تبلیغات
درمان اعتیاد وب لژیون آقای فریدون جنابی - نوشتار(سی دی کتاب )از مهندس دژاکام
رسیدن به اقیانوس کاری ندارد همه به آنجا می‌رسند ولی درون اقیانوس زندگی کردن مسئله دیگری است. شما می‌توانید به ماوراء برسید آیا می‌توانید داخل آن زندگی کنید و دیوانه نمی‌شوید. هنوز هیچی نشده کابوس می‌بینید، چگونه می‌خواهید به پشت پرده کائنات نگاه کنید. پس زمانی که هنوز آمادگی و ظرفیت وارد شدن به این مکان‌ها را نداریم به‌جز تخریب و آسیب چیزی به دست نمی‌آوریم
 
نوشتار سی دی "کتاب"

به نام قدرت مطلق الله


مبحثی که راجع به آن صحبت می‌شود برای تاریخ ۷۷/۵/۷ که دیالوگ بین استاد و شاگرد است. ولی قبل از آن به مطلب دیگری اشاره می‌کنم.

من در باغ بودم یکسری درخت‌های بومی کنار جوی آب بود مثل درخت آلوچه که خود شهرستانی‌ها از آن استفاده نمی‌کنند به خاطر اینکه خیلی کوچک و ریز هست. در خیلی از شهرستان‌ها وجود دارد و ایجاد مزاحمت هم می‌کند و منفعت هم ندارد. من آمدم این‌ها را ارّه کردم و بریدم.

درخت هم صور پنهان و آشکار دارد. صور آشکار درخت آن چیزی است که ما می‌بینیم و صور پنهان آن چیزی هست که زیرزمین قرار دارد و آن را نمی‌بینیم. البته این‌یک تفسیر است به‌غیراز این صور پنهان و آشکار دیگری هم دارد. ما آمدیم صور آشکار آن درخت که تنه بود را از بیخ بریدیم، یک تجربه‌هایی را انسان به عیناً می‌بیند. یکی دو سال بعد که دیدم که یک درختی که من بریدم البته کوچک را بریدم از بغل آن سی تا درخت درآمده از گوشه‌کنار این تنه سی تا دیگر شاخه بیرون آمده بود.

در بیماری‌ها اگر فقط علائم آن بیماری را از بین ببریم صور آشکار را از بین بردیم و صور پنهان آن را از بین نبردیم عین همان درخت است. برای مدت یک سال پنهان است ولی بعدازآن از تمام قسمت‌ها بیرون میزند.

پس از بین بردن علائم بیماری یک دوره سکون داریم و بعدازآن بیماری علائمش جابه‌جا می‌شود.

یعنی در نقاط مختلف رشد و نمو می‌کند. باید در بیماری‌ها ریشه مشخص شود و درمان شود برای اعتیاد هم همین‌طور است و برای بقیه هم همین‌طور صداق است.

ما برای هر کتابی ارزش قائل هستیم. اما کتابی که بتواند جسم و جان و نفس را به موت آدمی را به حرکت دربیاورد و ظلمت را به نور تبدیل نماید بهای دیگری دارد که خود اکنون با تماس‌های خود مشاهده می‌نمایید.

کتاب بسیار خوب است. قبل از اینکه موضوع کتاب را بگویم برمی‌گردید به الگوهای طبیعت یعنی یکی از مهم‌ترین چیزها نگاه کردن به الگوهاست. شما می‌توانید به طبیعت نگاه کنید و الگوبرداری کنید. تقریباً در طبیعت الگوها مشابه‌اند. همه تکثیر می‌شوند. تکثیر درخت و گیاه مثل کروات آسمانی هستند.

یک درخت گردو چگونه این‌همه گردو تولید می‌کند و اگر آن‌ها را بکارید دوباره همین اندازه گردو می‌دهد.

کائنات هم همین‌طور شکل‌گرفته شده. ما هر ذره از اتم را نگاه کنیم تشکیل‌شده از سه قسمت الکترون که دور آن می‌چرخد و بارش منفی است. پروتون که در هسته است بارش مثبت است. یک نوترون هم هست که خنثی است. مثل خوب، بد، خنثی. که این شامل همه‌چیز می‌شود.

شما یک کتاب را نگاه می‌کنید که داخل این سه دسته قرار می‌گیرد. یک کتاب خوب نشانه این است که بتواند جسم و روح و نفس و موت انسان را به‌سوی نور هدایت کند یعنی بتواند برای انسان منافعی داشته باشد.

برای زندگی طبیعت منافع داشته باشد. حالا این منافع می‌تواند مادی و معنوی و روحی روانی باشد.

ممکن است یک کتاب بخوانید که به شما آشپزی یاد بدهد یا حرفه‌ای به شما آموزش بدهد در جهت مثبت است یا دانش شمارا به قسمتی ببرد که کاربردی باشد یا داستانی را بگوید که شمارا از افسردگی بیرون آورد. کتابی هم هست که شمارا افسرده‌تر می‌کند یا کاری می‌کند که شما دست به خودکشی می‌زنید. یک کتابی هم شما مطالعه می‌کنید که خنثی است شما وقتی می‌خوانید نه ضرر دارد نه فایده.

کسی که از نوشتارها و گفتارها جلوتر باشد، علم و دانش آن بالاتر باشد تا بتواند تشخیص دهد. حالا شاید زیاد علم و دانش نداشته باشد ولی وقتی روی آن تمرکز کند می‌تواند تشخیص دهد. کتاب‌های دیگری که می‌تواند انسان را از ظلمت خارج کند کتاب‌های آسمانی است. قرآن مجید یا کریم که می‌تواند انسان را از طرف ظلمت به سمت نور هدایت کند.

همین روش‌های درمان اعتیاد ممکن است خوب باشد یا بد، مخرب باشد یا درمان بیماری‌ها باشد.

یک روش درمان بیماری خوب یا یک روش بد است و آن بیماری را بدتر می‌کند.

مثلاً گاهی اوقات مریضی داریم که اگر تحت درمان قرار ندهیم پنج سال می‌ماند ولی می‌آییم داروهایی می‌دهیم یا کاری می‌کنیم که طی یک سال می‌میرد.

پس ما باید روی تمام سطوح تفکر کنیم و نگوییم که چون کتاب است پس درست می‌گوید. حالا بیاییم کتاب‌های خوب و بد را از هم جدا کنیم و کتاب‌های بد را بسوزانیم درست مانند درختی است که تنه‌اش را بریدیم و ریشه آن در زمین بود و رشد وحشتناکی کرد.

پس ما باید در هر زمینه‌ای تفکر کنیم و فقط به‌عنوان یک کتاب اکتفا نکنیم.

در قدیم هر چیزی که در روزنامه گفته می‌شد می‌گفتند این روزنامه مستند و درست است ولی امروزه این‌طور نیست و همه کتاب‌ها درست نیستند و همه افکار و اندیشه‌ها درست نیستند.

پس ما سند را بر این نگذاریم که چون داخل کتاب نوشته‌شده پس خوب است.

ما بسیاری از کتاب‌ها راداریم که مخرب هستند. نویسنده‌ای که خودش دست به خودکشی زده چه چیزی را می‌تواند به ارمغان آورد.

به همین دلیل کتب الهی در رأس قرار می‌گیرند چون آن‌ها همه انسان‌ها را به راه راست هدایت می‌کنند.

استاد می‌گوید ما رفتیم نزد رؤسای قبایل و از آن‌ها پرسیدیم که مواد مخدر چیز هست.

آگاه هستیم که قدمت این داروها تریاک دارو بوده و مواد مخدر نیست. حشیش هم دارو بوده. کوکائین هم دارو بوده. این‌ها همه جزو گیاهان دارویی بوده. داروها همه گیاهی بودند.

قوی‌ترین و مؤثرترین دارویی که در قدیم استفاده می‌شد تریاک بود.

حشاش یعنی علف، حشاشین یعنی کسی که علف می‌فروشد.

وقتی می‌خواستند بروند کسی را ترور کنند حشیش می‌کشیدند که بسیار هم دچار مشکل و اشتباه می‌شدند چون کسی که حشیش می‌کشد گاهی اوقات از جوی هم نمی‌تواند رد شود.

به قول قدیمی‌ها آدم را میخ‌کوب می‌کند یعنی فقط روی یک نقطه متمرکز می‌شود.

کسی که هروئین یا تریاک مصرف می‌کند نمی‌تواند ترور کند.

پس تریاک یک داروی بسیار مؤثر و ارزشمندی بوده است.

در زمان قدیم یکسری‌ها از تریاک سوءاستفاده کردند تا اینکه تریاک به این صورت درآمد. عده کثیری از خانم‌ها و آقایان هستند که از داروهای اعصاب و روان سوءاستفاده می‌کنند و تخریب‌هایی هم دارد. پس همان چیزی که می‌سازد گاهی می‌تواند خراب هم کند. مثل چاقو که می‌تواند گوشت را ببرد و هم می‌تواند سوءمصرف قرار بگیرد و شکم آدم را ببرد. همه این‌ها استفاده‌های چندگانه دارند.

کسی که مواد مخدر و یا الکل مصرف می‌کند گویی که خواب می‌رود. تفکر و اندیشه مصرف‌کننده مثل یک فرد خواب‌رفته است.

با این روشی که داریم می‌رویم امیدوارم آن‌هایی که در خواب بودند و درمان شدند در مقوله اعتیاد تعدادشان خیلی بیشتر باشد تا آن‌هایی که به خواب رفتند.

در کنگره هم اگر نگاه کنید می‌بینید سفر دومی‌ها بیشتر هستند نسبت به سفر اولی‌ها.

انسان‌ها خودشان هیچ، گاهی اوقات به حیوانات می‌دادند که استفاده کنند مثلاً قدیم‌ها می‌آمدند حیوانات را معتاد می‌کردند. البته موضوع مهم این است که مقاومت حیوانات در مقابل مواد مخدر بسیار ضعیف است. در حیوانات حتی منجر به مرگ هم می‌شود چون مواد شبه افیونی بدن حیوان به‌مراتب خیلی قوی‌تر از انسان است مخصوصاً حیوانات وحشی.

بنابراین وقتی معتاد می‌شوند و مواد به آن‌ها نمی‌رسد منجر به مرگشان می‌شود.

ولی در انسان‌ها این‌طور نیست چون حیوانات خیلی قوی وابسته به مواد شبه افیونی درون بدن خودشان هستند. زمانی که حیوان در سرما و گرما زخمی می‌شود و عفونت می‌گیرد آن مواد شبه افیونی بدنش است که آن را ترمیم می‌کند.

بیشتر شکست‌هایی که در ترک‌ها به وجود می‌آید به خاطر همین است که در بدن او شاخه رو زدند یعنی ترک کردند ولی آن ریشه را نزدند. ریشه آن شبه افیونی بدن است که آن‌ها هنوز درست نشدند، به همین دلیل می‌گویند که اعتیاد درمان ندارد.

این مطلب گویی تازه نوشته می‌شود گویی تاکنون در مورد مسئله اعتیاد کتابی تا حالا به این صورت راه‌حل و مواد مخدر و برگشت‌های گوناگون را مشخص کند فکر نمی‌کنم بوده باشد.

ممکنه هر انسانی چراهای زیادی داشته باشد ولی باید جواب آن‌ها را پیدا کند. زیرا جواب این چرا خیلی مهم است. این جواب تا زمانی که آن راه منطقی را پیدا نکند آن پاسخ را نمی‌تواند بدهد و اگر راه منطقی را پیدا کرد باید جهان‌بینی‌اش را درست کند. بتواند جواب این‌ها را بدهد و پیدا کند و وقتی پیدا کرد عمل کند. وقتی به جواب رسید که من موجودی هستم که نباید مصرف کنم. اصلاً در کلاس من نیست من راه را گم‌کرده‌ام.

وقتی‌که بیدار می‌شوی می‌فهمی یک‌زمانی بیدار نیستی و در آن اوج ذلت و بدبختی هستی و خودت خیال می‌کنی در اوج تخت سلطنتی.

وقتی آن‌هایی که در حال غرق شدن بودن آن‌ها را سیراب کن. عده‌ای که می‌خواهند به هستی وجود خویش برسند این افراد زنجیری خواهند شد پشت سر هم که مانند قایق نجات از دیدن غرق شدن انسان‌ها به دوستان خود خبر می‌دهند که قایق‌هایی را ارسال کنند.

پس افرادی برای کمک مثل زنجیر آمدند. البته راهی برای انسان‌های فکور و اندیشمند که به بن‌بست حیات رسیده‌اند بازخواهد نمود.

یعنی این‌هایی که معتاد هستند همه به درد به نخور نیستند. یکسری افراد خیلی فکور و اندیشمند بودند و بسیار هم توانا بودند و در تمام سطوح که ندانسته وارد بازی اعتیاد شدند و خودشان هم متوجه نشدند. زمانی که وارد اعتیاد شدند انگار وارد بن‌بست شدند. در این بن‌بست گرفتار شدند. وقتی هزار بار به نتیجه نرسیدند انسان‌های فکور رفتند خودشان را حلقه آویز کردند چون به بن‌بست رسیده بودند. برای این افراد راه بازخواهد شد.

آفریدگار به سپاس و تشکر و عبادت ما نیاز ندارد ولی ما باید آن‌ها را به‌جا بیاوریم و ما باید سپاس گذار خداوند باشیم که راه‌های زیادی را برای ما به وجود آورده است.

یک انسان می‌تواند خیلی کوچک باشد و به یک مقام و جایگاه بسیار ارزشمندی برسد. این امکان برای هر انسانی هست مثل کشتی می‌تواند به یک کشتی بزرگ یا ناو تبدیل شود.

آرامش کل وجودها چه خوب یا بد باشند مهم است.

یک‌زمانی هست که انسان درون و برون خودش را اصلاً تشخیص نمی‌دهد. اصلاً فرق درون و برون را نمی‌داند. یک موقع یک‌چیزهایی را متوجه می‌شود تازه می‌فهمد چه خبر است و تازه مسائل اطرافش را می‌بیند.

اگر زیاد بخواهید به این مسائل فکر کنید به نتایج درون و برون خودت نمی‌رسی یعنی وقتی در سفر هستی و آغاز سفر باید تمام تمرکزت روی درمان باشد وسط سفر بخواهید بروید مسافرت به شما آسیب می‌رسد.

ما نباید به اسامی اکتفا کنیم و نگوییم چون کتاب است درست می‌گوید

خیلی کتاب‌ها برای عرفان‌های نوظهور بود ولی غلط بود به‌جایی رسیده بود که جوان‌ها در قبرستان‌ها و کوه‌ها دنبال موجودات ارگانیک و غیر ارگانیک می‌گشتند و تخریب وحشتناکی به‌جا گذاشت.

رسیدن به اقیانوس کاری ندارد همه به آنجا می‌رسند ولی درون اقیانوس زندگی کردن مسئله دیگری است. شما می‌توانید به ماوراء برسید آیا می‌توانید داخل آن زندگی کنید و دیوانه نمی‌شوید. هنوز هیچی نشده کابوس می‌بینید، چگونه می‌خواهید به پشت پرده کائنات نگاه کنید. پس زمانی که هنوز آمادگی و ظرفیت وارد شدن به این مکان‌ها را نداریم به‌جز تخریب و آسیب چیزی به دست نمی‌آوریم.


تایپ و تنظیم : مسافر محمد حیدری لژیون۲۴




طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،
برچسب ها: سی دی کتاب از مهندس، کتاب، سی دی های کنگره ۶۰، درمان اعتیاد، سی دی های آموزشی درمان اعتیاد، نوشتار سی دی کتاب،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1396 | 08:06 ب.ظ | نویسنده : لژیون کمک راهنما جنابی | نظرات

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس