رودی که در جریان است، این فقط رود نیست که بایستی مراقبت از خود بنماید؛ در مسیر سنگی یا کلوخی و یا هر چیزی که به فکرت هم نمی‌گنجد، در آن پرتاب می‌نمایند. بعضی وقت‌ها در ادامه بدون آب بدون هیچ مسئله غیره، به زلالی می‌رسد. 
 
 
نوشتار سی دی "رود" از مهندس حسین دژاکام 

"بنام قدرت مطلق"


ما در کنگره تنها یک‌سوی سکه را نگاه نمی‌کنیم و همیشه سعی می‌کنیم دو طرف سکه را ببینیم و باز در کنگره می‌آموزیم که دنیا را از سوراخ کلید نگاه نکنیم زیرا زمانی که اتاقی را از سوراخ کلید نگاه کنیم تنها قسمت کوچکی از آن را می‌بینیم و بقیه آن را نمی‌بینیم. ما در اینجا می‌خواهیم نه‌تنها از سوراخ کلید نگاه نکنیم بلکه در اتاق را بازکنیم داخل آن را نگاه کنیم و دید 360 درجه داشته باشیم و تمام ابعاد محیط و موضوعات مدنظر ما باشد. خیلی از انسان‌ها جهان را تنها از یک بعد و یک زاویه نگاه می‌کنند و گمان می‌کنند اگر به یک بعد نزدیک شوند باید از بعد دیگر خارج شوند. انسان‌ها میگویند اگر ما به عشق نزدیک شویم طبیعتاً باید از عقل فاصله بگیریم و یا برعکس. همین‌طور اگر به معنویات نزدیک شویم باید از مادیات دورباشیم و اگر به مادیات نزدیک شویم از معنویات دور خواهیم شد. درصورتی‌که این‌طور نیست؛ مادیات و معنویات دو طرف یک سکه هستند و لازم و ملزوم هم هستند. انسان نمی‌تواند فقط یکی را انتخاب کند و دیگری را فدا کند و این یعنی اگر شما به همسرت علاقه داری باید از بچه‌هایت فاصله بگیری یا اگر پدرت را دوست داری باید از مادرت فاصله بگیری یا...  ما باید همه را به‌صورت کلی نگاه کنیم. اگر از یک زاویه و سوراخ کلید نگاه کنیم گرفتار بیماری‌های امروزی می‌شویم، چطور؟ مثلاً یک شخصی زخم معده دارد، متخصص از تمام علمش استفاده می‌کند که این زخم را درمان کند، داروی مخصوصی به او می‌دهد، زخم معده درست می‌شود اما چند وقت بعد از طرف دیگر معده زخم جدیدی می‌زند بیرون. چیز دیگری باعث زخم در معده می‌شود، اگر شما زخم معده را برطرف کنید عامل هنوز هست و از بین نرفته است. ما زخمی را درمان می‌کنیم ولی آن عامل کجاست؟ این یعنی نگاه کردن از یک زاویه خاص به یک موضوع، با نگاه ۳۶۰ درجه نگاه نکرده. یک موقع دست شما زخم می‌شود و یا با چاقو می‌بُرد یا تیغ می‌برد و یا... آنجا فقط باید زخم را درمان کرد چون عامل زخم دست چاقو یا تیغ و یا ... بوده است با پانسمان درمان می‌کنی.  ولی معده اگر زخم شد با زخم دست فرق دارد. عامل زخم معده یا غلظت اسید معده است چون غذا را در معده اسید هضم می‌کند یا اسید زیاد ترشح می‌شود یا زمانی که معده خالی ست اسید ترشح می‌شود باید آن عامل را از بین ببریم و این یعنی نگاه ۳۶۰ درجه. مثل نگاهی که به اعتیاددارند، فقط مواد را می‌خواهد قطع کند و عاملی که ناقل‌های عصبی و سیستم بیوشیمی و مواد شبه افیونی درون بدن است را در نظر نمی‌گیرند. امروزه خیلی از پزشکان هستند که مقالاتی را به مجله‌های پزشکی ارائه می‌دهند. من یکی از این مقالات را دیدم، نوشته بود خانم فلان آمده ۲۹۰ نفر از افرادی که اپیوم تینکچر استفاده می‌کردند، ۲۱ روز، به ۲۱ روز کاهش داده و بعد به این نتایج رسیده و به این مقوله نپرداخته است که ما این شخص را به کلینیک شما فرستاده‌ایم و شما به او شربت OTداده‌ای و اسم این متد "دی اس تی" است و صاحب این متد یکی دیگر است و درمان در جای دیگری انجام‌گرفته، یا مثلاً مقایسه شربت متادون با شربت تریاک، در آنجا مطرح می‌کند که چون شربت تریاک در کشور ما سنتی است به خاطر این سنت، علاقه زیادی به شربت تریاک دارند و یا چون ارزان‌تر است آن را تهیه می‌کنند و نگفته که شربت اوتی چه‌کارهایی روی سیستم بدن انجام می‌دهد برای مثال کسی که از شربت OT استفاده می‌کند اختلالات زناشویی را به میزان بالایی حل می‌کند ولی داروی دیگر این کار را نمی‌کند، یا این را مطرح نمی‌کنند که شربت OT، "خوشبختانه در مجلات علمی نیز به آن OT میگویند و اسمی است که ما روی آن گذاشته‌ایم" ۲۵ تا ۵۰ آلکالوئید دارد و دارای خواص پزشکی است اما از دیدگاه علمی متادون از تبائین تشکیل‌شده است و تبائین یکی از مشتقات تریاک است مثل هروئین، حشیش و ... همه یک ماده هستند.

شاید باورش سخت باشد ولی سخت‌ترین و مشقت‌بارترین درمان مربوط به تریاک است، چون ترکیبات متعددی دارد. پس وقتی دید 360 درجه نباشد هنگام مقایسه دچار این اشکالات می‌شوند. مثل همان داستان که بارها برای شما گفته‌ام که یک محققی روی یک قورباغه تحقیق می‌کرد و دستان قورباغه را قطع می‌کند و به قورباغه می‌گوید: بپر! قورباغه هم می‌پرد. یک‌پایش را قطع می‌کند و می‌گوید: بپر! قورباغه می‌پرد. آن‌یکی پا را هم قطع می‌کند و می‌گوید: بپر! قورباغه نمی‌پرد؛ نتیجه‌گیری می‌گیرد که وقتی دست‌ها و پاهای قورباغه را قطع کنیم، قورباغه گوش‌هایش کر می‌شود و این نتیجه‌گیری غلط است. به همین دلیل ما تصمیم می‌گیریم در موضوعات همه ابعاد را نگاه کنیم. برای اعتیاد می‌گوییم جسم و روان و جهان‌بینی وجود دارد که باید روی آن‌ها کار شود. من با یکی از متخصصین صحبت می‌کردم، الآن تقریباً همه جامعه علمی ایران اذعان دارند که کنگره 60 کارش را خوب انجام می‌دهد و می‌گویند قسمت ریکاوری "بازیابی سلامتی" کنگره خیلی قوی است در کنگره گروه‌درمانی، خانواده‌درمانی ورزش و ... همه جزئی از ریکاوری آن است. به عقیده من ریکاوری کنگره قوی هست، ولی علّت درمان ریکاوری نیست، علت درمان متد DST و داروی OT است. اگر توانسته ریکاوری قوی داشته باشد براثر این است که روش درمان بیماری اعتیاد ازنظر علمی و فیزیولوژی، درست و بسیار قوی است ما اگر جسم را درمان نکنیم اصلاً نمی‌توانیم ریکاوری انجام دهیمبه قول قدیمی‌ها: یکی می‌مُرد از بینوایی، یکی می‌گفت خانم زردک می‌خواهی! حالا حکایت کار ماست، کسی که خمار است همه‌چیزش به‌هم‌ریخته است، می‌گوید: جهان‌بینی کیلویی چند است؟ وادی تفکّر و محبت کدام است؟ چون درمان نگاه کلی است؛ بنابراین در پرتو درمان صحیح می‌توانیم ریکاوری را پیاده کنیم. می‌گویند: لب بود که دندان آمد، یعنی باید ابتدا درمان قوی و درستی داشته باشی تا بتوانی انسان‌ها را به تعادل برسانی و بعد ریکاوری درمان را انجام دهی، این یعنی درمان کلی‌نگر و اگر ما در همه موضوعات نگاه کلی داشته باشیم به نتایج خیلی بهتری می‌رسیم. ما گفتیم هر کاری که انجام می‌دهیم و هر تصمیمی که می‌گیریم و در این جاده زندگی همه درحرکت هستیم و به کاری مشغولیم، تمام اتفاقاتی که برای ما می‌افتد و زمان حال و آینده ما را می‌سازد و حتی گذشته ما هم نتیجه همان بوده، این است که هر اتفاق تحت یک مثلث می‌افتد که یک ضلع آن خواست است، یک ضلع تقدیر است و ضلع دیگر هم فرمان الهی است. تحت پرتو این سه ضلع اتفاقات انجام می‌گیرد. نه ما انسان‌هایی هستیم که بگوییم اتفاقات جبر است و همه اتفاقات روی پیشانی ما نوشته‌شده، از بدو تولد تا خدا نخواهد برگی از درخت نمی‌افتد و همه اراده خداوند است و ما هیچ اختیاری از خودمان نداریم؛ این یعنی جبری. خواست، تقدیر و فرمان هم هست. خواست امروز تقدیر فرداست. هر کار امروز انجام دهیم تقدیر فرداست. خواست شما امروز خوردن غذاهایی است که همه‌اش سم است، تقدیر فردا انواع و اقسام بیماری‌هاست. خواست امروز شما خوردن نوشابه است و... همه باعث بیماری می‌شود. نخوردن سبزیجات و غذاهای سنتی مثل آبگوشت که یکی از قوی‌ترین غذاهاست، بیدار ماندن تا دیروقت، داشتن افکار پریشان و... با تمامی این‌ها فردا هزار مشکل برایت پیش می‌آید. پس خواست امروز تقدیر فردای ما را نشان می‌دهد و مقداری از تقدیر و آینده را می‌شود پیش‌بینی کرد. وقتی نیوتن قوانین فیزیک را نوشت، توانست با استفاده از قوانین فیزیک آینده را پیش‌بینی کند. الآن همه شما آینده را در فیزیک پیش‌بینی می‌کنید ولی خودتان متوجه نیستید و این نوعی شعبده‌بازی می‌ماند. شما ازاینجا حرکت می‌کنید به سمت زنجان و محاسبه می‌کنید تا آنجا 300 کیلومتر مسافت دارید و سرعت را 80 کیلومتر در نظر می‌گیرید و درنهایت بعد از 4 ساعت زنجان هستید. این‌یک پیش‌بینی است. "یعنی خواست امروز می‌شود تقدیر فردا". شیوه زندگی ما، خوردوخوراک ما می‌شود تقدیر فردای ما. امروز شروع می‌کنیم به هروئین کشیدن و فردا یک فرد هروئینی می‌شویم. امروز کلاه‌برداری می‌کنیم تقدیر فردای ما دادگاه و زندان است و ...

برای اینکه این موضوع را بهتر متوجه شوید مطلبی را که مربوط به ۸۴/۷/۱۸ است می‌خوانم. باوجوداینکه می‌گوییم همه‌چیز خواست ما است، مطالب دیگری هم هست. ما می‌گوییم نیرومندترین دشمن ما جهل و نادانی ماست، پس دشمنان دیگری هم هستند و نمی‌گویم تنها دشمن ما جهل و نادانی ماست.  خواست ما وجود دارد ولی تقدیر هم هست، علاوه بر آن‌ها تقدیر فرمان الهی هم وجود دارد.

خوشحالیم که به یک‌یک کارها با تفکّر و تعمّق بیشتری می‌رسید. این مبحث می‌تواند بسط پیدا کند و تنها مختص استاد و شاگرد نیست و برای همه است. من هم استاد شما هستم دارم و شما نقش شاگرد را دارید و خطاب به همه ما است. وقتی وارد سیستم کنگره و آموزش برای درمان اعتیاد می‌شویم، باید تمام‌کارهایی که انجام می‌دهیم با تفکر و تعمق باشد. چون وادی اول ما تفکر است و در آن می‌گوییم با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد، بدون تفکر آنچه هست روبه‌زوال می‌رود پس برای هر کاری باید تفکرات لازم را به اجرا بگذاریم.

و از چندی پیش به مسائلی پی بردید و به آنچه می‌گذرد توجّه بیشتری مبذول می‌دارید. مثلاً همین مسئله که پی بردم با تفکر ساختارها آغاز می‌شود، پی بردم که در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، پی بردم حقیقت و اعمال در ادامه نقاب از رخ برمی‌گیرد، آموختم که با نادان سخن مگوی و... . به هر آنچه اتفاق می‌افتد توجه می‌کنیم

رودی که در جریان است، این فقط رود نیست که بایستی مراقبت از خود بنماید؛ در مسیر سنگی یا کلوخی و یا هر چیزی که به فکرت هم نمی‌گنجد، در آن پرتاب می‌نمایند. می‌گوید رودی در حال حرکت است فقط رود نباید مراقب خودش باشد. در مسیر ممکن است کسی سنگی، کلوخی، کفش کهنه‌ای یا هر چیزی را درون رودخانه پرتاب کند‌. رود فقط نمی‌تواند مراقب خودش باشد. ما هم همین‌طور، زندگی ما فقط این نیست که ما از خودمان مراقبت کنیم؛ یعنی فقط خودمان نیستیم، ما هر بار که می‌گوییم از دست نیرومندترین دشمن خودمان که جهل و نادانی ما است نجات دِه، در اینجا کار پایان نمی‌یابد و هزار تا موضوع دیگر هم هست. برای همین می‌گویم یک بُعدی نگاه نکنیم و باید به همه‌چیز توجه کنیم.

بعضی وقت‌ها در ادامه بدون آب بدون هیچ مسئله غیره، به زلالی می‌رسد. بعضی وقت‌ها آب مسیر خودش را به‌راحتی طی می‌کند. خدا رحمت کند سهراب سپهری را می‌گفت: آب را گل نکنید؛ به خاطر همین موضوع بود.

امّا بیشتر اوقات در طولِ ادامه این‌طور نمی‌شود، می‌دانید چه می‌گویم!  بعضی وقت‌ها به زلالی می‌رسد و بعضی وقت‌ها هم نمی‌رسد. انسان وقتی حرکت می‌کند، همه تلاش و کوشش خود را می‌کند اما موانع دیگری هم در زندگی وجود دارد.

ممکن است حتی در کنار مبدأ آب، سیاهی از اعماق کوهی بسیار ناپیدا وارد بستر رود گردد و یا در صد قدمی و یا در چند کیلومتری. رود در حال طی کردن مسیر خود است و ممکن است در صد قدمی و یا بعد در چند کیلومتر رودخانه سیاهی از اعماق کوه و یا هر جای دیگری وارد آن شود مانند فاضلاب‌ها. می‌خواهد این را به ما بگوید که در زندگی ما پارامترهای زیادی نقش دارد و اگر مسائلی پیش می‌آید نگران نباشید که همه این‌ها حکمت الهی است.

هیچ‌گاه نمی‌توان غافل شوید. اتفاقاتی رخ‌داده ولی به ما هشدار می‌دهد که هیچ‌گاه نمی‌توانید غافل شوید؛ یعنی ما باید دائماً در مسیر زندگی مراقب باشیم. چون اگر مراقبت نکنیم، ناگهان فاضلاب، پوست هندوانه و...  وارد رودخانه می‌شود.

اما وقتی برای ادامه این مسیر جایگاهی مطمئن ایجاد گردد، کمتر آسیب می‌پذیرد. ما اگر برای مسیر رودخانه یک جایگاه مطمئن درست کنیم کمتر آسیب می‌بیند، مثلاً مسیر رودخانه را در اطرافش فنس بکشیم که آشغال نریزند یا رودخانه را به کانال سیمانی و سرپوشیده هدایت کنیم. یک رودخانه‌ای در نزدیکی خانه ما بود، در زمان دانشجویی این چیزها را نمی‌دانستم، زباله‌ها را در پلاستیک می‌گذاشتم و از پنجره پرتاب می‌کردیم داخل رودخانه، یعنی خیال می‌کردیم هر چه آشغال هست باید داخل رودخانه بریزیم. در آن زمان واقعاً نمی‌دانستیم که این کار غلطی است و همه همین کار را می‌کردند، الآن هم بعضی جاها ممکن است این کار را انجام بدهند. الآن متوجه شده‌ایم که این کارها درست نیست. بعد آمدند کانال‌کشی کردند و روی رودخانه را بستند تا کسی آشغال نریزد. پس باید مسیر و جایگاه مطمئنی درست کرد. پس ما هم برای اینکه زندگی‌مان دستخوش اتفاقات قرار نگیرد باید دائماً از این مسیر زندگی خود مراقبت کنیم، ما هم که وارد کنگره می‌شویم باید مراقبت کنیم. شخصی را نمی‌شناسیم و با یک سفر اولی رفت‌وآمد می‌کنیم که خارج از قوانین است و به ما آسیب میزند.

 البته ما راه را نمایانگر همه تلاش‌ها از روز الست می‌دانیم. این‌یک جمله کلیدی است؛ یعنی مسیر هر انسانی که طی طریق می‌کند، مسیری است که از روز الست آغازشده و آن دارد این مسیر را تعیین می‌کند.

وقتی‌که محکم و استوار بگردید، دیگر به مسائلی که برای کل پیش می‌آید راه‌حل کلی هم پیش پیش دارید زیرا با چشمان کاملاً باز و بصیرتی بالا به آنچه اتفاق می‌افتد و یا قرار باشد که ببینید یا نبینید، اشراف می‌یابید.

انسان‌هایی هستند که زود هر مسئله‌ای را قبول می‌کنند و تابع همه‌چیز هستند. ولی یک انسان هست که محکم و استوار است و هر آنچه که به او گفته می‌شود، روی آن تفکر و اندیشه می‌کند که آن کار را انجام بدهد یا ندهد و تصمیم را خود خواهد گرفت. این محکم و استوار شدن به حرف نیست. مثلاً من تصمیم می‌گیرم امروز در کشتی قهرمان جهان شوم یا امروز بتوانم خواننده مشهوری شوم و یا... این امکان‌پذیر نیست، باید یک پروسه را طی کنید و ذره‌ذره به آن قدرت برسید. اگر می‌خواهی زورت زیاد شود باید به زورخانه بروی و ذره‌ذره آنجا کارکنی تا به آن قدرت برسی. قدیم می‌گفتند " دلم می‌خواهد تریاک را ترکش کنم، شب‌ها بروم زورخانه ورزش کنم و روزها بروم توپخانه گردش کنم! این‌ها آرزوهایی بود که عده‌ای داشتند. اگر می‌خواهی محکم و استوار شوی باید آموزش بگیری، جهان‌بینی و فیزیولوژی‌ات را قوی کنی. ساختار باید ذره‌ذره قوی شود و تنها به حرف نیست. وقتی انسان آموزش‌ها را دید و محکم و استوار شد، برای هر پیشامدی راه‌حل کلی دارد. مثل فنون رزمی می‌ماند و هر ضربه‌ای که بزنند این بدل آن را می‌زند؛ یعنی هر حرکتی را از پیش تشخیص داده و در مقابل آن حرکت مناسبی را انجام می‌دهد. حتی در بعضی فیلم‌های رزمی دیده‌اید که شخص چشمانش را می‌بندد و با چشمان بسته و حواس شنوایی و حواس درون ضربه‌های شخص مقابل را رد می‌کند. مسیر زندگی ما هم همین است. دائماً به ما حمله می‌شود و تک می‌شود و باید ما پاتک بزنیم و خنثی کنیم. رفیق شما می‌گوید: ۲۰ میلیون پول لازم دارم، شما می‌گویید: می‌دهم ولی چک بده یا کِی می‌خواهی به من برگردانی؟ یا دوستی برای ضمانت پسرش نیاز به سند دارد، شما می‌دهید. بعد مدتی از دادگاه نامه می‌آید که باید شخص را تحویل دهید بعد متوجه می‌شوید که او به هلند رفته و پناهنده شده و سند شما و خانه شما مصادره می‌شود، چون پیش‌بینی نمی‌توانیم بکنیم. وقتی می‌گوید به‌کل مسائل اشراف دارید یعنی هر چیزی را از قبل پیش‌بینی کنید و در پاسخ دوستت باید بگویی تو رفیق من هستی ولی این خانه حاصل یک‌عمر تلاش من است و برای خانواده‌ام است، چطور ضمانت پسر تو را بکنم و این یعنی پیش‌بینی کردن. من یک کارهایی کرده‌ام که وقتی نگاه می‌کنم سرم سوت می‌کشد و اصلاً نمی‌دانم چطور این کارها را می‌کردم. الآن خیلی‌ها آمدند و گفتند: چند گرم جنس اضافه‌دارم، چه کنم؟ من هم جلوی خودش آن‌ها را ریختم در توالت و سیفون را کشیدم. ۲۵ سال پیش یکی از فامیل‌ها از کرمان آمده بود خانه ما و گفت: من کمی تریاک دارم، گفتم چقدر است؟ گفت: ۷ کیلو و آن را پیش من امانت گذاشت. اگر امروز بود همان لحظه با تریاکش از خانه بیرونش می‌کردم. ولی آن موقع گفتم حالا بیاور تا کمی بکشیم؛ یعنی پیش‌بینی نمی‌کنیم که کار خطرناکی است و در نظر نمی‌گیریم که اگر بگیرند چندین سال زندان دارد و باید پاسخگو باشی. منظورم این است بعضی‌اوقات مشاعر ما در زمان حال کار نمی‌کند، باید به تفکر و اندیشه بالایی برسیم تا بتوانیم پیش‌بینی کنیم، چون عملیات امروز ما تقدیر فردای ماست. ما باید به درجه‌ای از آگاهی برسیم که کار مناسب را در زمان بروز این اتفاقات انجام دهیم.

و می‌دانید همیشه توطئه کنندگان هرچند بسیار حساب‌شده عمل نمایند، اما در مقابل خداوند تبارک‌وتعالی بسیار احمق جلوه می‌نمایند. در مسیر زندگی همه این اتفاق‌ها هست، ولی اگر کسی در این مسیر برای ما توطئه می‌کنند، هرچقدر هم دقت کنند ولی درنهایت کاری از پیش نخواهند برد.

نیروهای خودتان را بیهوده خرج ننمایید. نیروی هر انسانی مثل پول می‌ماند، شما پولتان را بیهوده خرج می‌کنید؟ یا وقتتان را بیهوده خرج می‌کنید؟ پس نیرویتان را درجایی مصرف کنید که ارزش داشته باشد.

زیرا به یاری کارهایی باید انجام گیرد، وظیفه و تکلیف ناتمام است. به همه ما می‌گوید؛ زیرا خداوند شمارا یاری می‌کند. همه ما یک سری کارهای ناتمام داریم که باید انجام دهیم، پس نمی‌توانیم نیروهای خود را به باتلاق بریزیم و از آن‌ها استفاده نکنیم.

باید تمام بشود. زمان در محدوده جهان دیگر اهمیتی ندارد یا به گونه دیگری است، اما در بُعد حیات مادی، چون فلز بسیار ارزشمند است. در جهان ما زمان مثل طلا است و طلا فلز بسیار ارزشمند است. 

با کامل نمودن کسانی که در تردد هستند درکل، اداره امورات و احداث یک نظامیه یا دانشگاه، بنیادی را می‌نهید که پیشینیان انجام داده بودند و برای سالم نمودن انسان‌ها، بخش‌های مختلفی به کار می‌گیرید که مکانش آماده‌شده و انسان‌ها را به جهت احیای دوباره یاری می‌رساند. اینجا تکلیف خاصی است که می‌گوید با کل اشخاصی که در کنگره در رفت‌وآمد هستیم، باید بنیاد یک آکادمی را بگذاریم و تقدیر است که انجام شود و قطعاً انجام خواهد شد. چون ما به چنین آکادمی نیاز داریم و به کمک و فضل خداوند و یاری مسئولین و متخصصین و بچه‌های کنگره، این کار را انجام خواهد گرفت.

تو بدون سپر و شمشیر می‌جنگی، برخلاف آنچه که فکر می‌کنی جنگجو نیستی و نمی‌خواهی که جنگ نمایی، چه جنگی بالاتر از جنگ عقاید و این بزرگ‌ترین تلاش و کوشش توست. جنگ فقط با سلاح نیست. تو فکر می‌کنی نمی‌جنگی، بالاترین جنگ، جنگ افکار و عقیده‌ای است که در صراط مستقیم باشد، در مسیر درست باشد.

و این جنگ تابع دستور ما نیست، بلکه تابع فرمان توست. امواج دریا کمتر بالا و پایین برود، مقصر اصلی کشتی‌هایی که در تردد هستند، نیستند، بلکه به مسائل دیگری ربط دارد که تو می‌دانی. همه ما این جنگ افکار و اندیشه راداریم که کدام‌یک از کارها درست است و کدام‌یک غلط است. جنگ هرکسی جنگ خود فرد است. آب دریا اگر جزر و مد نکند و بالا و پایین نرود، مقصر کشتی‌ها نیستند، ممکن است مقصر خود دریا باشد.

اگر این سد را برداری، بایستی عملیاتی انجام بشود که بازهم خود می‌دانید. بایستی بگوییم که تو را صبری است همین‌طور نیرویی که در ادامه حتماً این سد باز می‌شود. سدی که سد جهل و ناآگاهی است و امروز برای درمان اعتیاد یک سد وجود دارد که اکثراً این برداشت رادارند که اعتیاد یک بیماری مرموز و لاعلاج است، سدی است که نمی‌پذیرند اعتیاد درمان دارد و از جهتی می‌خواهند خیلی سریع سم‌زدایی می‌کنند و... که هیچ‌یک از آن‌ها نتوانسته واقعیت درمان صحیح اعتیاد را به نمایش بگذارد.  ما۲۰ سال است که کار می‌کنیم و بالای ۲۰ هزار نمونه درمان صحیح و درست داریم. ولی هنوز این سد می‌گوید ریکاوری کنگره ۶۰خیلی قوی است درمان فیزیولوژی که نقطه عطف درمان است توجه نشده است. 

حتی اگر این سد را آن‌کسانی که در ادامه راهت می‌خواهند برای این راه عظیم مشکل ایجاد بنمایند. حتماً این سد باز می‌شود.

حقیقت در ادامه و اعمال نقاب از رخ برمی‌دارد و این مسائل نباید شمارا ناراحت کند. ما ۲۰ سال است کار می‌کنیم. گاهی شما انتظار دارید حرف شما را همه گوش دهند ولی دلیل نمی‌شود که حرف حساب تو را همه گوش کنند میگویی چون من حرف راست می‌زنم باید همه گوش کنند و... ولی هیچ‌یک از این‌ها نیست و  باید صبور باشید.

ولی در آنچه مقدر است، خواست و ایمان قوی شما هم این تقدیر را می‌شکند و به آنچه می‌خواهی، خواهی رسید. اگر خواست قوی باشد بر تقدیر پیروز می‌شود و نباید برداشت این باشد که تقدیر را از بین بردی شما تنها از آن تقدیر عبور کرده‌ای؛ یعنی از تقدیر یک نتیجه خوب می‌گیرید و عبور می‌کنید. من تقدیرم این بود که مثلاً ۲۰ سال معتاد باشم و آن را سپری کردم اما این را شکستم و از درون آن چیز دیگری را درآوردم یعنی از یک مسئله منفی یک مسئله مثبت درآوردم. مثلاً ۲۰ سال زندان داری، این از بین نمی‌رود ولی می‌توانی در زندان فضای افکارت به‌گونه‌ای باشد که تو را تبدیل به یک نویسنده بزرگ کند.

اگر ما جنگ را به کار می‌بریم این‌طور تصور ننمایید که می‌گوییم سلاح در دست بگیرید و آدم بکشید، خیر. اگر انسانی می‌خواهد نادان و ناآگاه بماند و توان شما را بگیرد و ظاهراً نماز جمعه و جماعت انجام می‌دهد، ولی فقط از نماز دو لا و راست شدن را انجام می‌دهد، آیا فایده‌ای دارد؟ اگر کسی می‌خواهد نادان بماند، شما زیاد توان خود را خرج نکنید. پس نتیجه می‌گیریم ما باوجوداینکه همه‌چیز بر عهده خودمان است و در تلاش هستیم ولی در تقاطع مسیر همیشه خطر در کمین است. ما درحرکت هستیم ولی اتفاقات دیگر پیش می‌آید و روی ما اثر می‌گذارد. گاهی اوقات ما خواسته داریم و تلاش می‌کنیم، اما موفق نمی‌شویم و این مربوط به‌فرمان الهی است، پس همین تفکر می‌تواند ما را تسکین دهد تا ما به تلاش خود ادامه دهیم و می‌گوییمخداوندا از ما حرکت و از تو برکت.


تایپ و تنظیم : محمد حیدری لژیون ۲۴




طبقه بندی: سی دی های مهندس دژاکام و امین دژاکام،
برچسب ها: سی دی رود، سی دی های کنگره ۶۰، سی دی رود از مهندس دژاکام، درمان اعتیاد، جهانبینی،

تاریخ : جمعه 14 مهر 1396 | 10:09 ب.ظ | نویسنده : محمد حیدری | نظرات

آوین
دوشنبه 17 مهر 1396 10:45 ق.ظ
سلام عزیز انتظار زیادی ازتون ندارم فقط دلم میخواد بهم سر بزنید و نطرتون را بگین و با هم تبادل لینک داشته باشیم منتظرم گلم
مجتبی
یکشنبه 16 مهر 1396 03:09 ب.ظ
خداقوت محمد جان ممنون بابت انتقال اطلاعات
پاسخ محمد حیدری: خدمت به کنگره حال خوش ماست .من هم از شما ممنونم بابت زحماتی که میکشید
فریدون جنابی
شنبه 15 مهر 1396 08:53 ق.ظ
بااحترام...بنظر می آید نتیجه آن باشد . انسان تلاش خود را در مسیر زندگی و یا رود ادامه دهد و به نتیجه امیدوار باشد اگر برعکس خواسته ما شد بداند فرمان بوده و الان انجام این خواسته صلاح نبوده و باز به تلاش ادامه دهد و صبر نماید و منتظر فرمان بعدی باشد ....از آقا محمد تشکر می کنم ....یاعلی
پاسخ محمد حیدری: ممنونم از شما استاد ما مدیون زحمات شما هستیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

  • paper | چاله | قدس