‌شوند، از بین می‌روند ولی چیزی که مهم است عملی است که انجام می‌گیرد.

استاد می‌گوید: ما آنچه شنیده بودیم به خدمت گرفتیم ما در جا و مکان خود نبودیم ما هرچه بلد بودیم ما را به خدمت گرفتند ما متحرک بودیم و در حال خدمت به انسان‌ها و ضمن اینکه اندیشه ژرف مثل دریا و اقیانوس باشد برای شما این مهم است که با عشق و محبت باشید. واقعاً هم اگر ما محبت را از انسان‌ها بگیریم ته آن چیزی برای انسان‌ها نمی‌ماند کسی که هستی را دوست دارد و انسان‌ها را دوست دارد خودش راحت است و کسی که همه‌ی انسان‌ها را دوست داشته باشد و از هیچ انسانی بدش نیاید خودش راحت است و در آسایش و آرامش از زندگی لذت می‌برد شما به این قضیه آشنا هستید و حال ما را بهتر از خودمان درک می‌کنید اگر انسان بامحبت باشد یا درون یک سیستم یا هر کاری باشد ممکن است به یک شرایط سخت و دشواری بربخورد اگر ما انسان بامحبتی باشیم همه‌چیز حل می‌شود؟ نه همه‌چیز حل نمی‌شود باز ممکن است ما به بحران‌هایی برخورد کنیم و به گرمای غیرقابل‌تحملی برسیم به‌دشواری ها و به مسائل دیگری برسیم این است که هیچ تضمینی وجود ندارد تنها تضمینی که وجود دارد این است که اگر در صراط مستقیم باشی و خیرخواه مردم باشی آسیب کمتری می‌بینی و به خودت خوبی برمی‌گردد.

این خیلی مهم است که انسان در یک شرایط بحرانی و دشوار که قرار می‌گیرد یک انسانی باشد که به آدم دلداری بدهد و به انسان خط بدهد گاهی اوقات می‌بینی به یک بحران و مشکل برخورد کردی اطرافیان هر روی زخم تو نمک می‌پاشند یعنی بجای اینکه مشکل تو را حل بکنند سرکوفت هم می‌کنند اگر با ماشین تصادف کرد عوض اینکه بگوید چه مشکلی داری و بجای اینکه کمکش کند تازه یقه‌اش را هم می‌گیرد چرا بی‌احتیاطی کردی مگر نگفتم دقت کن. وقتی متد dst رادارند انجام می‌دهند باید سی‌دی‌ها را مرتب هم‌سفران و مسافران گوش کنند و از روی آن‌ها بنویسند برای اینکه آن تبدیلات درون انسان‌ها خودبه‌خود انجام بشود باید این آموزش‌ها باشد وقتی آموزش‌ها را خوب بگیرند و بنویسند نتیجه می‌گیرند. کسی که وارد کنگره می‌شود باید سه چیز در موردش انجام بشود: تغییر، تبدیل، ترخیص. تا زمانی که تغییرات انجام نگیرد تبدیل صورت نمی‌گیرد در چهره‌ی بچه‌ها که نگاه می‌کنی می‌بینی تغییر کردند و در چهره‌شان چه آرامشی و چه متانتی هست. وقتی یک درختی بزرگ بشود از باغ بیرون میزند. آنانی که چشم بصیرت دارند هرگز نمی‌توانند نبینند وقتی گروه راگبی در کشور مصرف‌کنندگان سابق مواد مخدر بودند این درختی است که از باغ بیرون زده. وقتی گروه درمان شدگان کشتی کنگره 60 به خارج از کشور برای مسابقات می‌روند این درختی است که از باغ بیرون زده است حالا به سه حالت می‌توانند با این قضیه برخورد کنند.

 1-محققین بیایند روش ما را ببینند که چقدر خوب است تحقیق کنند و گسترش بدهند اینکه یکی از معضلات جهانی است ما در ایران روش درمان را کشف کردیم و به نتیجه رسیدیم آیا کسی هست؟ آیا کسی هست که این درخت را که از باغ بیرون زده ببیند؟2-گروه دوم اصلاً نمی‌خواهند ببینند سرشان راهم آن‌طرف می‌گذارند که نبینند 

3-یک گروه مخالف هم هست که خیلی کم هستند.

بعضی که به کنگره میایند هنوز آرامش ندارند با کوچک‌ترین چیزی به هم می‌ریزند و سیستم را نمی‌پذیرند و به تخلف ادامه می‌دهند یا ول می‌کنند و خیلی‌ها هم دیدم بد و مشکل‌آفرین بودند ولی با تکرار و آمدن و آمدن به نتیجه‌ی بسیار مناسب رسیدند چون جو و محیط رویشان اثر گذاشت. یک عده هم احمق‌ها هستند که ot را می‌خورند هروئین و شیشه را می‌کشند و چهارتای دیگر هم با خودشان همراه می‌کنند و این‌ها نمی‌خواهد به رهایی برسند راهنما باید بگذارد چنین آدم‌هایی در جایگاه خودشان باشند شما نمی‌توانید همه را هدایت کنید شاگرد پرورش دادن یک هنر است نه باید خشم زیاد بکنید نه باید لوسش بکنید این هنر را باید یاد بگیرید. 

صنعت و علم نیست هنر است که با پنج حس باطن ارتباط دارد. باید بلد باشی و هنر داشته باشی که شاگرد را حفظ کنی به‌موقع اخم و به‌موقع بخندی و آن قضیه مواقعی اتفاق می‌افتد که راهنما ره‌جو را دوست داشته باشد اگر راهنما ره‌جو را دوست داشته باشد بخواهد به او کمک کند آن موقع خیلی به آن کمک می‌کند و با کوچک‌ترین چیزی که از ره‌جو می‌بیند ناراحت نمی‌شود. عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب دارد این خودش یک هنر است. 

هیچ‌وقت این‌طور نیست که ما بتوانیم همه‌ی بدی‌ها را از بین ببریم مثلاً اینکه خیال کنیم روزی هیچ معتادی در کشور نباشد این خواب‌وخیال است بدی‌ها مکمل خوبی‌ها هستند اگر ما به چنین روزی برسیم که هیچ معتادی در کشور نباشد یک تخریب‌ها و مشکلات دیگری به وجود می‌آورد. ره‌جوی خوب می‌آید بد هم می‌آید ما گفتیم هرکس حالش خراب است بیاید و کسانی که بتوانند به کامل شدن برسند تعدادشان خیلی کم‌اند (سابقون). 

همیشه انسان متفکر در بعد حیات مادی متضرر نمی‌شود در زندگی دنیا کسانی که متفکرند ضرر نمی‌کنند هم مادی هم معنوی به همین دلیل اولین وادی کنگره 60 تفکر است و ما با وادی اول هم مسائل مادی را وهم مسائل معنوی را می‌خواهیم حل کنیم بعضی‌ها میگویند خوش به حال فلانی گوساله به دنیا آمد گاو از دنیا رفت ولی زندگی در جهل و نادانی به درد نمی‌خورد و همیشه در جهل زندگی می‌کند ولی کسانی که با تفکر زندگی می‌کنند چه مادی چه معنوی ضرر نمی‌کنند. یک طناب در اختیار ماست خود را می‌شود با آن حلقه آویز کرد یا می‌شود آن را گرفت و صعود کرد. کنگره یک طناب است بعضی‌ها با آن صعود می‌کنند بعضی‌ها خودشان را خفه می‌کنند تمام زندگی همین‌طور است تمام اندیشه‌ها و افکار همین‌طور است. انسان یک شرایط مطلوب در اختیارش قرار می‌گیرند یا از آن به نحو مطلوب استفاده می‌کند یا خودش را از بین می‌برد با یک طناب هم می‌شود صعود کرد هم می‌شود سقوط کرد حالا از تمام مسائل ما می‌توانیم استفاده‌ی دوگانه بکنیم یکی را دوست داریم می‌توانیم نابودش کنیم و می‌توانیم رستگارش کنیم. در این سختی‌ها نبایستی به خود خوف راه بدهند و باعث سقوط خود بشوند ما از اینکه به سخنان ارسالی توسط دوستان اهمیت می‌دهید و راجع به آن‌ها تفکر می‌نمایید و در انتقال بسیار کوشا هستید همان‌طور که گفتیم ما و شما ادامه خواهیم داد. میدانیم که هدف شما برای تمام انسان‌ها است از شما آغازشده و ادامه می‌یابد زمامدار راستی میگویند که ما هیچ بودیم و هیچ هستیم اما نمی‌دانند که هیچ یعنی همه‌چیز.


تهیه و تایپ:محمد حیدری لژیون۲۴




طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،
برچسب ها: درمان اعتیاد، وب لژیون آقای فریدون جنابی، نوشتار سی دی صحرا، سی دی های مهندس دژاکام، صحرا،

تاریخ : شنبه 18 شهریور 1396 | 08:25 ق.ظ | نویسنده : لژیون کمک راهنما جنابی | نظرات

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس